
مجتبی بیات، رئیس مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری: اگر مفهوم مشارکت فقط به حضور مردم در برنامههای رسمی، شنیده شدن مطالبات مردمی از سوی دولت یا همراهی مردم با تصمیمهای اتخاذشده تقلیل یابد، نمیتوان آن را مشارکت اجتماعی دانست. در جامعهای قوامیافته مانند ایران که امروز با مجموعهای از مسائل انباشته دستبهگریبان است، مشارکت زمانی معنادار میشود که مردم و سازمانهای نمایندگیکننده آنان در تشخیص مسأله، وارد شدن به دستورکار، صورتبندی راهحل، انتفاع از مداخلات و ارزیابی نتایج سهم داشته باشند.
این سخن به معنای بیگانگی جامعه با مشارکت و همیاری نیست. در تاریخ اجتماعی ایران، اشکال گوناگونی از یاریگری، تعاون و همکاری جمعی وجود داشت که امکانهای مهمی برای تشکلیابی و مشارکت اجتماعی در ایران امروز فراهم میکند. ادبیات علمی مرتبط با مشارکت اجتماعی و توسعه محلی نیز بر نقش اجتماع محلی و مشارکت سازمانیافته مردم در فرآیند توسعه تأکید دارد. از این منظر، مسأله تشکلیابی و مشارکت اجتماعی برای حل مسائل را نمیتوان صرفاً ضعف ظرفیت اجتماعی دانست. مسأله مهمتر چگونگی بالفعل کردن ظرفیتهای تاریخی و معاصر جامعه و اتصال آنها به فرآیند حکمرانی و حل مسائل عمومی است.
به بیان روشنتر، سؤال اصلی حول موضوع تشکلها و مشارکت اجتماعی این است که چگونه ساختار و شبکه حکمرانی را بهگونهای طراحی کنیم که مردم و سازمانهای نمایندگی آنان بتوانند در فرآیند سیاستگذاری مشارکت کنند.
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بپذیریم جامعه واقعیت یکدست نیست و از واقعیتها و میدانهای متعدد و بههمپیوستهای تشکیل شده که کنشگران مختلف با سرمایههای نمادین متفاوت، در پی تحقق منافع و اهداف خود هستند. هر کدام از این کنشگران، بخشی از واقعیت اجتماعی را میبینند و از موقعیتی خاص درباره آن سخن میگویند. از این منظر، دولت یا آن بخش از جامعه که خود را بیشتر به رسمیت شناختهشده میبیند، هرچند از بازیگران مهم میدان قدرت و سیاستگذاریاند، اما تنها بازیگران نیستند.
از همین رو، در رویکرد ارتباطات …













