
مدل موی جدید لیونل مسی با آرایشگر اختصاصی

کمینهی اقتصاد جامعه مهدوی در اربعین
جوان آنلاین: جهان امروز، جهان محاسبه است. از والاستریت تا کوچهپسکوچههای بازارهای سنتی، همه چیز با معیار سود و زیان سنجیده میشود. انسان مدرن در چنان هندسهای تربیت یافته که کنش رایگان و بیمنطق اقتصادی برایش نه تنها نامفهوم که گاهی خطرناک و بیمارگونه تلقی میشود. در این میانه، پدیدههای شگرفی در قاموس شیعه وجود دارد که گویی از جهانی دیگر آمدهاند؛ فارغ از جامعه مهدوی به مثابه آرمانشهری موعود که در ادبیات اسلامی عصر عدالت کامل و رفع فقر جهانی تعبیر شده و در آن، مؤمنان از جیب یکدیگر بیحساب و کتاب خرج میکنند، راهپیمایی اربعین که هر ساله در گرمای طاقتفرسای عراق، پرده از نمایش عملی همان آرمانشهر برمیدارد.
داستانی که از یک جیب آغاز میشود
در روایات مربوط به عصر ظهور امام زمان (عج)، تصویری ترسیم شده که ذهن اقتصاددانان کلاسیک را به سرگیجه میاندازد. گفته میشود در آن دوران، مؤمن چنان احساس مالکیت مشاعی نسبت به دارایی برادر دینی خود دارد که محتاج، دست در جیب برادر مؤمنش میکند و به اندازه نیازش برمیدارد، بدون آنکه آن دیگری ناراحت شود یا مانع گردد. نکته شگفتانگیزتر آنکه در این تصویر، موضوع قرض یا بازپرداخت اساساً منتفی است. این فقط یک تعارف اخلاقی یا توصیه به انفاق نیست؛ این یک نظام اقتصادی جایگزین است که در آن، مفهوم مال من به مال ما تبدیل شده است.
در نگاه اول، منتقدان با پوزخندی آشنا میپرسند خب، در این صورت دیگر چه کسی کار خواهد کرد؟ موتور محرک اقتصاد بشری، طبق تعریف آدام اسمیت و تمام اخلافش، نفع شخصی است. اگر قرار باشد هر کس بتواند از جیب دیگری بردارد، انگیزه برای تولید، پسانداز و تلاش از بین میرود. این همان نقد کلاسیکی است که کمونیسم را نیز از پای درآورد. اما درست در اینجاست که معجزه اربعین سربرمیآورد تا ثابت کند این معادله، یک مجهول بزرگتر به نام انگیزه الهی دارد.
آن کشاورز عراقی و موتور برق یک موکب
برای لمس این حقیقت، کافی است در مسیر نجف تا کربلا قدم بزنید. مردی تنومند با چهرهای آفتابسوخته را تصور کنید که در طول سال، زیر باد و باران و آفتاب سوزان خوزستان ایران یا میسان عراق، کشاورزی میکند. درآمدش شاید به سختی کفاف زندگیاش را بدهد. اما او یک سال تمام قناعت میکند، از خورد و خوراک خود میزند، نه برای آنکه ماشین بهتری بخرد یا خانهاش را تعمیر کند، بلکه برای آنکه بتواند یک موتور برق برای فلان موکب در عمود ۸۵۰ بخرد. او این کار را هر سال تکرار میکند. از او بپرسی چرا، با چشمانی اشکآلود میگوید: «این برای امام حسین (ع) است، برای زائران آقا.»
این کشاورز کیست! او همان شهروند جامعه مهدوی است که فعلاً در زمانه غیبت زندگی میکند، اما تمرین خداگونه زیستن را در اربعین انجام میدهد. در منطق بازار، عمل او غیرعقلانی است. او پولش را خرج کسانی میکند که نمیشناسد، اما در منطق مهدوی، او با این کار، خود را آماده هدف متعالی میکند و لذتی میبرد که هیچ کالای مصرفیای توان رقابت با آن را ندارد.
زیربنای اقتصاد مهدوی
برای درک عمیقتر از اینکه چرا چنین الگویی در جامعه مهدوی نه تنها موجب فروپاشی اقتصادی نمیشود که رکن اصلی آن است، باید به سراغ معیارهای این جامعه رفت. در ادبیات اسلامی، عصر ظهور امام مهدی (عج) به عصر عدالت کامل و رفع فقر جهانی تعبیر شده است. کارشناسان مهدوی تأکید میکنند جامعه مهدوی در همه سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آکنده از عدالت است و هیچکس در آن محروم نمیماند.
