
بازیهای خندهدار مخصوص بزرگسالها!

۵۰ بیمار پروانهای روی صندلی دندانپزشکی/ وقتی یک ویزیت هم ساده نیست
۵۰ بیمار ایبی با خانوادههای خود به مرکز دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج) آمدند و مددکاران خانه ایبی در کنار تیمهای تخصصی، تمام مراحل را همراهی کردند.
ساعت ۸ صبح جمعه، مرکز دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج) کمکم شلوغ میشود. خانوادههایی که از شهرهای مختلف خود را به تهران رساندهاند، کنار بیمارانی نشستهاند که قرار است امروز دندانهایشان معاینه شود، عکس بگیرند یا در صورت امکان درمانی را که مدتها به تعویق افتاده، شروع کنند.
بیمارانی که برای آنها مراجعه به دندانپزشکی، برخلاف بسیاری از افراد، فقط گرفتن یک نوبت و نشستن روی یونیت نیست. بیماری «اپیدرمولیز بولوزا» یا همان ایبی، پوست و در برخی موارد مخاط را بهشدت شکننده میکند. همین مسئله میتواند یک مراجعه معمولی را به فرایندی نیازمند احتیاط و آمادگی بیشتر تبدیل کند.
اینبار اما قرار است چند خدمت در یک روز و در یک مرکز به آنها ارائه شود؛ برنامهای که خانه ایبی با همکاری وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج)، دانشکده دندانپزشکی و بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری ترتیب داده است. دندانپزشکی برای بیماری که حتی تماس ساده هم مهم است
در سالن، بیماران یکی پس از دیگری برای معاینه فراخوانده میشوند. دندانپزشک باید پیش از هر اقدامی وضعیت دهان و دندان بیمار را ببیند و در عین حال شرایط جسمی او را هم در نظر داشته باشد. برای بیماری که پوست و مخاط شکننده دارد، نحوه معاینه و درمان اهمیت زیادی دارد. فشار، کشش یا تماس غیرضروری میتواند برای بیمار دردسرساز شود. در برخی بیماران نیز باز شدن دهان محدود است و همین موضوع کار دندانپزشک را دشوارتر میکند.
به همین دلیل، قرار نیست همه بیماران در پایان روز یک نسخه مشابه از خدمات دریافت کنند. برای یکی، معاینه و مشخص شدن مشکلات دندان کافی است؛ دیگری به رادیوگرافی نیاز دارد، بیماری ممکن است امکان ترمیم داشته باشد و فرد دیگری برای درمانهای بعدی ارجاع شود.
در این میان، خدماتی مانند بررسی پوسیدگی، ارزیابی لثه، جرمگیری، پاکسازی، رادیوگرافی و برخی درمانهای ترمیمی در برنامه قرار گرفته است. اما شاید مهمتر از خود خدمات، این باشد که برای هر بیمار مشخص شود بعد از امروز چه اتفاقی باید بیفتد. مشکل فقط پوسیدگی دندان نیست
دندانپزشکی برای بیماران پروانهای سالهاست یکی از مسائل کمتر دیدهشده در مسیر درمان آنهاست. بیماری که برای مراقبت از پوست، زخمها و سایر عوارض ایبی ناچار است بخش قابل توجهی از زندگی خود را صرف درمان کند، ممکن است دندانپزشکی را تا زمانی که درد یا مشکل جدی ایجاد شود، عقب بیندازد.
فاصله جغرافیایی هم مشکل دیگری است. برخی خانوادهها برای یک مراجعه درمانی باید از شهر خود به تهران سفر کنند. هزینه رفتوآمد و اقامت، دشواری جابهجایی بیمار و پیدا کردن دندانپزشکی که با شرایط این بیماران آشنا باشد، میتواند مراجعه را دشوارتر کند.
در چنین شرایطی، جمع شدن چند خدمت در یک روز، برای خانواده فقط یک نوبت دندانپزشکی نیست؛ بخشی از هزینه و رفتوآمد و زمان مورد نیاز برای درمان را کم میکند. اما خانوادهها یک دغدغه مهمتر دارند: اینکه این مراجعه به همین یک روز ختم نشود. مددکار، بین بیمار و مرکز درمانی
در گوشهای از مرکز، مددکاران خانه ایبی در رفتوآمدند؛ پروندهها را پیگیری میکنند، بیماران را به بخشهای مختلف هدایت میکنند و پرسشهای خانوادهها را به تیم درمان منتقل میکنند.
