
* هژمونیک واقعیتهای تعیینکننده جهان را از دریچه منافع قدرتهای مسلط صورتبندی و بازنمایی میکند و با بهکارگیری پیچیدهترین سازوکارهای زبانی و روایی، از سوگ ما روایت میسازد، اما در برابر ساختارهای مولد رنج ما، یا پیشگیری از آن رنج ها، کمتر مسئولیتی برای خود قائل است. رسانهای که چارچوببندی خود را بر پیامدها استوار سازد و تنها «پیامدها» را برجسته کند و درباره «زمینهها و عاملان» سکوت پیشه کند، تصویری ناقص و جهتدار از واقعیت ارائه میدهد. این سازوکار، در مواردی نهتنها به درکتمان حقیقت، که به پمپاژ ناحقیقت میانجامد.
گفتمان رسانهای هژمونیک، اصلِ خشونتها و جنگها تخطئه نمیشوند و اگرهم چنین شود، غالبا ساختارهای مولد و بانیان اصلی آن مورد خطاب قرار نمیگیرند و به نوعی، تراژدی از عاملان اصلی خود جدا میشود.
* منظومهای، رنج و محرومیت و فلاکت انسانها، موضوعی برای مسئولیت اخلاقی نیست، بلکه سرمایهای برای جذب مخاطب و کسب اعتبار است روزنامه نگاری وابسته در هر جای جهان، بیش از آن که روزنامه نگاری باشد، گرفتار آفت قدرت، مالکیت و تبلیغات است و با «حقیقت نگاری» بسیار دارد در برابر این جریان، سخن از فاصله «روزنامه نگارملی » قد علم میکند تفاوت بنیادین این دو، در معرفتشناسی رسانه نهفته است؛ یکی حقیقت را در چارچوب منافع قدرتهای مسلط بازنمایی میکند، و دیگری با شناخت و تحلیل مناسبات قدرت، آن را از منظر خیر عمومی، منافع ملی و کرامت انسان میکاود این نگاه نمیگوید وطن یا وطن یا نژاد من بالاترین است؛ بلکه در پی آن است که چه چیزی برای میهن و ملت من بهترین است! روزنامهنگاری ملی، باید «معرفت بنیاد » و «ضلع سومی» باشد که از وابستگی تحریریه به کانونهای قدرت، ثروت و منافع سازمانیافته داخلی و نیز روایتهای هژمونیک خارجی پرهیز کرد.
* آنچه روزنامهنگاری را «ملی» میکند، نه تغییر در اصول جهانشمول حرفهای، بلکه تعلق آن به حافظه تاریخی، تجربه زیسته، فرهنگ و افق تمدنی و حتی زبان و …

![[حامد خزایی] عصر مصرف فوری](/news/u/2026-08-22/ettelaat-cyogu.jpg)




