
به گزارش شهرآرانیوز؛ چالش میان والدین جوان و بزرگترهای فامیل درباره نحوه تربیت کودک، یکی از پیچیدهترین و حساسترین نقطهعطفهای زندگی خانوادگی است.
از یک سو، والدین جدید با مطالعه کتابها، شنیدن پادکستهای روانشناسی و بهرهگیری از متدولوژیهای نوین تربیتی تلاش میکنند ساختاری علمی برای رشد فرزندشان بچینند؛ از سوی دیگر، پدربزرگها و مادربزرگها با کولهباری از تجربه زیسته و شور و اشتیاقی لبریز از محبت، توصیهها و راهکارهای سنتی خود را ارائه میدهند.
وقتی این دو دیدگاه در مقابل هم قرار میگیرند، کودک میان دو شیوه رفتاری متفاوت دچار دوگانگی میشود؛ وضعیتی که در بسیاری از مواقع به لجبازی فرزند و تنشهای پنهان خانوادگی میانجامد. اما چگونه میتوان بدون نادیده گرفتن مقام بزرگترها و آسیب زدن به پیوند عاطفی عمیق میان کودک و پدربزرگ و مادربزرگ، اقتدار والدگری را حفظ کرد؟ ریشهشناسی تفاوت دیدگاهها: دلسوزی با دو زبان متفاوت
پیش از هر اقدامی، درک خاستگاه رفتاری بزرگترها کلید حل مسئله است. آنچه والدین جوان ممکن است «دخالت» نامگذاری کنند، در واقع بیان دلسوزی، نگرش حمایتی و اشتیاق بزرگترها برای سهم داشتن در خوشبختی نسل بعدی است.
روشهای سنتی تربیتی بر پایه دلسوزی، ایجاد امنیت فوری و انتقال حس محبت بیدریغ شکل گرفتهاند. پدربزرگها و مادربزرگها با اتکا به تجربهای که سالها پاسخگوی نیازهای روزگار خود بوده، به مسائل نگاه میکنند. در مقابل، متدولوژیهای نوین تربیتی بیشتر بر آیندهپژوهی رفتار کودک، استقلال فردی و خودتنظیمی هیجانی تمرکز دارند.
شناخت این نکته که هدف هر دو گروه خیرخواهی برای کودک است، نخستین قدم برای کاهش گارد دفاعی و مدیریت هوشمندانه ارتباطات است.
در ادامه حتما بخوانید چالشهای پدر و مادرها با بی ادبی یا لجبازی کودکان | تربیت موفق، فقط محبت کردن …