از منظر روایات، در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) نظام قرضالحسنه و کمک متقابل همهجانبه برقرار میشود؛ بهگونهای که هیچ بدهکاری نمیماند مگر اینکه امام عصر قرض او را ادا میکند و هیچ دینی به گردن مردم نیست مگر اینکه امام آن را برمیگرداند. به عبارتی خودِ امامت حضرت مهدی (عج) تضمینکننده پرداخت همه دیون و رفع نیازهای مالی مؤمنان خواهد بود. افزون بر آن، در آموزههای مهدوی آمده است که فقرزدایی به معنای عام آن از شاخصهای اصلی عدالت در آن دوره است و ثروت و امکانات جامعه به طور عادلانه توزیع میشود.
نکته قابل توجه در ساختار مدیریتی آن دوران، رابطه معکوس شأن و مقام با تمتع مالی است. یعنی هرچه مقام حاکمان در دولت جهانی حضرت مهدی (عج) بالاتر میرود، زهد اجتماعی و کمتوقعی آنها بیشتر میشود؛ پوشش و خوراک ایشان ساده و عاری از تجمل خواهد بود. این یعنی نظامی که در آن، نخبگان سیاسی نه تنها در رفاه شخصی غوطهور نیستند، بلکه پرچمدار سادهزیستیاند. در چنین بستری، مردم در یک خانواده بزرگ اسلامی همگی نسبت به اموال یکدیگر احساس مسئولیت میکنند و پیوسته در راه خدمت به همنوعان گام برمیدارند. اینجاست که برداشتن پول از جیب برادر مؤمن، نه یک عمل سوسیالیستی اجباری که میوه طبیعی درختی است که ریشه در ایمان دارد و آبیاری آن محبت و ولایت است.
وقتی لجستیک عشق بر ریاضیات غلبه میکند
حال اگر این تصویر آرمانی را با واقعیت میدانی اربعین مقایسه کنیم، شباهتها حیرتانگیز است. راهپیمایی اربعین حسینی در عراق، با حضور دهها میلیون زائر از کشورهای مختلف از سوی بسیاری رسانهها و ناظران به عنوان بزرگترین نمایش سالانه همدلی و خدمت بیمنت شناخته میشود. طی این مناسک عظیم، هزاران موکب مردمی از عراق و دیگر کشورهای جهان در طول مسیر نجف تا کربلا خدمات رایگانی از پذیرایی غذا، آب، چای و ... گرفته تا اسکان را ارائه میدهند.
صدها هزار داوطلب بهطور شبانهروزی در کنار موکبها حضور دارند و به طور رایگان غذا، نوشیدنی، امکانات بهداشتی و حتی خدمات دندانپزشکی در اختیار زائران قرار میدهند. در سالهای اخیر بیش از ۱۰هزار موکب مردمی از عراق و کشورهای خارجی برای خدمترسانی ثبتنام کردهاند که هر روز دهها میلیون پرس غذا و آب و خدمات درمانی را در اختیار پیادهرویکنندگان قرار میدهند. عملاً این سفر شامل خدمات غذای رایگان و تأمین اسکان ازسوی داوطلبان است و دهها هزار موکب خدماترسان، در مسیرها هر چیزی را که زائر نیاز دارد به رایگان فراهم میکنند. همین سخاوت میلیونی است که دلیل شهرت اصلی اربعین است؛ هر سال دهها میلیون انسان با نذورات و پسانداز خود، نهتنها به زیارت میآیند بلکه در طول مسیر، هزینه و تلاش بسیاری را صرف میکنند تا شیوه پذیرایی از زائران را به حد کمال برسانند.
این مشاهدات جلوهای از همان الگوی مهدوی را در راهپیمایی اربعین به تصویر میکشند. مردم عادی از طبقات مختلف، از کارگر و کشاورز تا آموزگار و استاد دانشگاه، سالها پسانداز میکنند تا بتوانند هر سال مبلغ قابل توجهی را هزینه کنند؛ نه برای رفاه شخصی خود که برای خدمت به زائران حسین (ع). زن و مرد، پیر و جوان، گرسنگی و تشنگی را به جان میخرند، اما قدمهای استوار خود را تا آخر ادامه میدهند و هرچه در توان دارند از پخت غذا تا تهیه دارو بهطور رایگان به برادران و خواهران خود هدیه میکنند. این گذشت از منافع دنیایی، نشانهای است از تمایل به رضایت الهی و تأثیرپذیری از آرمان مهدوی. این قوانین دنیاست که در اربعین رنگ میبازند؛ در این اجتماع شورآفرین، عشق و فداکاری حرف اول را میزند و افقهای فردگرایی محدود میشوند.
