
لیگ بیستوششم با یک تفاوت مهم آغاز شد؛ این بار روی هیچ کدام از ۱۸ نیمکت لیگ برتر، خبری از سرمربی خارجی نیست. اتفاقی که میتوانست یکی از مهمترین نشانههای اعتماد به مربیان ایرانی باشد و به نسل تازهای از مربیان جوان فرصت دهد خود را در بالاترین سطح فوتبال کشور محک بزنند.
سالها بود هر بار صحبت از نیمکت تیمهای بزرگ به میان میآمد، نگاهها به خارج از ایران دوخته میشد؛ به مربیانی که گاهی با قراردادهای سنگین وارد فوتبال ایران میشدند، اما پیش از آنکه فرصت ساختن تیم و اجرای ایدههایشان را پیدا کنند، درگیر مشکلات مالی، مدیریتی یا اختلاف با باشگاه میشدند. حالا اما شرایط متفاوت است. تمام نیمکتها ایرانیاند و از این دیدگاه، فصل جدید میتواند یک نقطه عطف باشد.
اما فوتبال فقط با انتخاب مربی و نتیجه مسابقه حرفهای نمیشود. حرفهایگری را باید در رفتار مربی کنار زمین، نوع گفتوگوی او با خبرنگاران، پذیرش مسئولیت شکست و حتی نحوه برخورد با داور و نیمکت حریف نیز دید.
در هفتههای ابتدایی فصل، به جای آنکه تمرکز اصلی روی ایدههای فنی مربیان ایرانی، جوانگرایی و کیفیت مسابقات باشد، بخشی از اخبار بار دیگر به فریادهای کنار زمین، درگیریهای لفظی و فیزیکی، اعتراضهای تند، کنایههای رسانهای و غیبت در نشستهای خبری اختصاص پیدا کرده است. قرار نبود «تمامایرانی» شدن نیمکتها فقط به تغییر پاسپورت سرمربی ختم شود. اگر قرار است این فصل نشانهای از بلوغ مربیگری ایرانی باشد، این بلوغ باید در رفتار هم دیده شود.
محوطه فنی در فوتبال مدرن محل تصمیمگیری و هدایت تیم است؛ جایی برای خواندن بازی، انتقال تغییرات تاکتیکی و حفظ آرامش در شرایط خاص. هیچکس انتظار ندارد سرمربی در دقیقه 90 یک مسابقه حساس مانند تماشاگر بیتفاوت کنار زمین بایستد. هیجان بخشی از فوتبال است و اعتراض، تا زمانی که در چهارچوب قانون باشد، قابل درک. مسأله از جایی آغاز میشود که هیجان جای کنترل را میگیرد و مربی خود به بخشی از تنش مسابقه تبدیل میشود.
در این مدت کوتاه بارها صحنههایی دیده …