این نقش برای خانوادهای که با یک بیماری نادر و پیچیده زندگی میکند، فقط کمک برای پیدا کردن اتاق یا بخش درمان نیست. خانواده باید بتواند شرایط خاص بیمار، سابقه درمان و نگرانیهایش را به تیمی منتقل کند که شاید او را برای نخستینبار میبیند.
اگر بیماری به تصویربرداری یا بررسی دیگری نیاز داشته باشد، مسیر او دنبال میشود و اگر درمان در همان روز امکانپذیر نباشد، قرار است ادامه کار مشخص شود.
در واقع، یکی از مسائل اصلی این برنامه از همینجا خودش را نشان میدهد: ارائه خدمت یک روزه آسانتر از ساختن مسیر درمان است. خانوادههایی که برای یک نوبت درمان سفر کردهاند
در میان همراهان، خانوادههایی هستند که از خارج تهران آمدهاند. برای آنها، مراجعه امروز از مدتها قبل آغاز شده؛ از هماهنگی و برنامهریزی سفر گرفته تا آماده کردن بیمار برای حضور در مرکز درمانی.
مادران و پدران بیماران اطلاعاتی را که شاید در پرونده پزشکی ثبت نشده باشد، برای دندانپزشک توضیح میدهند؛ اینکه بیمار در درمانهای قبلی چه تجربهای داشته، چه چیزی برایش دردناک بوده یا چه محدودیتی دارد.
این اطلاعات در مورد بیماران مبتلا به بیماریهای نادر اهمیت بیشتری پیدا میکند، چون تجربه روزمره خانواده میتواند به اندازه یک سابقه پزشکی در تصمیمگیری درمانی مؤثر باشد. برای همین است که خانوادهها در این برنامه صرفاً همراه بیمار نیستند؛ بخشی از فرایند درماناند. از یک برنامه یکروزه تا یک مسیر درمانی
در حالی که بیماران در بخشهای مختلف مرکز تحت معاینه و درمان قرار دارند، نشست مسئولان نیز برگزار میشود؛ درباره مشکلات دندانپزشکی بیماران ایبی و دشواری دسترسی آنها به خدمات تخصصی.
حجتالاسلاموالمسلمین سید حمیدرضا هاشمی گلپایگانی، مؤسس و مدیرعامل خانه ایبی، دکتر امیررضا رکن، مشاور وزیر بهداشت در امور دندانپزشکی، دکتر رفیعی، رئیس بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری و دکتر یزدانیان، رئیس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج)، از جمله حاضران این نشست هستند. مسئلهای که در این جلسه بیشتر از هر چیز اهمیت دارد، تعداد بیماران حاضر در این روز نیست؛ مسئله این است که بیمار بعد از خروج از مرکز چه خواهد کرد. قرار است تفاهمنامهای میان خانه ایبی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج) تدوین شود تا همکاری برای ادامه درمان بیماران پروانهای شکل منظمتری پیدا کند.
اگر این همکاری به برنامهای مستمر تبدیل شود، پرونده ۵۰ بیماری که امروز معاینه شدهاند، میتواند ادامه پیدا کند و بیماران دیگری نیز در مراحل بعد به این مسیر اضافه شوند. درمانی که نباید با خروج از مرکز تمام شود
درمان دندانپزشکی معمولاً با یک معاینه یا یک ترمیم تمام نمیشود. ممکن است بیماری امروز عکس بگیرد و برای درمان مراجعه بعدی نیاز به نوبت داشته باشد؛ ممکن است دندانپزشک مشکل دیگری را شناسایی کند که نیازمند بررسی تخصصیتر باشد.
برای بیمار پروانهای، قطع شدن این زنجیره میتواند به معنای بازگشت دوباره به همان نقطه اول باشد؛ جستوجوی مرکز درمانی، پیدا کردن پزشک آشنا با شرایط بیماری، هماهنگی سفر و دوباره طی کردن مسیر.
