
کشاورزی دیجیتال در ایران دیگر فقط به چند سامانه محدود نیست. از ثبت میلیونها بهرهبردار و صدور بیش از ۱.۳ میلیون بیمهنامه گندم تا آبیاری هوشمند و صدها پهپاد کشاورزی، نشانههای اجرای واقعی وجود دارد. اما هرچه از تعداد سامانه و تجهیز به نتیجه استفاده از آنها نزدیک میشویم، داده کمتر میشود. هنوز روشن نیست این زیرساختها با چه هزینهای، برای چند کشاورز و با چه اثر قابل سنجشی بر آب، نهاده، عملکرد و درآمد کار کردهاند. این چالشی است که میتواند نتیجه سرمایهگذاریها را پنهان کند و انگیزه حاکمیتی برای ادامه این روند را کاهش دهد.
بهگزارش پیوست، کشاورزی ایران از نقطه صفر دیجیتالیشدن فاصله زیادی گرفته است. سامانه جامع پهنهبندی در سال ۱۳۹۷ اطلاعات حدود ۳.۸ میلیون کشاورز و بهرهبردار را ثبت کرده بود و در سال ۱۴۰۰ اتصال ۱۵۰ مجوز وزارت جهاد کشاورزی از طریق «سماک» به درگاه ملی مجوزها اعلام شد. بازارگاه نهادههای کشاورزی از پیش از مصوبه هوشمندسازی سال ۱۴۰۰ عملیاتی بود و در سال زراعی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ نیز یک میلیون و ۳۵۰ هزار بیمهنامه گندم برای 6.4 میلیون هکتار بر پایه اطلاعات سامانه پهنهبندی صادر شد. اینها شواهدی از ورود داده و سامانه به فرایندهای واقعی کشاورزیاند هستند و از مرحله رونمایی چند پروژه دیجیتال عبور کردهاند.
اما برای سنجش نتیجه این تحول، داده بسیار محدودتر است. رقم ملی قابل اتکایی درباره سطح کشاورزی دقیق، مزارع مجهز به اینترنت اشیا، کاهش مصرف آب، کود و سم، کاهش هزینه تولید یا افزایش عملکرد ناشی از فناوری دیجیتال منتشر نشده و هزینه بسیاری از سامانههای اصلی نیز قابل ردیابی نیست. بنابراین مساله اصلی سامانه نیست بلکه مقیاس استفاده، هزینه و نتیجه آنهاست.
پانزده سال تکلیف برای یکپارچهکردن اطلاعات
فعالیتهای مرتبط با یکپارچهسازی دادهها سابقهای دستکم ۱۵ ساله دارد. ماده ۲۲ قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی در تیر ۱۳۸۹ ایجاد پایگاه اطلاعات تولیدکنندگان، پایگاه جامع اطلاعات کشاورزی مبتنی بر فناوری اطلاعات و شبکه مدیریت دانش و اطلاعات کشاورزی و روستایی را تکلیف کرد و برای اجرای آن مهلتی دو ساله در نظر گرفت. اجزای مختلفی از این زیرساخت در سالهای بعد ساخته شدند، اما «جامع و یکپارچهشدن» اطلاعات دوباره در مصوبات بعدی به تکلیف تبدیل شد.
بیش …












