به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ به باور کارشناسان، دریای خزر پس از سه دهه دوری از منازعات مستقیم قدرتهای بزرگ، در حال تبدیل شدن به یک عرصه راهبردی برای پیگیری دکترین مهار اقتصادی و زیرساختی از سوی ایالات متحده است؛ به طوری که در اواخر ماه ژوئیه، گزارشهایی از آسیبدیدگی تاسیسات دریایی سپاه پاسداران در زیباکنار استان گیلان در پی اقدام نظامی آمریکا منتشر شد که نشاندهنده ورود عملیاتی واشنگتن به خط ساحلی دریای خزر است.
چند روز پیش از آن نیز ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین مدعی شد پهپادهای این کشور چندین شناور را در دریای خزر هدف قرار دادهاند که این امر نیز اعتراض رسمی تهران و احضار کاردار اوکراین را در پی داشت، چراکه به تاکید مقامات ایرانی، یکی از کشتیهای هدف، حامل بار سنگآهن از آستاراخان به بندر انزلی بوده است.
کشاندن درگیری به دریای خزر از سوی ایالات متحده و اوکراین نشاندهنده گسترش رقابت بر سر خطوط «اتصال» و شبکه حملونقل است. واشنگتن راهبردی «مهار اوراسیا» را دنبال میکند که به جای اشغال فیزیکی زمین، زیرساختهای تجاری شامل بنادر، خطوط ریلی و مسیرهای انتقال انرژی را هدف قرار میدهد تا مانع از همگرایی اقتصادی موثر میان تهران، مسکو و پکن شود. این راهبرد اهداف مختلفی را دنبال میکند که در ادامه به آن اشاره میشود. فشار بر کریدور شمال-جنوب
مسیر چندوجهی ۷۲۰۰ کیلومتری که هند را از طریق ایران و خزر به روسیه متصل میکند، شریان حیاتی مسکو و تهران برای کماثر کردن تحریمهای غرب به شمار میرود. حملات پهپادی به مسیرهای تردد دریایی میان آستاراخان و بندر انزلی و تحرکات نظامی پیرامون بنادر شمالی ایران، تلاشی در جهت ایجاد ناامنی در این گلوگاه کلیدی محسوب میشود.
مزیت اصلی کریدور شمال-جنوب در مقایسه با سایر مسیرها، از جمله مسیر دریایی از طریق کانال سوئز، این است که زمان تحویل را به نصف کاهش میدهد. به عنوان مثال تحویل محمولهها از بمبئی به سن پترزبورگ از طریق مسیر سنتی از طریق کانال سوئز ۳۰ تا ۴۵ روز طول میکشد، در حالی که زمان تحویل مسیر زمینی INSTC احتمالا از ۱۵ تا ۲۴ روز متغیر باشد. علاوه بر این، استفاده از مسیر شرقی کریدور که از قزاقستان و ترکمنستان عبور میکند، میتواند زمان تحویل را به ۱۵ تا ۱۸ روز کاهش دهد. …