به همین دلیل، ارزش این برنامه را نمیتوان فقط با عدد ۵۰ بیمار یا تعداد خدمات ارائهشده در یک روز سنجید. بخش مهمتر ماجرا، این است که آیا برای بیماری که امروز روی صندلی دندانپزشکی نشسته، یک مسیر مشخص برای ادامه درمان ایجاد میشود یا نه. یک صندلی دندانپزشکی، یک دغدغه قدیمی
برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانوادهای که با ایبی زندگی میکند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، میتواند به یکی از دغدغههای جدی تبدیل شود.
برنامه ۳۰ مرداد، دستکم برای ۵۰ بیمار، این مسیر را کوتاهتر کرده است؛ آنها در یک مرکز تخصصی معاینه شدهاند و بخشی از خدمات مورد نیازشان را دریافت کردهاند.
اما اگر قرار باشد این روز فقط یک اتفاق مناسبتی باقی نماند، مرحله مهمتر از امروز تازه شروع میشود: پیگیری درمان، حفظ ارتباط با بیمار و ایجاد دسترسی برای خانوادههایی که هنوز نتوانستهاند به چنین خدماتی برسند.
برای بیماران پروانهای، شاید مهمترین نتیجه این برنامه نه یک ترمیم، یک عکس یا یک جلسه معاینه، بلکه این باشد که بعد از امروز بدانند برای درمان بعدی باید کجا بروند و چه کسی قرار است ادامه مسیر را پیگیری کند. چون برای آنها، رسیدن به صندلی دندانپزشکی پایان راه نیست؛ گاهی تازه آغاز مسیر درمان است.
چیستان: می توانم سریع رشد کنم و منبع خوشبختی یا منبع غم و اندوه شما باشم، می توانم آرام از بین بروم یا به سرانجام برسم. من چی هستم؟
در لغت به معنی پیچیدگی و پوشیدگی است و و در اصطلاح به معنی کلام موزونی است که نام چیزی در آن برده نشود ولی اوصاف آن طوری برشمرده شود که خواننده با خواندن آن اوصاف پی به نام آن چیز ببرد. طراح چیستان سعی میکند تا با بیان اجزای حسی و مادی یک پدیده و معرفی برخی از ویژگیهای آن مخاطب را برای شناسایی آن به تلاش و تکاپوی فکری وادارد.
علت نام گذاری این صنعت به «چیستان» در فارسی، این است که جملات پرسشی معمولاً به صورت سؤال و با عبارت «چیست آن» یا «چیست» آغاز میشوند. چیستان: می توانم سریع رشد کنم و منبع خوشبختی یا منبع غم و اندوه شما باشم، می توانم آرام از بین بروم یا به سرانجام برسم. من چی هستم؟
.
.
. . بیشتر بدانید: چیستان: روزها می دود ولی شب ها، جلوی درب خانه نگهبان است!
هنوز پاسخ را پیدا نکردی؟ بهتره بیشتر فکر کنی! شما در معما یا چیستانی که امروز با آن روبرو هستید می توانید ضریب هوشی خود را محک بزنید.
باید بدانید که پاسخگویی به معما در یک لحظه میزان اطلاعات عمومی شما را نشان می دهد. .
.
.
.
. . پاسخ چیستان: می توانم سریع رشد کنم و منبع خوشبختی یا منبع غم و اندوه شما باشم، می توانم آرام از بین بروم یا به سرانجام برسم. من چی هستم؟ جواب درست چیستان «کفش»
استقلال؛ دو برد، دو چهره و یک سؤال بزرگ
عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - استقلال فصل را بهتر از چیزی شروع کرده که حتی خوشبینترین هوادارش انتظار داشت: دو بازی، دو برد، پنج گل زده و بدون گل خورده. اما اگر فقط به جدول نگاه کنیم، بخشی از داستان را از دست دادهایم. این استقلال در دو هفته نخست، دو نسخه کاملاً متفاوت از خودش نشان داده است؛ نسخهای که در بازی اول پرانرژی و تهاجمی بود و نسخهای که در بازی دوم بیشتر به کنترل، صبر و مدیریت لحظهها تکیه کرد.