از کمونیسم تا اومانیسم؛ الگوهای شکستخورده
برای درک بهتر این پدیده، باید مروری بر تاریخ تفکر بشری داشت. تفکر کمونیستی قرن بیستم نیز دقیقاً همین وعده را میداد که از هرکس به اندازه توانش، به هرکس به اندازه نیازش. این شعار زیبا، در عمل به کابوسی از گرسنگی، تنبلی جمعی و سرکوب بدل شد. چراکه عامل محرک را حذف کرده بود، بدون آنکه بتواند جایگزینی معنوی برایش بسازد. انسان شوروی، نفع شخصیاش را در کار نمیدید، چون مزرعه مال همه بود، پس عملاً مال هیچکس نبود. نتیجه آن شد که نظام کمونیستی با آن همه ادعا، به زبالهدان تاریخ پیوست.
در نقطه مقابل، تفکر اومانیستی- لیبرالیستی غرب، با پذیرش بدبینی نسبت به طبیعت انسان، گفت تنها راه پیشرفت، رها کردن افسار حرص و آز بشری است. نتیجه این تفکر را امروز در آمارهای تکاندهنده اقتصادی میبینیم. شاخصهای اقتصادی جهانی نشان میدهد در جوامع سرمایهداری، نابرابری عظیمی حاکم است. بهطور متوسط در کشورهای OECD (سازمان توسعه و همکاری اقتصادی) دهک بالای ثروت یعنی ۱۰درصد ثروتمند بیش از نیمی از مجموع ثروت همه را در اختیار دارند یعنی ۵۲درصد در کل و تا ۷۹درصد در ایالات متحده، در حالی که بخش بزرگی از جامعه در فقر یا تنگنای معاش روزمره بهسر میبرد. هشت مرد به اندازه ۶/۳ میلیارد نفر جمعیت فقیر جهان، ثروت دارند. ثروتاندوزی افسانهای در اقلیتی بسیار کوچک، و لهشدن اکثریت زیر چرخدندههای این ثروتاندوزی. این سیستم نیز در حل معمای انسان نوعدوست شکست خورده است.
اخیراً سریالی امریکایی به نام پلوریبوس Pluribus به معنای یک از بسیار که یک درام علمی- تخیلی پساآخرالزمانی است، تلاش میکند این وحشت غرب از نوعدوستی جمعی را به تصویر بکشد. در این سریال، یک نیروی مرموز مردم را به ذهن واحدی تبدیل میکند، طوری که کل بشریت به یک موجود واحد متحد تبدیل میشود و تلاش جمعی بدون منافع فردی را در پیش میگیرد. جوامعی که در آنها همه مردم به یکباره تصمیم میگیرند در مسیر درستی و خوبی عمل کنند و بدون هرگونه جنگ و آسیب حتی به حیوانات و درختان زندگی کنند، به عنوان یک ویروس خطرناک شناسایی میشوند که میتواند به نابودی نسل بشر بینجامد. از دید خالقان این سریال، انسان بودن بدون خودخواهی در نهایت ویروس است که میتواند نسل ما را نابود کند، چراکه غرائز بقا را از کار میاندازد!
اما اربعین و تفکر مهدوی پاسخی دندانشکن به هر دو پارادایم است. برخلاف کمونیسم که با سرکوب غریزه مالکیت همراه بود، در اربعین، مالکیت هست، اما وابستگی به آن نیست. کشاورز عراقی مالک موتور برق است، نه دولت، و از سر عشق و نه اجبار، همه داراییش را میبخشد؛ و برخلاف لیبرالیسم که انسان را گرگ انسان میداند و از هر گونه اتحاد جمعی به وحشت میافتد، در اینجا انسان برای انسان، بهشت میسازد. اسلام میگوید همکاری جمعی و ایثار مطلق با حفظ حیات فردی و کرامت انسانی ناسازگار نیست. آموزههای دین، بر خلاف روایت هالیوودی، پیروان خود را به ساختن چنین تمدنی فرامیخوانند، تمدنی که در آن، فردیت در خدمت جمع شکوفا میشود، نه آنکه در آن مستحیل شود.
رمزگشایی از انگیزهای به نام رضایت الهی
سؤال محوری این است که چرا یک استاد دانشگاه عراقی که میتواند تعطیلات تابستان را در اروپا بگذراند، عرقریزان در یک موکب میایستد و به زائران چای میدهد و کفشهایشان را واکس میزند! چرا یک بانوی ایرانی زیورآلاتش را میفروشد تا هزینه سفر زیارت همسایهاش را تأمین کند! چرا یک افغانستانی با پای پیاده از مرزهای دور میآید، در حالی که خودش نیازمند است، اما در مسیر، هر چه دارد با زائران تقسیم میکند!
