این پیمان نشان دهنده رویکرد کشورهای همسایه دررابطه با ایران هم هست .دل سپردن به واسطهها که اطلاعات از ایران دریافت میکنند ناشی از سیاست مذاکره غیر مستقیم به جای مذاکره مستقیم است .مذاکره مستقیم میتواند اعتبار ناشی از گفتوگو هارانصیب ایران کند ولی واسطهها سعی میکنند بیشتر جای پای خود را محکم کنند تا به منافع ایران توجه نمایند. پاکستان و دیگر میانجیها به دنبال تأمین منافع خود هستند تا دو طرف متخاصم. هر طرف که برای آنها سود بیشتری داشته باشد طرف او را خواهند گرفت. پاکستان هم به فکر منافع خود هست. این چه هنر وسیاستی است که ایران بدان دل بسته است وچرا با همه هزینهها دست از این سیاست دست بر نمیدارد ؟
اگر یک راه را هزار بار به یک روش برویم در هزار ویکمین بار بازهم همان نتیجه به دست خواهد آمد .ایران وآمریکا بهتر است به مذاکره مستقیم وبدون واسطه روی آورده ومشکلات خودرا با گفتوگوی مستقیم حل کنند .تجربه نشان داده است که مذاکرات غیرمستقیم نتیجه مثبت به بار نیاورده است.
باید دانست که شعار وهزینه سازی وبی توجهی به سازوکارهای حقوقی وازسوی دیگر دل سپردن به ادعاها، گره از کار ملک وملت نخواهد گشود .ایران باید با هوشیاری وآینده نگری با گفتوگوی مستقیم مشکلات با امریکارا حل کند .میانجیها به سود خود گام بر میدارند .همین نگرش فرصتهای فراوانی را از ایران گرفته وبازهم میگیرد.کفتگوی مستقیم به معنای وا دادگی وتسلیم نیست .به معنای بهره گیری حداکثری از زمان در راستای منافع ملی است. به عقیده رئیسجمهور و اجماع تحلیلگران تفاهمنامه 14 مادهای به نفع ایران بود تا آمریکا. باید بررسی شود چرا این تفاهمنامه به هم خورد و اکنون که در شرایط نه جنگ و نه صلح هستیم میشود به تفاهمنامه بازگشت، تنگه هرمز را باز و محاصره دریایی را از سر کشور و مردم برداشت.









