قیمت طلا امروز




 سایت اکونیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

صبح هواپیماها بالای سر بیت رهبری می‌چرخیدند - اکونیوز

اقتصاد ایران: پاسدار بیت می گفت: جمعه حوالی ساعت سه صبح یعنی هنوز ساعتی مانده به اذان، هواپیماها اینجا بالای سر بیت می چرخیدند. من درهای سمت غربی بیت کشیک
 صبح هواپیماها بالای سر بیت رهبری می‌چرخیدند - اکونیوز
به گزارش خبرگزاری  اقتصاد ایران ،   پایگاه خبری جماران در گزارشی به روایت یکی از پاسدارهای بیت رهبری از حملات آمریکا به این محل پرداخته است.

در این گزارش قید شده است:

من از همان روز اول جنگ، از همان نهم اسفند ماه که بیت را زدند، بارها راهم را کج کرده بودم و رفته بودم سمت بیت. رفته بودم تا آن حوالی نفس بکشم. رفته بودم تا به تک تک سلول هایم، غربت را، مظلومیت را، شجاعت را، ایستادگی را و... بچشانم. آن روز هم سرم را انداختم پایین رفتم نه خیابان کشوردوست را که فلسطین را. نیوجرسی ها برداشته شده بود و گیت اول دیده می شد. هنوز چند متری مانده بود به گیت برسم که جای ترکش ها بر بدن ایستگاه بازرسی توجهم را جلب کرد. سرم به سمت راستم چرخید، روی یک میز عکس سه شهید داشتند به من یادآوری می کردند که ما سال ها برای امنیت این کشور، روزها که هیچ حتی شب ها هم گاهی یا بیشتر زمان ها پلک هایمان هیچ تماسی با هم نداشتند. دیواری آن حوالی نیز به نشانه مظلومیت شهدای بیت، ترکش هایی که به جانش نشسته بود را نشانم داد.

از سه پاسداری که آن حوالی بودند، سراغ کسی را گرفتم که بتواند کمی درباره آن شهدا و چگونگی شهادت شان چیزی بگوید. آخر آنها نه نهم اسفند که پانزدهم به شهادت رسیده بودند. با اینکه آقا و اهل بیتش را زده بودند باز هم به سراغ بیت آمده بودند. بیتی که وجب به وجبش در خاطر ما ثبت است، نکته ای که حرامیان به آن واقف نیستند و گمان شان بر این است که با تخریب کاملش می توانند خاطرات ما را هم به باد فنا بسپارند. یکی از آن پاسدارها گفت من شهید صفدر سوری را می شناسم. بعد از نماز مغرب بیا تا برایت از او بگویم. نمازم را در رواق کشوردوست به جماعت خواندم و زود برگشتم تا از آن سه شهید بشنوم.

پاسدار بیت می گفت: جمعه حوالی ساعت سه صبح یعنی هنوز ساعتی مانده به اذان، هواپیماها اینجا بالای سر بیت می چرخیدند. من درهای سمت غربی بیت کشیک می دادم. تا آن ساعت فقط می چرخیدند و خبری از شلیک نبود. رفتم توی کانکس وضو بگیرم که زدند. همه بچه ها چه بچه های بیت، چه بچه های ناجا دور شدند و جان پناه گرفتند. شاید ۲۷-۲۸ بمب ریختند. شیشه های حوالی خیابان آذربایجان ـ کارگر هم حتی خرد شده بود. من نمازم را همان جا خواندم. بچه ها که زنگ زدند و پرسیدند کجایی گفتم من اینجا پشت نیوجرسی ها دارم نماز می خوانم. سرشیفت‌‍مان که رسید گفت چه می کنی مگر نمی بینی دارند می زنند. بعد از نماز خودم را به خیابان دانشگاه رساندم. مسئول آن قسمت گفت که بمانید و مجموعه را حفظ کنید. 

هوا داشت کم کم روشن می شد. فکر می کردیم که انفجارها تمام شده که ناگهان صدای کروز آمد. همه جا دود بود و خاک. ما پناه گرفتیم. ترامپ قمارباز گفته بود که اینجا پایگاه شیعه است و من اینجا را با خاک یکسان می کنم، می خواست همان کاری را بکند که با سیدالشهداء(سلام الله) علیه کردند. من بلند که شدم همه لباس هایم خاک بود. ما از خیابان های مجموعه بیت دور شدیم. از بس که حجم آتش زیاد بود و سه چهار دقیقه بعد برگشتیم و خودمان را به بیت رساندیم. حاج صفدر که فرمانده بچه ها بود با دو نفر دیگر که عکس هایشان اینجاست و این سیاهی های روی زمین رد خون آن هاست خودشان را به اینجا می رساندند. همان موقع یک موشک می خورد اینجا بچه ها پرت می شوند و دوباره به زمین می خورند و شهید می شوند. 

من و حاج صفدر با هم رفیق بودیم و چون ماها نیروی مستقیمش نبودیم خیلی مهربان بود اما با نیروهای خودش خیلی جدی و منضبط رفتار می کرد. حاج صفدر خیلی مسئولیت پذیر و جدی بود. حتی نوع سلاح گرفتن و پست دادن نیروهایش هم برایش مهم بود. من فکر می کنم قضیه شهادت یک موضوع دلی است و باید انقطاع صورت بگیرد. یک روز دختر ۱۴-۱۵ ساله اش با پسر و همسرش آمدند اینجا. دخترش خیلی بی تابی می کرد. از بس که دختر بابایی است. 

یادم هست که توی جنگ دوازده روزه هر وقت که با هم صحبت می کردیم و می گفتم حاجی اینطوری شد، آنطوری شد می گفت نگران نباش چیزی نمی شود.