پاسخ این پرسشها را باید در مفهومی جستوجو کرد که قرآن از آن به «رزقاً من الله» و «ابتغاء مرضات الله» تعبیر میکند. قرآن کریم فرمان میدهد که «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (و یکدیگر را در نیکی و پرهیزکاری یاری کنید). در اندیشه اسلامی، کارهای دستهجمعی بر کارهای فردی برتری دارند و شرایط پیشرفت جامعه در همکاری و همافزایی جمعی است. امام صادق (ع) در این زمینه فرموده است که هر کس در پیشبرد کار مسلمانان اهتمام نورزد، در شمار مسلمانان نیست. این سخنان نشان میدهد هر فرد مؤمن علاوه بر تلاش برای نفع شخصی، تکلیف شرعی دارد با همسایگان و مؤمنان خود همکاری کند و در انجام فعالیتهای نیک اجتماعی سهیم باشد.
در جامعه مهدوی و ریزنمونه آن یعنی اربعین، رضایت الهی به عنوان یک کالای اقتصادی فوقالعاده ارزشمند تعریف میشود. مردم کار میکنند، اما نه صرفاً برای لذت مادی. آنها به دنبال سود هستند، اما این سود در آخرت تعریف میشود. این یک مبادله پایاپای نیست که من به تو پول بدهم و تو به من کالا دهی. این یک سرمایهگذاری بلندمدت در بانکی است که خدا ضامن آن است. در چنین نظامی، هر کس حق دیگران را حق خود میداند.
اربعین، تمرین جامعه مهدوی
واقعیت این است که اربعین فقط یک راهپیمایی مذهبی نیست؛ یک مانور اجتماعی است. در این اجتماع دهها میلیونی، افراد از دهها ملیت عراقی، ایرانی، لبنانی، کویتی، بحرینی، آذربایجانی، یمنی، افغانستانی، پاکستانی و ... کنار هم قرار میگیرند. زبان هم را نمیفهمند، اما یک نظام توزیع ثروت خودجوش شکل میگیرد که در آن:
اولاً تولید هدفمند است یعنی مثلاً کشاورز ترکتبار اهل دیالی، با علم به اینکه محصولش در اربعین مصرف میشود، با انگیزه بیشتری گندم میکارد. راننده تاکسی بغدادی، تمام سال را برای درآمد ایام اربعین نقشه میکشد، نه برای آنکه پولش را در بانک بگذارد، بلکه برای آنکه در این ایام، زائران را در منزل خود اسکان دهد. این یعنی انگیزه تولید از بین نرفته، بلکه ارتقا یافته است. این افراد که زندگی عادی دارند از یک سو مشغول کار و تلاشند، اما از سوی دیگر به این باور رسیدهاند که خیر مؤمنان را باید حتی به قیمت کاهش درآمد و صرفهجویی شخصی فراهم کنند.
دوماً مصرف متعالی است یعنی مثلاً فردی که یک سال تمام، چند سال بیشتر کار کرده تا پولش را برای اربعین پسانداز کند، حالا این پول را با لذتی وصفناپذیر در طبق اخلاص میگذارد و به زائر میبخشد. لذت این مصرف ایثارگرانه برای او به مراتب بیشتر از لذت خریدن یک گوشی موبایل جدید است.
سوماً نظام قرضالحسنه الهی یعنی در نگاه مهدوی، وقتی تو از جیب برادرت پول برداشتی، نه تو بدهکاری و نه او طلبکار است. این رابطه بر اساس حلال کردم طیب خاطر است. این همان حلقه گمشده اقتصاد مدرن است. در اربعین میبینیم که موکبدار عراقی نه تنها از اینکه زائر از او غذا میگیرد ناراحت نیست، بلکه التماس میکند که برادرجان، نان ما را بخور، آبروی ما را بخر. این یعنی عرضهکننده خدمت، خود را مدیون تقاضاکننده میداند. این وارونگی شگفتانگیز، فقط در سایه ولایت معنا مییابد.
الگوی مهدوی ویروس دنیای مدرن
برگردیم به سریال «پلوریبوس». چرا هالیوود، این پیامبر مدرنیته، جامعهای که در آن همه خوب هستند را به عنوان ویروس معرفی میکند! چون تمدن مدرن غرب، بر پایه کمیابی Scarcity بنا شده است. اقتصاد مدرن میگوید منابع محدود است و انسانها نامحدودالخواستهاند. در این میدان نبرد، ما به رقابت نیاز داریم تا زنده بمانیم. اگر ناگهان همگان ایثارگر شوند و منافع شخصی را کنار بگذارند، کل این نظام رقابتی فرو میریزد. از دید یک لیبرال، این یک فاجعه است؛ چون نظم موجود را بر هم میزند.
