
در فضایی آکنده از چالشهای مالی و زیرساختی، انتظار میرفت تیم ملی فوتبال و باشگاههای نماینده ایران در تورنمنتهای قارهای بهمثابه یک کاتالیزور عمل کنند و با کسب نتایج درخشان، بار دیگر نشاط، اعتمادبهنفس و غرور را به جامعه تزریق کنند. با این حال، نتایج ناامیدکننده، کمرمق و فاقد جهتگیری مشخص در ماههای اخیر، نهتنها این خلأ را جبران نکرد، بلکه بر عمق ناامیدی عمومی افزود.
شکستهای پرتکرار یا حتی پیروزیهای حداقلی و بیکیفیت در رقابتهای معتبر، نمایشهای بیروح و دور از تاکتیکهای مدرن در بازیهای رسمی و دوستانه و سردرگمی در تدوین راهبردهای فنی، بهتدریج سرمایه اعتماد عمومی نسبت به کادر فنی و بازیکنان ملی را فرسوده است. امروز دیگر بسیاری از هواداران، رؤیاهای پرشور صعود به مراحل حذفی جام جهانی یا قهرمانی در آسیا را در ذهن نمیپرورانند و ناگزیر به پذیرش واقعیتی تلخ شدهاند؛ فوتبال ملی ایران، بهدلیل فقدان ساختارسازی، کمبود دانش فنی روز و بهرهگیری از کادرهای کمتجربه، فاصلهای قابلتوجه با جریان پیشرفت فوتبال مدرن پیدا کرده است.
این پسرفت، در رقابتهای باشگاهی آسیا به شکلی آشکارتر و البته دردناکتر نمایان شد. کارنامه نمایندگان ایران در فصل گذشته، تصویری نزدیک به یک تراژدی کامل بود. پرسپولیس و استقلال در سطح نخست رقابتها (لیگ نخبگان آسیا) و تراکتور و سپاهان در سطح دوم (لیگ قهرمانان آسیا ۲)، همگی در مراحل ابتدایی یا میانی، با ارائه نمایشهایی نهچندان قانعکننده، از گردونه رقابتها کنار رفتند.
این حذفهای همزمان و زودهنگام، علاوه بر کاهش محسوس سهمیههای ایران در فصلهای آتی، نشان داد فاصله ساختاری، فنی و اقتصادی میان لیگ ایران و رقبای آسیایی، به شکافی عمیق تبدیل شده است. نقطه اوج این وضعیت، شکست سنگین تیم صدرنشین و پرمهره لیگ برتر ایران (تراکتور) مقابل تیمی از میانه جدول لیگ عربستان بود؛ رخدادی نمادین که بهخوبی نشان میدهد چگونه درآمدهای تجاری، جذب ستارههای بینالمللی و مدیریت حرفهای در کشورهای منطقه، مسیر رشد را …





