
فاطمه غریبی: در همین چارچوب، عملکرد وزارت امور خارجه دولت پزشکیان و تلاشهای سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجهاش برای عبور کشور از یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی، اقتصادی و سیاسی بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی است. سید رسول موسوی، دیپلمات پیشین در گفتوگو با «ایران» از ضرورت مذاکره در شرایط جنگی و ملاحظات محرمانگی اطلاعات سخن میگوید و با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی یادآور میشود که مدیریت افکار عمومی در چنین شرایطی خود بخشی از اداره جنگ است؛ چراکه بیان بیمحابای واقعیتهای اقتصادی و امنیتی میتواند ناخواسته به ابزار اطلاعاتی دشمن تبدیل شود. او همچنین بخشی از انتقادات به دیپلماسی را ریشه دار در رقابتهای جناحی میداند.
اگر در زمان جنگ، نیروهای مسلح مأموریت دفاع در میدان را دارند و وزارت خارجه مأموریت دفاع از منافع کشور در عرصه دیپلماسی را چرا مذاکرهکردن و تلاش برای پایان دادن به جنگ باید از سوی منتقدان بهعنوان عقبنشینی تفسیر شود؟
راهبرد کشور در مورد مأموریت نیروهای مسلح و وزارت امور خارجه، باید واحد باشد و این دو نهاد نمیتوانند اهداف متفاوتی را دنبال کنند. طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، فرماندهی کل قوا و اختیارات مربوط به جنگ و صلح بر عهده مقام معظم رهبری است؛ بنابراین کشور نمیتواند همزمان دو راهبرد جداگانه برای جنگ و صلح داشته باشد. البته حتی در شرایط جنگ، پیگیری صلح اهمیت دارد، اما باید در چارچوب همان راهبرد واحد و تحت فرماندهی یکپارچه انجام شود. در این شرایط نیز فرماندهی تعیین میکند چه زمانی مذاکره برای صلح یا برای پیشبرد اهداف جنگ دنبال شود؛ چراکه مذاکره برای صلح با مذاکره بهعنوان یک تاکتیک در جریان جنگ متفاوت است.
برای مثال، در دوران جنگ ایران و عراق، وزیر امور خارجه وقت کشورمان همواره در حال مذاکره بود اما این مذاکرات در چارچوب شروطی انجام میشد که جمهوری اسلامی ایران برای پایان جنگ تعیین کرده بود. تا زمانی که حضرت امام خمینی(ره) تصمیم گرفتند شرایط جدیدی را بپذیرند و قطعنامه ۵۹۸ را قبول کردند، مذاکرات در چارچوب عدم پذیرش آن قطعنامه دنبال میشد. پس از پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام، طبیعتاً شکل و چارچوب مذاکرات …