شاید مهمتر از هر دو پیروزی این باشد که استقلال هنوز در حال پیدا کردن پاسخ یک سؤال است: آیا این تیم قرار است با فوتبال مالکانه و تهاجمیاش حریفان را بشکند، یا با کنترل بازی و استفاده از کیفیت بازیکنانش؟
در بازی اول مقابل مس شهر بابک، پاسخ تقریباً روشن بود. استقلال با سیستم ۳-۴-۳ وارد زمین شد و از همان ابتدا تلاش کرد بازی را در زمین حریف نگه دارد. آمار هم این برتری را تأیید میکند: ۱۴ شوت مقابل ۶ شوت مس و ۲.۷۱ امید گل در برابر ۰.۳۹. مالکیت ۵۲.۱ درصدی هم نشان میدهد استقلال برای برتری به شکل افراطی توپ را در اختیار نگرفت؛ بلکه در لحظات مهم، بهتر از حریف از آن استفاده کرد.
با این حال، یک نکته در این بازی وجود داشت که نباید زیر جشنواره چهارگله گم شود: استقلال برای شکستن دفاع مس، تا اواخر نیمه اول صبر کرد. دو گل نخست سحرخیزان هم در شرایطی به دست آمد که اشتباهات خط دفاع و دروازهبان مس نقش مهمی داشتند. بنابراین عدد ۴-۰ الزاماً به معنای یک نمایش کاملاً بینقص هجومی نبود اما نمی شود تنوع تاکتیکی تیم بختیاری زاده را انکار کرد.
قلیزاده از همان بازی اول نشان داد قرار نیست صرفاً یک بازیکن کناری باشد. او روی گل نخست پاس گل داد و خودش هم در ادامه گل زد. رزاقینیا نیز در میانه زمین فعال بود و آسانی در سمت دیگر زمین دائماً برای ایجاد برتری عددی و حمل توپ تلاش میکرد. استقلال برای باز کردن بازی فقط به یک مهاجم یا یک جناح وابسته نبود.
حتی گلهای پایانی نیز یک پیام داشتند: استقلال روی نیمکت بازیکنانی داشت که میتوانستند شدت بازی را حفظ کنند. اسلامی در دقایق پایانی گل زد و این یعنی فاصله ترکیب اصلی با نیمکت، دستکم در این مسابقه، آنقدر زیاد نبود.
اما هفته دوم همهچیز را سختتر کرد.
نساجی در قائمشهر قرار نبود همان فضای مس شهر بابک را در اختیار استقلال بگذارد. بازی فشردهتر شد و استقلال مجبور شد مدت بیشتری برای پیدا کردن شکاف در دفاع حریف صبر کند. نیمه اول بدون گل تمام شد و حتی در نیمه دوم هم موقعیتها به اندازهای نبودند که استقلال بتواند با خیال راحت از حریف فاصله بگیرد.
اینجاست که شاید مهمترین ویژگی استقلال فعلی خودش را نشان میدهد: این تیم برای بردن فقط به یک شکل بازی نمیکند.
استقلال مقابل نساجی ۶۱.۹ درصد مالکیت داشت، ۵۴۲ پاس با دقت ۸۵.۱ درصد ثبت کرد و ۱۹ بار به سمت دروازه شوت زد که هشت مورد در چارچوب بود. نساجی تنها ۷ شوت داشت.
بنابراین اگر کسی بازی را فقط از روی نتیجه ۱-۰ قضاوت کند، ممکن است تصور کند استقلال به سختی جان سالم به در برده است. آمار اما تصویر متفاوتی ارائه میکند. استقلال تیم برتر زمین بود، فقط نتوانست این برتری را زودتر به گل تبدیل کند.
گل محمدرضا آزادی در دقیقه ۸۲ از همین جنس بود؛ استقلال بالاخره توانست فشار و مالکیتش را به یک موقعیت تعیینکننده تبدیل کند و مهاجمی که تنها حدود دو دقیقه از ورودش به زمین گذشته بود، قفل بازی را شکست. این دقیقاً همان چیزی است که یک تیم مدعی به آن احتیاج دارد: بازیکنی که از روی نیمکت وارد شود و نتیجه بازی را تغییر دهد.