اما اسلام مهدوی، دقیقاً همان چیز را وعده میدهد که غرب از آن وحشت دارد و آن زمانی است که «وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَکاتِهَا» (و زمین برکاتش را بیرون میریزد). در جامعه مهدوی، به برکت عدالت و تقوا، مفهوم کمیابی از بین میرود. شاید این حتی به معنای نبود محدودیت فیزیکی نباشد، بلکه به معنای تغییر نگاه انسان به داشتهها باشد. وقتی تو بدانی که روزی تنها دست خداست و نه در کیف پول همسایه، و وقتی باور کنی که با انفاق، پولت نه تنها کم که زیاد میشود، آنگاه موتور محرکه اقتصاد تغییر میکند.
در اربعین، ما این برکت را با گوشت و پوست خود لمس میکنیم. آمارها میگویند در یک بازه زمانی کوتاه، بیش از ۲۰میلیون نفر در منطقهای نسبتاً محدود اسکان و پذیرایی میشوند. از نظر مهندسی تدارکات، این یک غیرممکن است. حتی ارتشهای پیشرفته جهان برای لجستیک چنین جمعیتی دچار فروپاشی میشوند. اما در اربعین، نه تنها کمبودی حس نمیشود، بلکه غذا دورریز میشود. این از برکت حسین است؛ همان مفهوم گمشدهای که در محاسبات سرد ریاضی و مهندسی صنایع غرب نمیگنجد.
از «جیب» تا «قلب»، تحول مفهوم مالکیت
شاید کلیدیترین مفهوم در این مقایسه، تحولی باشد که در احساس مالکیت رخ میدهد. در جامعه مصرفی امروز، من مساوی است با داراییهایم (I am what I have) انسان غربی با ماشین، لباس و خانهاش تعریف میشود. از دست دادن اینها یعنی از دست دادن هویت، اما در جامعه مهدوی و به تبع آن در اربعین، من مساوی است با ایمانم و خدمتم. انسان اربعینی با موکبش، با عرقی که برای خدمت میریزد و با چایی که در لیوان میدهد تعریف میشود. وقتی از جیب برادر مؤمن برداشتی، در حقیقت از جیب خودت برداشتهای. این جمله فقط یک شعار عاطفی نیست. این یک واقعیت روانشناختی است. در این جامعه، مرزهای خود و دیگری برداشته میشود. جامعه به یک بدن واحد تبدیل میشود که اگر عضوی از آن درد کند، سایر اعضا بیخوابی میکشند. وقتی پای یک زائر خسته از راهپیمایی تاول میزند، کسی که در ۵۰۰کیلومتری او پلو میپزد، دردی مشترک را حس میکند. این گسترش دایره خود تا بینهایت، بزرگترین دستاورد تمدنی اربعین است.
سخن آخر، سفر از اربعین تا ظهور
راهپیمایی اربعین را باید اتوپیای موقت نامید. یک بهشت چندروزه روی ویرانههای دنیای مادی. ما در اربعین، تصویری فشرده و شتابزده از حکومت جهانی مهدوی را میبینیم. در واقع میتوان گفت راهپیمایی اربعین تابلوی کاملاً زندهای از آموزههای مهدوی است که در آن، فرد و جمع در کنار هم پیش میروند و مفهومی به نام همهچیز برای منافع شخصی در فضای معنوی پررنگ دیگری حل میشود. کسانی که این روزها در گرمای ۵۰درجه، از جیب خود میزنند تا کام زائری را شیرین کنند، همانهایی هستند که اگر امامشان بیاید، با جان و دل، دنیا را در خدمت مستضعفان قرار میدهند.
آن کشاورز عراقی که یک سال زحمت میکشد تا موتور برق بخرد، در حقیقت دارد فریاد «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین در روز عاشورا را پاسخ میدهد. او ثابت میکند که نسل انسان، هنوز منقرض نشده است. هنوز هستند کسانی که هدفی فراتر از شکم و شهوت دارند. اربعین، رفراندومی جهانی برای اثبات این ادعاست که میشود بدون چشمداشت مادی و صرفاً بر اساس رضایت الهی زیست؛ و این یعنی، مهدی (عج) تنها نیست. حتی اگر هنوز در پرده غیبت باشد، میلیونها انسان در جهان، همان سبک زندگیای را تمرین میکنند که قرار است در دولت کریمهاش رسمیت یابد؛ سبک زندگیای که در آن، هر کسی میتواند راحت از جیب برادرش پول بردارد و خرج کند، نه به خاطر هرجومرج و تنبلی، بلکه به خاطر عشقی که بزرگتر از تمام ثروتهای زمین است.
از این منظر، مسیر نجف تا کربلا، نه فقط یک جاده ۸۰کیلومتری که شاهراهی به سوی تمدن موعود است. هر قدم زائر، امضایی بر طومار وفاداری به آن آرمانشهر گمشده است و هر استکان چای موکبداران، جرعهای از نهرهای جاری در بهشت مهدوی است. اینجا دیگر سؤال از جیب چه کسی برداشتی معنایی ندارد؛ چون در این وادی، همه جیبها یکی است و آن جیب پربرکت امامزمان (عج) است.
