یکشنبه / ۱۱ مرداد / ۱۴۰۵ - 2 August, 2026
 روزنامه ستاره صبح / ۶ ساعت قبل

پایان جنگ با میز مذاکره

 پایان جنگ با میز مذاکره
خاورمیانه این روزها در سایه تهدید و بی‌اعتمادی قرار گرفته است، این پرسش مطرح است که آیا حمله پیش‌دستانه ایران به برخی کشورهای عربی می‌تواند احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را کاهش دهد یا برعکس، منطقه را وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر خواهد کرد؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه نظامی باشد، سیاسی و راهبردی است.




تجربه دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که جنگ در خاورمیانه هیچ‌گاه محدود نمانده است. درگیری بازیگران بیشتری را وارد میدان کرده و دامنه بحران را گسترش داده است. از عراق و افغانستان گرفته تا سوریه و یمن، آغاز جنگ ساده است، اما پایان آن سال‌ها زمان می‌برد و هزینه‌ اش بر ملت‌ها تحمیل می‌شود.
اگر ایران به صورت پیش‌دستانه اهدافی را در برخی کشورهای عربی هدف قرار می‌دهد، بعید است که نتیجه آن کاهش تهدید و پایان جنگ باشد. برعکس، چنین اقدامی می‌تواند آن کشورها را که تلاش می‌کردند از ورود مستقیم به جنگ پرهیز کنند، به سمت مشارکت فعال‌ در یک ائتلاف نظامی سوق دهد. در آن صورت، جنگ از یک رویارویی محدود خارج شده و به بحرانی منطقه‌ای تبدیل می‌شود؛ بحرانی که کنترل آن دیگر در اختیار هیچ طرفی نخواهد بود و منطقه را ویران خواهد کرد.
واقعیت آن است که بسیاری از کشورهای عربی، با وجود اختلاف‌نظرهای سیاسی با ایران، علاقه‌ای به جنگ فراگیر ندارند. علت این است که اقتصاد این کشورها به ثبات منطقه، صادرات انرژی و امنیت مسیرهای دریایی وابسته است. اما وقتی هدف حمله قرار گیرند، ناچار خواهند شد پاسخ دهند یا از دیگران برای پاسخ دادن کمک بگیرند. این همان نقطه‌ای است که بحران می‌تواند ابعادی غیرقابل پیش‌بینی پیدا کند.
علاوه بر مسائل امنیتی، نباید از پیامد اقتصادی جنگ پیش دستانه غافل شد. زیرا هرگونه گسترش جنگ، تجارت، صادرات نفت، حمل‌ونقل دریایی و سرمایه‌گذاری را با مشکلات بیشتری برای همه کشورها از جمله ایران روبه‌رو می‌کند. تجربه نشان داده است که قربانی ناامنی، اقتصاد و معیشت مردم است. افزایش قیمت کالاها، کاهش ارزش پول ملی، دشوار شدن تجارت خارجی و فشار بر زندگی روزمره، پیامدهایی است که دیر یا زود خود را نشان خواهد داد.
درگیری از منظر دیپلماتیک، موقعیت هر کشوری را در عرصه بین‌المللی تضعیف می‌کند. در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که خواهان کاهش تنش هستند، برای حمایت سیاسی از طرف آغازکننده جنگ با محدودیت روبه‌رو خواهند شد و این مسئله می‌تواند زمینه فشار بیشتر سیاسی و اقتصادی را فراهم کند.
حفظ بازدارندگی با گسترش جنگ تفاوت دارد. بازدارندگی یعنی افزایش هزینه حمله برای طرف مقابل، بدون آنکه آتش جنگ گسترده‌تر شود. تقویت توان دفاعی، حفظ آمادگی نیروهای مسلح، استفاده از ظرفیت دیپلماسی و مدیریت روابط با همسایگان، ابزارهایی هستند که می‌توانند امنیت ملی را با هزینه‌ای کمتر تأمین کنند.
هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان بگوید اگر جنگ گسترش یابد، چه کسی برنده خواهد بود؛ اما تقریباً همه تجربه‌های تاریخی یک نکته مشترک دارند: در جنگ‌های طولانی، ملت‌ها بیشترین هزینه را می‌پردازند.
امنیت پایدار، بیش از آنکه محصول توسعه میدان نبرد باشد، حاصل ترکیب قدرت دفاعی، عقلانیت سیاسی و دیپلماسی فعال است. امروز منافع ملی ایجاب می‌کند که راهبرد بازدارندگی، جایگزین منطق گسترش درگیری شود؛ زیرا پایان جنگ‌ها، دیر یا زود، پشت میز مذاکره رقم می‌خورد، نه در میدان نبرد.