
اگر منابع بانک مرکزی بهجای آنکه صرفاً از مسیر اضافهبرداشت در اختیار بانک قرار گیرد، از محل تعیین تکلیف و دریافت داراییهای بانک تأمین شود، در واقع یک پیام مهم در خود دارد:
قرار نیست ناترازی با پول جدید پوشانده شود؛ قرار است بخشی از ناترازی با اصلاح واقعی ترازنامه جبران شود.
در این نگاه، دریافت اموال و مطالبات بانک ایرانزمین میتواند به معنای تبدیل داراییهای منجمد به منابع قابل استفاده، کاهش فشار بر منابع بانک مرکزی و فراهم شدن زمینه برای بازسازی ساختار مالی این بانک باشد.
به بیان سادهتر، مسیر اصلاح میتواند از این الگو فاصله بگیرد:
اضافهبرداشت ← تأمین نقدینگی ← تداوم ناترازی
و به سمت این الگو حرکت کند:
تعیین تکلیف داراییها ← وصول مطالبات ← اصلاح ترازنامه ← بازسازی و احیای بانک
درباره نتیجه نهایی این فرآیند هنوز نمیتوان با قطعیت اظهارنظر کرد و موفقیت آن به نحوه …