نشاندار کردن مالیات، مسیر جدید افزایش اعتماد مودیان
حکمرانی کارآمد در دنیای امروز دیگر در تصمیمگیریهای صرفاً متمرکز و از بالا به پایین معنا پیدا نمیکند، بلکه کارآمدی یک سیستم حکمرانی همانجا شکل میگیرد که شهروندان در تعیین نحوه هزینهکرد منابع عمومی نقش آفرین باشند. طرح نشاندار کردن مالیاتها دقیقاً در همین نقطه ریشه دارد؛ مشارکتدادن مردم در محل مصرف مالیات پرداختی، رابطه شهروند با منابع عمومی را از یک رابطه قهری و انفعالی به یک رابطه مشارکتی و آگاهانه بدل میکند. وقتی مؤدی خود انتخاب میکند مالیاتش صرف کدام پروژه و کدام منطقه شود، دیگر نظام مالیاتی برای او یک نهاد صرفاً ستاننده نیست، بلکه بستر مشارکت او در مدیریت توسعه کشور است؛ مشارکتی که پایههای بهرهوری را در تخصیص منابع، عینیت میبخشد.
مشارکتدادن مردم در تعیین محل مصرف مالیات، بهطور مستقیم به افزایش بهرهوری منجر میشود؛ چرا که وقتی تخصیص اعتبارات بر اساس اولویتها و نیازهای واقعی خود مالیاتدهندگان صورت گیرد، منابع عمومی دیگر صرف پروژههای کماهمیت یا فاقد اولویت نمیشود و در مسیری هدایت میشود که بیشترین بازده توسعهای را به همراه دارد. در کنار بهرهوری، شفافیت نیز از مهمترین دستاوردهای این طرح است؛ زیرا مسیر هزینهکرد مالیات از یک جعبه سیاهِ مبهم خارج شده و به فرآیندی روشن، قابلردیابی و قابلبررسی تبدیل میشود. مؤدی میتواند ببیند که سهم او دقیقاً به کدام پروژه رسیده و در چه مرحلهای از اجرا قرار دارد؛ همین شفافیت بنیادین، زمینه اعتماد عمومی را تقویت میکند و نظام مالیاتی را پاسخگو و قابلاتکا میسازد.
بعد دیگر این طرح که آن را از سازوکارهای رایج متمایز میکند، ظرفیت بینظیر آن در تحقق عدالت است؛ چرا که مؤدیان هنگام انتخاب محل مصرف مالیات، به هیچ محدودیت جغرافیایی مقید نیستند و میتوانند پروژههای مناطق محروم را اولویت هزینهکرد خود قرار دهند. این سازوکار، جریان منابع مالی را بهسوی کمبرخوردارترین استانها و نیازمندترین بخشهای کشور هدایت میکند و توزیع عادلانهتری از منابع عمومی در سطح ملی رقم میزند. بهاینترتیب، طرح نشاندار کردن مالیاتها ظهور تجلی میدهد یعنی، بهرهوری، شفافیت و عدالت در یک نقطه واحد؛ جایی که مردم با مشارکت آگاهانه خود، هم مصرف مالیات را بهینه میکنند، هم آن را شفاف و قابلاعتماد میسازند و هم در راه برقراری عدالت در سراسر کشور گام برمیدارند. این همان کارآمدی و مطلوبیت حکمرانی مدرن است که در دل مردمیسازی نظام مالیاتی جای گرفته و میتواند الگویی برای سایر حوزههای مدیریت منابع عمومی باشد.
مودیان میتوانند محل هزینهکرد بخشی از مالیات خود را انتخاب کنند
رحمان سعادت عضو هیات علمی اقتصاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار برنا با اشاره به اینکه اجرای طرح نشاندار کردن مالیاتها مستقیما منجر به افزایش تعامل مودیان با سازمان امور مالیاتی خواهد شد؛ گفت: نشاندار کردن مالیاتها وارد سال سوم خود شده است و امسال هم قرار است که مانند سال قبل به اجرا گذاشته شود. به این ترتیب، مودیان انتخاب میکنند که بخش مشخصی از مالیات پرداختیشان کجا هزینه شود. این امر به افزایش تعامل مودیان با سازمان امور مالیاتی میانجامد و زمینه را برای افزایش رضایتمندی مودیان و مشارکت آنان در فعالیتهای اقتصادی کشور مهیا میکند.
وی افزود: نشاندار کردن مالیات و این که مودیان بتوانند محل هزینهکرد مالیاتشان را مشخص کنند، به لحاظ افزایش اعتماد مودیان به روندهای مالیاتی کشور و مشارکت دادن آنها در فعالیتهای اقتصادی کشور مزیت دارد.
