
ابوالقاسم رئوفیان، دبیرکل حزب ایران زمین: در شرایط کنونی، میتوان سه گرایش عمده را در تحلیل مسأله جنگ و صلح مشاهده کرد: خوشبینی افراطی، بدبینی افراطی و واقعبینی آرمانگرایانه. شناخت تفاوت این سه رویکرد، برای ترسیم یک راهبرد کارآمد در برابر شرایط پیچیده کنونی ضروری است. گرایش اول، خوشبینی افراطی است؛ رویکردی که ادامه جنگ تا پیروزی نهایی را تنها مسیر ممکن میداند. مشکل اساسی این رویکرد آن است که ممکن است تحت تأثیر ذهنیتهای رویاپردازانه، بخشی از واقعیتهای میدان، موانع، هزینهها و خطرات را نادیده بگیرد. در چنین نگاهی، فاصله میان آرمان و واقعیت به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد و همین امر میتواند برنامهریزیهای کشور را با خطر خطا مواجه کند.
در نقطه مقابل، بدبینی افراطی قرار دارد؛ رویکردی که ادامه جنگ را راهحل نمیداند و بر کنار آمدن با آمریکا و رسیدن به صلح، حتی اگر صلحی ناپایدار باشد، تأکید میکند. مسأله اساسی در این دیدگاه، خطر گرفتار شدن کشور در چرخه انفعال است. اگر یک کشور صرفاً بر اساس ترس از هزینههای تقابل تصمیمگیری کند، ممکن است به تدریج ابتکار عمل خود را از دست بدهد و در برابر اراده طرف مقابل منفعل شود. هر دو رویکرد، بهرغم تفاوت ظاهری، یک نقطه ضعف مشترک دارند و آن فاصله گرفتن از واقعیت است. یکی واقعیتهای سخت و محدودیتها را کمتر از اندازه واقعی میبیند و دیگری ظرفیتها و توانمندیهای کشور را نادیده میگیرد.
اما راه سوم، واقعبینی آرمانگرایانه است؛ رویکردی که هم آرمان را حفظ میکند و هم واقعیت را مبنای طراحی راهبرد قرار میدهد. واقعبینی آرمانگرایانه به این معناست که مقصد روشن باشد، اما مسیر رسیدن به آن بر اساس شناخت دقیق شرایط انتخاب شود. آرمانگرایی در این نگاه، مانند قطبنماست؛ مقصد را نشان میدهد، اما قطبنما بهتنهایی کشتی را به مقصد نمیرساند. برای حرکت، شناخت مسیر، امکانات، موانع و شرایط محیطی نیز ضروری است. به همین دلیل، آرمانگرایی باید با واقعبینی پیوند بخورد. این نگاه، با آنچه از سیره سیاسی پیامبر اسلام و حکومت امام …