شهید احمد لیالی مقدم خیلی شوخ بود، هر بار که از کنار من رد می شد، می گفت چطوری پیرمرد و من هم می گفتم خودتی. یک بار پرسیدم: احمد تو متولد چه سالی هستی؟ گفت ۵۳. زدم روی شانه اش و گفتم: تو چهار پنج سال هم از من بزرگتری. حسابی با هم رفیق شده بودیم.

روزی که آقا را زدند ما اینجا پست می دادیم و داشتند پیکرها را خارج می کردند. شنیده بودم که احمد شهید شده که یکباره دیدم احمد آمد، گفتم شنیدم تو شهید شدی. گفت من، من شهید بشوم من که اینهمه سر به سر همه می گذارم. اما آن روزها یعنی بعد از شهادت آقا خیلی اینجا رفت و آمد می کرد. آخر سر هم همین جا شد قتلگاهش. 



 باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟

باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟

باستان‌شناسان در هفتمین فصل کاوش غار قلعه کرد، احتمال می‌دهند به سنگواره‌های بیشتری از انسان‌تباران دوره پلیستوسن، از جمله بقایای احتمالی نئاندرتال‌ها، انسان هوشمند کهن، انسان هایدلبرگ و دیگر گونه‌ها یا جمعیت‌های انسانی این دوره، دست یابند. قلعه کرد، غاری است که پیش‌تر در آن یک دندان شیری متعلق به کودکی حدود هفت تا هشت ساله با قدمتی در حدود ۱۷۵ هزار سال کشف شده است.

 بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیب‌ها تا توضیحات سایت فروش بلیت

بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیب‌ها تا توضیحات سایت فروش بلیت

بازار سیاه بلیت، این روزها به یکی از پرتکرارترین موضوعات تئاتر تبدیل شده است. در شرایطی که شمار زیادی از تماشاگران امکان مالی خرید بلیت‌های رسمی‌۵۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومانی بعضی نمایش‌ها را ندارند، بازار سیاه این بلیت‌ها با چند برابر قیمت اصلی ظاهرا پررونق است.

 ببینید| شعر معروف استاد افشین علا درباره امام خامنه‌ای چگونه سروده شد؟ - تسنیم

ببینید| شعر معروف استاد افشین علا درباره امام خامنه‌ای چگونه سروده شد؟ - تسنیم

افشین علا از ماجرای سرودن شعر معروفش برای رهبر انقلاب و پاسخ متفاوت ایشان به «جمعه نصر» می‌گوید.

 ماجرای جوانی که پای چوبه دار نی نواخت و بخشیده شد | ببینید

ماجرای جوانی که پای چوبه دار نی نواخت و بخشیده شد | ببینید

بخشی از گفتگوی محبوبه رمضانی خواهری که قاتل برادرش را با شنیدن صدای یک نی بخشید.

 محمدرضا حکیمی؛ آن‌گونه که زیست، آن‌گونه که خواست/ ساخت «خانه‌ علامه حکیمی» مورد تایید نیست

محمدرضا حکیمی؛ آن‌گونه که زیست، آن‌گونه که خواست/ ساخت «خانه‌ علامه حکیمی» مورد تایید نیست

حجت الاسلام محمد حکیمی برادر استاد محمدرضا حکیمی در یادداشتی به مناسبت پنجمین سال درگذشت ایشان، ضمن مروری بر اندیشه‌های محمدرضا حکیمی به ویژه در زمینه عدالت و مبارزه با فقر در اندیشه قرآنی و اهل بیت و با تاکید بر دوری سیاست و اقتصاد در این روزها با آنچه باید باشد و مظلومیت انسان محروم و بی‌پناه در جامعه امروز ایران، اعلام کرد هرگونه انتساب ملکی به عنوان «منزل علامه محمدرضا حکیمی» و هرگونه اقدام، ثبت، بهره‌برداری فرهنگی یا تبلیغی بر پایهٔ چنین انتسابی، بدون رضایت صاحبان حق و برخلاف وصیت و ترتیبات مقرر از سوی آن عزیز از دست رفته، فاقد رضایت شرعی ماست و در فرض تصرف در حقوق اشخاص یا مخالفت با وصیت معتبر، نمی‌توان آن را به نام تکریم آن مرحوم توجیه کرد.

 نیمه پنهان مصدق

نیمه پنهان مصدق

محمد مصدق، سال ۱۲۶۱ به دنیا آمد؛ یعنی حدود ۲۴ سال پیش از مشروطه. برای داشتن تصویری روشن‌تر، اگر در آن دوره دانشگاه می‌داشتیم، در کوران سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب مشروطه، مصدق به مانند جوانی دارای مدرک کارشناسی‌ارشد بود.

 ۲۰ همت؛ درآمد سه پلتفرم‌ نمایش خانگی در ۱۴۰۵ ! | ببینید

۲۰ همت؛ درآمد سه پلتفرم‌ نمایش خانگی در ۱۴۰۵ ! | ببینید

بخشی از گفتگوی علیرضا رئیسیان، کارگردان سینما در تحلیلی از وضعیت پلتفرم‌های نمایش خانگی با اشاره به درآمد هنگفت چند پلتفرم‌ خاص در شبکه نمایش خانگی پربازدید شد.

 جایزه رتبه اول روزنامه نگار « ایران» در جشنواره چراغ حقیقت /  گزارش سال « ایران » برنده جایزه رتبه اول چهارمین جشنواره چراغ حقیقت

جایزه رتبه اول روزنامه نگار « ایران» در جشنواره چراغ حقیقت / گزارش سال « ایران » برنده جایزه رتبه اول چهارمین جشنواره چراغ حقیقت

چهارمین جشنواره روزنامه‌نگاری «چراغ حقیقت» که از سوی  انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران برگزار شد، با معرفی برگزیدگان به کار  خود پایان داد.