
فوتبال ایران سالهاست با مطالبهای جدی به نام شفافیت مالی روبهروست؛ مطالبهای که تنها به قراردادهای چندده یا چندصد میلیاردی بازیکنان و مربیان محدود نمیشود، بلکه تمام منابع درآمدی مرتبط با فوتبال را در برمیگیرد. یکی از این منابع، کارمزدی است که هیأتهای فوتبال از قرارداد بازیکنان یا برخی خدمات و فرایندهای اداری دریافت میکنند؛ درآمدی که اصل دریافت آن، اگر بر اساس قوانین و ضوابط مصوب باشد از نظر حقوقی و قانونی محل ایراد نیست. اما مسأله اصلی از جایی آغاز میشود که درباره میزان این درآمدها، محل هزینهکرد و آثار آن بر توسعه فوتبال، اطلاعرسانی شفاف و مستندی وجود ندارد.
وقتی از باشگاهها انتظار میرود قراردادهای خود را شفاف کنند، صورتهای مالی ارائه دهند و پاسخگوی نحوه هزینهکرد منابع باشند، همین انتظار به همان اندازه از هیأتهای فوتبال نیز وجود دارد. افکار عمومی حق دارد بداند کارمزدهای دریافتی در طول یک فصل چه میزان بوده، در چه بخشهایی هزینه شده و چه سهمی از آن به توسعه زیرساختها، فوتبال پایه، آموزش مربیان، داوران و امکانات استانها اختصاص یافته است.
نبود شفافیت، حتی اگر هیچ تخلفی هم رخ نداده باشد، زمینه ایجاد شایعه، بیاعتمادی و ابهام را فراهم میکند. امروز بسیاری از فعالان فوتبال این پرسش را مطرح میکنند که درآمدهای حاصل از ثبت قراردادها و سایر خدمات هیأتها دقیقاً چگونه مدیریت میشود. پاسخ روشن و مستند به این پرسش، نه یک امتیاز بلکه یک وظیفه مدیریتی است.
تجربه فوتبال حرفهای در بسیاری از کشورهای اروپایی نشان میدهد موفقیت تنها محصول سرمایهگذاری نیست؛ بلکه نتیجه انضباط مالی، حسابرسی …