حتی انتخابهای بختیاریزاده در این بازی قابل توجه بود. او در نیمه دوم کوشکی را بیرون کشید و اسلامی را وارد زمین کرد و سپس آزادی را برای سحرخیزان فرستاد. این تعویض آخر در نهایت نتیجه داد. استقلال شاید بهترین فوتبالش را بازی نکرد، اما توانست مسابقه را مدیریت کند و در نهایت برنده شود.
در برابر مس، استقلال بیشتر شبیه تیمی بود که میخواست بازی را ببرد؛ برابر نساجی، شبیه تیمی بود که میدانست چگونه بازی را نبازد تا فرصت بردن برسد.
این تفاوت برای یک تیم مدعی مهم است. در طول فصل قرار نیست استقلال همیشه بتواند در نیمه اول دو گل بزند. قرار نیست همه حریفان فضا بدهند. قرار نیست هر مسابقه به بازی باز تبدیل شود. تیمی که قرار است تا پایان فصل برای قهرمانی بجنگد، باید بلد باشد هم بازی پرگل انجام دهد و هم در یک عصر سخت شمال، با یک گل سه امتیاز بگیرد.
استقلال در هر دو مسابقه از ساختار سه دفاعه استفاده کرده و در فاز مالکیت تلاش کرده با حضور بازیکنان کناری عرض زمین را حفظ کند. این ساختار مقابل تیمهایی که عقب مینشینند میتواند به ایجاد فشار کمک کند، اما در بازیهای بزرگتر، فضای پشت وینگبکها و کیفیت انتقال دفاع به حمله اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. هنوز نمیدانیم این تیم مقابل حریفی که خودش پرس میکند و اجازه نمیدهد استقلال بهآرامی توپ را از عقب زمین خارج کند، چه واکنشی نشان خواهد داد.
از طرف دیگر، دو کلینشیت پیاپی اتفاق کماهمیتی نیست. استقلال با فرعباسی درون دروازه و خط سهنفره فلاح، آقاسی و آشورماتوف، فعلاً ساختار دفاعی قابل اعتمادی ساخته است. حتی وقتی نساجی در نیمه دوم تلاش کرد از کنارهها به محوطه استقلال برسد، آبیها اجازه ندادند موقعیتهای باکیفیت زیادی شکل بگیرد. شاید بهترین توصیف از استقلال بعد از دو هفته این نباشد که «تیم فوقالعادهای است» یا «هنوز محک نخورده».
یک مهاجم جوان که گل میزند، یک وینگر جوان که هم پاس گل میدهد و هم گل میزند، هافبکی مثل رزاقینیا که در ساختار تیم نقش دارد، بازیکنانی روی نیمکت که میتوانند نتیجه را عوض کنند و مهمتر از همه، تیمی که حتی وقتی بازی مطابق برنامه پیش نمیرود، امتیاز از دست نمیدهد.
دو هفته اول البته هیچ جامی نمیدهند. مس شهر بابک و نساجی هنوز آزمونهایی در اندازه رقابت قهرمانی نبودهاند. اما این دو بازی یک چیز را روشن کردهاند: استقلال این فصل قرار نیست فقط با کیفیت فردی بازیکنانش زنده بماند. این تیم فعلاً ساختار دارد، صبر دارد و راههای مختلفی برای بردن پیدا میکند.
حالا سؤال اصلی برای هفتههای بعدی این است که وقتی استقلال با اولین رقیب بزرگش روبهرو شود، آیا همین کنترل و انعطاف را حفظ خواهد کرد یا نه. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوریهای خاص (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوریهای خاص (+عکس) تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران

شریعتی: دولت می.خواهد بلای خصوصیسازی ایرانخودرو را بر سر سایپا هم بیاورد | جهان نیوز

طرح مقابله با نفوذ میتواند به ضد خود بدل شود

طرز تهیه قورمه سبزی رشتی

رشته «بازیسازی» وارد دانشگاهها شد

اگر قرار است مردم علیه حکومت قیام کنند باید شرایط را کاملا طاقت فرسا کنیم!

