
اقتصاد ورزش در ایران سالهاست در نقطهای میان «هزینهکرد» و «سرمایهگذاری» متوقف مانده است؛ باشگاههایی که برای بقا هزینه میکنند، مالکان خصوصی که بخش قابلتوجهی از منابع شخصی خود را وارد فوتبال میکنند و رشتههایی که با وجود ظرفیتهای فراوان، هنوز نتوانستهاند به صنعتی درآمدزا و پایدار تبدیل شوند. اما آیا مشکل اقتصاد ورزش ایران را باید صرفاً در ساختار ورزش جستوجو کرد یا ریشه آن در اقتصاد کلان کشور است؟ مصطفی هاشمیطبا، رئیس پیشین سازمان تربیت بدنی و از مدیران باسابقه ورزش ایران، معتقد است اقتصاد ورزش را نمیتوان جدا از اقتصاد کل کشور بررسی کرد.
هاشمیطبا در پاسخ به این پرسش که چرا اقتصاد ورزش ایران هنوز به اقتصادی پویا و رو به رشد تبدیل نشده است، میگوید: «برای آنکه اقتصاد ورزش در یک کشور بتواند رشد کند، ابتدا باید اقتصاد عمومی آن کشور در شرایط مناسبی قرار داشته باشد. ورزش نیز بخشی از اقتصاد کشور است و نمیتوان انتظار داشت در وضعیتی که اقتصاد کلان با مشکلات مختلف روبهرو است، اقتصاد ورزش بهصورت جداگانه و مستقل شکوفا شود.»
به اعتقاد او، تجربه کشورهای توسعهیافته نیز مؤید همین موضوع است. در بسیاری از این کشورها، اقتصاد ورزش در کنار اقتصاد کل کشور رشد کرده و بهدلیل بزرگی اقتصاد عمومی، حتی بخش قابلتوجهی از فعالیتهای ورزشی در مقایسه با تولید ناخالص داخلی (GDP) چندان بزرگ به نظر نمیرسد.
او ادامه میدهد: «کشورهایی که اقتصاد ورزش قدرتمندی دارند، معمولاً از اقتصاد کلان باثبات و GDP بالایی برخوردارند. در چنین شرایطی، گردش مالی ورزش نیز افزایش مییابد؛ اما وقتی اقتصاد یک کشور بزرگ و پایدار است، سهم ورزش از کل اقتصاد آنقدر نیست که بتواند همه اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد. ولی یکی از مهمترین مشکلات ورزش ایران، نبود شفافیت در ساختار اقتصادی باشگاههاست. هنوز در فوتبال ایران درباره مالکیت بسیاری از باشگاهها، منابع درآمدی و حتی میزان واقعی گردش مالی ابهام …











