
سینا حسینی / مرور این مسیر تاریخی نشان میدهد «استادیوم اختصاصی» در فوتبال ایران، بیش از آنکه یک پروژه عمرانی با مختصات مشخص باشد، به یک کلیدواژه ثابت در گفتمان مدیریتی دو باشگاه بزرگ پایتخت تبدیل شده است.
آغاز این روایت به اوایل دهه ۱۳۸۰ برمیگردد. موقعی که همزمان با پررنگتر شدن بحث حرفهایسازی فوتبال در ایران، ضرورت برخورداری از زیرساختهای مستقل باشگاهی نیز مورد توجه قرار گرفت. در همان مقطع، در باشگاه پرسپولیس، اکبر غمخوار از نیاز به احداث یک ورزشگاه اختصاصی سخن گفت و آن را از الزامات تبدیل این باشگاه به یک نهاد حرفهای دانست. در سوی دیگر، در باشگاه استقلال، علی فتحاللهزاده نیز از تلاش برای تأمین زمین جهت احداث ورزشگاه خبر داد. این اظهارات، در آن زمان، بیش از آنکه مبتنی بر برنامهای اجرایی و زمانبندیشده باشد، بیشتر جنبه طرح ایده داشت، اما بهعنوان نقطه آغاز مسیری ثبت شد که تا امروز ادامه یافته است.
ولی خروجی عملی این دوره بسیار محدود باقی ماند. در استقلال، برخی زیرساختها نظیر کمپ تمرینی ایجاد شد، اما پروژه ورزشگاه اختصاصی هرگز وارد مرحله اجرا نشد. در پرسپولیس نیز مذاکرات و طرحهای اولیه به نتیجه مشخصی نرسید و در عمل در همان سطح اولیه متوقف ماند.
در دهه ۱۳۹۰، ادبیات مدیران دو باشگاه تغییر محسوسی نسبت به گذشته پیدا کرد. دیگر سخن صرفاً درباره «ضرورت» نبود، بلکه از «تأمین زمین» و «کلنگزنی قریبالوقوع» سخن به میان آمد. محمد رویانیان، مدیرعامل وقت پرسپولیس، از جمله مدیرانی بود که با صراحت بیشتری درباره این پروژه صحبت کرد و حتی از آماده بودن زمین و نزدیک بودن آغاز عملیات اجرایی خبر داد. این اظهارات بازتاب گستردهای در رسانهها داشت، اما در عمل هرگز به مرحله اجرا نرسید. پس از او نیز مدیرانی مانند حمیدرضا سیاسی همین مسیر را ادامه دادند، بیآنکه دستاورد مشخصی در این زمینه ثبت شود.
در باشگاه استقلال نیز شرایط کمابیش مشابهی حاکم بود. علی فتحاللهزاده در دوره دوم مدیریت خود بار دیگر از «خبرهای خوب» درباره ساخت ورزشگاه اختصاصی سخن گفت. پس از او، بهرام افشارزاده …