وی در رابطه با ترمیم ذهنیت مردم از سازوکارهای مالیاتی کشور با اجرای این طرح گفت: مشارکت دادن مودیان در زمینه تعیین محل هزینهکرد مالیاتها به افزایش شفافیت منجر میشود. بر این اساس، ذهنیت مردم و مودیان درباره این که درآمدهای مالیاتی کجا هزینه میشوند، ترمیم میشود.
سعادت در پایان خاطرنشان کرد: هوشمندسازی در کنار مردمیسازی به تقویت اعتماد عمومی منجر خواهد شد و اجرای این دو موضوع ذیل تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالیاتهای مستقیم و به پیوست آن طرح نشاندار کردن مالیاتها، به این معناست که علاوه بر بهرهوری در فرآیند اخذ مالیات، بهرهوری و عدالت و شفافیت در مصرف مالیات نیز با مشارکت دادن مردم در تعیین نحوه هزینهکرد مالیات پرداختی خود رقم خواهد خورد. کارآمدی یک سیستم حکمرانی در دنیای امروز در همین جا شکل میگیرد.
انتهای پیام/
گرمای اروپا به فوتبال هم رحم نکرد
همشهری: پاریسنژرمن قرار بود یکشنبه در ورزشگاه پارک دو پرنس، دفاع از قهرمانیاش در لیگ فرانسه را مقابل رن آغاز کند، اما موجهای گرمای تابستان چنان بلایی سر زمین چمن آوردند که مسابقه از پاریس به ورزشگاه رن منتقل شد. زمین پارک دو پرنس برای برگزاری مسابقه در شرایط مناسب و ایمن تشخیص داده نشد و PSG مجبور شد افتتاحیه فصل را در خانه حریف برگزار کند. باشگاه گفته برای بازی بعدی خانگی مقابل موناکو در ۴ سپتامبر، چمن جدید آماده خواهد شد.
اما ماجرا فقط یک زمین فوتبال نیست. اروپا امسال یکی از سختترین تابستانهای سالهای اخیرش را تجربه میکند؛ موجهای گرما پشت سر هم آمدهاند، رکوردهای دما شکسته شده، آتشسوزیهای گسترده رخ داده و مرگومیر ناشی از گرما به یک مسئله جدی بهداشت عمومی تبدیل شده است. در اواخر ژوئن، بیش از ۱۰ هزار مرگ اضافی در اروپا ثبت شد، در حالی که در بسیاری از مناطق دما از ۴۰ درجه عبور کرده بود؛ بیش از ۹ هزار نفر از این گروه بالای ۶۵ سال بودند.
همه این اتفاقات در حالی رخ داده که دمای هوا در حوالی ۳۰ تا ۴۰ درجه بوده است؛ چیزی که برای ما خاورمیانهایها شوخی است و ماها در این دما، تازه هوس چای میکنیم.
اما برسیم به اسپانیا؛ همان کشوری که اسمش برای خیلی از ما با آفتاب و ساحل و فوتبال و تعطیلات گره خورده است. اروپاییها هم برای عشق و حال به سواحل این کشور میروند. اما اوضاع اسپانیا هم خراب است. طبق برآورد سامانه پایش مرگومیر اسپانیا، از آغاز برنامه مقابله با گرما تا ۱۵ اوت، ۴۱۹۱ نفر در این کشور بر اثر گرمای شدید جان باختهاند.
البته اینطور نیست که بیش از چهار هزار نفر در اسپانیا با دیدن عدد ۳۰ روی دماسنج مرده باشند! قربانیان گرما الزاما کسانی نیستند که وسط خیابان از گرما نقش زمین شدهاند. بخش بزرگی از مرگها در افراد سالمند و کسانی اتفاق میافتد که بیماری زمینهای دارند. حدود ۸۹ درصد مرگهای ناشی از گرمای تابستانی در گروه سنی بالای ۶۵ سال برآورد شده است. کشورهای جنوبی اروپا، از جمله ایتالیا، اسپانیا و یونان، در میان آسیبپذیرترین کشورها قرار دارند.
حالا سوال اینجاست؛ چرا اروپاییها کولر نمیگذارند؟ چرا در زمستانها هم زورشان میآید از شوفاژ استفاده کنند؟ چرا جی کی رولینگ، کتابهای هری پاتر خودش را در کافه ادینبورو مینوشت تا از گرمای رایگان آن و البته اینترنت استفاده کند؟ چرا اروپاییها که زمانی همه دنیا مستعمره آنها بود، تا این حد در بخش انرژی ضعیف و آسیبپذیرند؟ در اتحادیه اروپا، در ۲۰۲۴ حدود ۶۱.۵ درصد مصرف انرژی خانوارها صرف گرمایش فضا شده و فقط ۰.۸ درصد مربوط به سرمایش بوده است.
