
مسئله بنزین دیگر صرفا یک موضوع اقتصادی یا مربوط به قیمت یک کالای مصرفی نیست، امروز ناترازی میان تولید و مصرف به مسئلهای مرتبط با بودجه، امنیت انرژی و حتی تابآوری کشور در شرایط محدودیتهای ناشی از جنگ تبدیل شده است. بر اساس برآوردهای موجود، بخشی از این کسری از طریق واردات و بخشی نیز با برداشت از ذخایر استراتژیک جبران میشود؛ اما ادامه این روند درشرایطیکه محدودیتهای کشور افزایش یافته است، نمیتواند راهکاری پایدار باشد.
سناریونخست، ادامه وضع موجود است؛ یعنی بدون تغییر جدی در سیاست فعلی، بنزین با همین روند در اختیار مردم قرار گیرد و در صورت تمامشدن منابع سهمیهبندی و جیرهبندی اعمال شود.
مزیت این سناریو، پرهیز از شوک قیمتی و کاهش فشار فوری بر جامعه است؛ اما در مقابل، مصرف همچنان بالا میماند و ذخایر و منابع کشور زیرفشار قرار میگیرد. مهمتر اینکه در شرایط فعلی، افزایش تولید چندان امکانپذیر نیست، بنابراین اگر قرار باشد تولید در سقف توان خود باقی بماند، راه اصلی برای کنترل ناترازی، مدیریت مصرف است.
سناریو دوم حفظ سهمیه موجود و افزایش قیمت برای مصرف بالاتر از سهمیه است. در این مدل، مصرفکننده تا سقف مشخصی از بنزین را با قیمت فعلی دریافت میکند، اما برای مصرف بیشتر باید هزینه بالاتری بپردازد.
بااینحال این سیاست از منظر اجتماعی و عدالت نیازمند بررسی جدی است. نیمی از جمعیت کشور خودرو ندارند و افزایش قیمت بنزین حتی اگر مستقیما شامل همه مردم نشود، میتواند از مسیر افزایش هزینه حملونقل و قیمت کالا و خدمات، فشار خود را به خانوادهها منتقل کند؛ بنابراین نمیتوان آثار این سناریو را فقط در جایگاه سوخت و قبض هزینه خودرو سنجید.
سناریو سوم، تغییر شیوه تخصیص بنزین است؛ بهاینمعنا که ابتدا میزان مشخصی از تولید برای حملونقل عمومی اختصاص یابد و باقیمانده بهصورت سهمیه میان مردم توزیع شود.
در این مدل، سهمیه به فرد تعلق میگیرد، نه صرفا به خودرو. …












