
بورس نیوز:
اظهارات اخیر رئیسکل بانک مرکزی درباره تأمین ۲۰ میلیارد دلار ارز برای بخش صنعت، در ظاهر میتواند حامل پیامی حمایتی برای تولیدکنندگان باشد، اما در شرایط فعلی اقتصاد ایران بیش از آنکه نگرانیها را کاهش دهد، پرسشهای تازهای درباره توان واقعی ارزی کشور ایجاد کرده است. مسئله زمانی جدیتر میشود که همین مقام پولی تنها چند روز قبل از کاهش درآمدهای نفتی، دشوارتر شدن دسترسی به منابع ارزی و ضرورت مدیریت منابع در شرایط جنگی سخن گفته بود. اگر یکی از مهمترین کانالهای ورود ارز به اقتصاد ایران تحت فشار قرار گرفته، این پرسش بهطور طبیعی مطرح میشود که وعده تأمین ۲۰ میلیارد دلار ارز برای صنعت دقیقاً بر چه پایهای استوار است؟
وقتی روایتها با هم جور درنمیآیند
بانک مرکزی نمیتواند محدودیتهای تراز ارزی کشور را صرفاً با ادبیات سیاستی کنار بزند. ارز باید از محلی تأمین شود؛ یا از صادرات نفت، یا صادرات غیرنفتی، یا منابع خارجی و یا ذخایری که در سالهای گذشته انباشته شدهاند. اگر درآمد نفتی کاهش یافته، بخشی از ظرفیت ورود ارز نیز کاهش پیدا کرده است، مگر آنکه بانک مرکزی بتواند نشان دهد این افت از محل دیگری جبران شده است. مسئله اینجاست که در سخنان اخیر توضیح روشنی درباره چنین منابع جایگزینی ارائه نشده و همین موضوع فاصله میان دو روایت را بیشتر کرده است؛ یکبار از محدودیت منابع و فشار بر درآمدهای ارزی صحبت میشود و چند روز بعد وعدهای بزرگ برای تأمین ارز صنعت مطرح میشود.
۲۰ میلیارد دلار از منابع مبهم
طبیعی است که اصل تأمین ۲۰ میلیارد دلار از نظر فنی غیرممکن نباشد. بانک مرکزی میتواند از ذخایر ارزی استفاده کند یا بخشی از منابع حاصل از صادرات غیرنفتی را به صنعت اختصاص دهد. اما اگر پشت این وعده، برداشت از ذخایر قرار داشته باشد، مسئله فقط از امروز به آینده منتقل شده است. ذخایر ارزی درآمد جاری نیستند. این منابع برای عبور از شوکها و دورههای بحرانی نگهداری میشوند و استفاده از آنها میتواند برای مدتی فشار را کاهش دهد، اما نمیتواند جایگزین دائمی جریان صادرات باشد.
ذخایر ارزی؛ راهحل یا خرید زمان؟
در چنین شرایطی، پرسش مهم دیگر این نیست که آیا ارز در اختیار بانک مرکزی وجود دارد، بلکه این است که این ذخایر چه حجمی دارند، چه میزان از …












