به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران، صبح سوم شهریور ۱۳۲۰، جنگی که در آن سوی جهان باعث مرگ هزاران انسان و ویرانی گسترده کشورها شده بود، گریبان ایرانیان را نیز گرفت. نیروهای شوروی از شمال و ارتش بریتانیا از جنوب و غرب وارد ایران شدند و ارتش رضاشاهی که سالها نماد اقتدار، معرفی شده بود، ظرف چند روز از هم پاشید.
کمتر از سه هفته بعد، شاه از سلطنت کناره گرفت و نظم سیاسی متمرکزی که نزدیک به دو دهه شکل گرفته بود، پایان یافت. رضاشاه بیش از هر چیز خود را یک نظامی میدانست. سابقه حضور در بریگاد قزاق نهتنها بخش مهمی از هویت سیاسی او را شکل میداد، بلکه در تصویری که حکومت از شاه و دولت جدید ارائه میکرد نیز جایگاهی محوری داشت.
در تبلیغات رسمی، ارتش مظهر اقتدار دولت، وحدت سرزمینی و استقلال ایران معرفی میشد و رضاشاه نیز بخش قابلتوجهی از منابع مالی دولت را صرف ایجاد و تقویت نیروی نظامی کرد. نیروهای پراکنده قزاق و ژاندارمری در ساختاری متمرکز ادغام شدند و ارتشی واحد با الگوبرداری از سازمان نظامی کشورهای غربی شکل گرفت. موسی غنینژاد در کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» شرح میدهد که شمار نیروهای نظامی که در سال ۱۳۰۹ حدود ۴۲ هزار نفر بود، در سال ۱۳۱۶ از ۱۰۵ هزار نفر گذشت و در آستانه اشغال ایران در سال ۱۳۲۰ به حدود ۱۲۷ هزار نفر رسید.
این نیروها در ۱۸ لشکر سازمان یافته بودند و ارتش، دستکم روی کاغذ، توان بسیج صدها هزار نیروی دیگر را نیز داشت. با توجه به اینکه جمعیت ایران در آن زمان کمتر از ۱۵ میلیون نفر برآورد میشد، نگهداری چنین نیروی نظامی بزرگی برای کشوری با امکانات اقتصادی محدود، هزینه سنگینی به همراه داشت. این اولویت را میتوان بهروشنی در ترکیب بودجه دولت مشاهده کرد. وزارت جنگ در سراسر دوره سلطنت رضاشاه بیش از هر وزارتخانه دیگری از منابع عمومی سهم میبرد. در سالهای نخست سلطنت او، بیش از ۴۰ درصد بودجه عمومی در اختیار وزارت جنگ قرار میگرفت. …