بین کشورهای اروپایی، کشورهای شمالی که چیزی به نام کولر ندارند؛ چون عمر تابستانشان به عوض کردن پوشال کولر قد نمیدهد. اما در جنوب و کشورهای اسپانیا، ایتالیا و یونان و پرتغال کولر و وسایل خنککننده هم دارند و مصرف انرژی آنها در میان کشورهای اتحادیه اروپا بالاست. مصرف انرژی خانوارهای اتحادیه اروپا برای سرمایش از ۴۰.۵ هزار تراژول در سال ۲۰۱۸ به ۸۰.۴ هزار تراژول در ۲۰۲۴ رسیده؛ یعنی در ۶سال تقریبا دو برابر شده است.
در فرانسه اما فقط حدود ۲۴ درصد خانهها در سال ۲۰۲۵ مجهز به سیستم تهویه مطبوع بودهاند؛ هرچند این رقم از ۱۸ درصد در سال ۲۰۲۳ افزایش پیدا کرده است.
اما در بیشتر کشورهای اروپایی، دست زدن به معماری خانههای قدیمی غیرقانونی است و صاحبخانه یا مستاجر نمیتواند سرخود کولر کار بگذارد. بسیاری از خانههای اروپایی اساسا برای آبوهوای گرم طراحی نشدهاند. در بخش بزرگی از اروپا، برای دههها مسئله اصلی این بود که چطور خانه را گرم کنیم، نه چطور خنکش کنیم. عایقکاری، پنجرهها، سیستم گرمایش مرکزی و معماری خانهها عمدتا با زمستان تعریف شدهاند. کولر هم تا همین اواخر برای بسیاری از اروپاییها یک وسیله لوکس یا چیزی مخصوص جنوب اروپا بود، نه یک وسیله ضروری برای زنده ماندن.
از طرف دیگر، نصب و استفاده از کولر هزینه دارد. افزایش قیمت انرژی هم باعث شده خیلی از خانوارها در مصرف انرژی محتاط باشند؛ در فرانسه، مثلا ۳۶ درصد خانوارها در سال ۲۰۲۵ گفتهاند برای پرداخت برخی قبضهای انرژی با مشکل مواجه شدهاند.
از آن طرف، اروپا با یک مشکل دیگر هم روبهروست: جمعیت پیر. مطالعات جدید نشان میدهد افراد بالای ۶۰ سال بسیار بیشتر از آنچه قبلا تصور میشد در برابر گرمای شدید آسیبپذیرند. توانایی بدن برای دفع گرما با افزایش سن کاهش پیدا میکند و بیماریهای قلبی، ریوی، کلیوی و مصرف برخی داروها هم میتوانند خطر را بیشتر کنند. شاید برای همین است که اروپاییها نسبت به بقیه جهان در برابر جنگ اخیر آمریکا با ایران موضع منفعلانه در پیش گرفتهاند. آنها نسبت به انرژی، بسیار آ
سیبپذیرند. البته آسیبپذیری اروپا فقط به کولر محدود نمیشود. جنگ و اختلال در تنگه هرمز نشان داده وابستگی انرژی همچنان یکی از نقاط حساس اقتصاد اروپاست. بریتانیا هم برخلاف تصور، نفت تولید میکند، اما تولید دریای شمال سالهاست روند نزولی دارد و این کشور همچنان واردکننده خالص نفت است و ترامپ هم بارها به آنها طعنه زده که چرا استخراج نمیکنند.
برگردیم به فوتبال؛ جمال موسیالا در دو بازی دوستانه پیاپی برای بایرن مونیخ غش کرد که البته فقط مرتبط با گرمای هوا نبود و او اخیرا دچار یک بیماری نادر شده است.
در جام جهانی وقتی فیفا کولینگبریک یا همان زنگ آبخوری سه دقیقهیا را برای هر نیمه در نظر گرفت، صدای خیلیها در آمد، اما فعلا چارهای جز استفاده از این فرصتها برای آبرسانی به بازیکنان نیست؛ مبادا تلفات گرمازدگی در اروپا به زمینهای فوتبال هم سرایت کند. وقتی گرما میتواند چمن یک ورزشگاه بزرگ را خراب کند، با جان فوتبالیست چه میکند؟ حالا تصور کنید گرما با آدمهایی که نه زمین چمن مجهز دارند، نه ورزشگاه مدرن، نه سیستم خنککننده و نه توان مالی برای فرار از گرما چه میکند.

انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم

تولیدکننده یا نگهبان ؟

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمتهای پایینتر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

تاثیر عجیبی که قهوه روی هورمونهای جنسی میگذارد

چرا ترقیخواهان، دموکراتهای سنتی را شکست میدهند؟

