
به گزارش شهرآرانیوز؛ ساعت هنوز ۸ و ۱۵ دقیقه صبح را نشان میداد که آسمان هیروشیما شکافته شد. نه صدای آژیر فرصت هشدار داد و نه مردم میدانستند قرار است تاریخ برای همیشه تغییر کند. انفجار یک بمب اتمی، در چند ثانیه شهری زنده را به سرزمینی سوخته بدل کرد؛ شهری که خیابانهایش پر از دانشآموز، کارمند، مادر و کودک بود، نه سربازانی در میدان نبرد.
سه روز بعد، نوبت ناگازاکی رسید؛ دومین بمب اتمی، دومین شهر و هزاران قربانی دیگر. برآوردها نشان میدهد تا پایان سال ۱۹۴۵ حدود ۲۱۴ هزار نفر در دو شهر جان باختند و دهها هزار نفر دیگر در سالهای بعد بر اثر آثار تشعشعات هستهای، سرطان و بیماریهای ناشی از آن، زندگی خود را از دست دادند. بسیاری از قربانیان، هرگز فرصت نداشتند بدانند چرا هدف قرار گرفتهاند.
هشتاد و یک سال از آن روز میگذرد، اما آمریکا همچنان تنها کشوری در تاریخ است که از سلاح هستهای علیه انسانها استفاده کرده است؛ واقعیتی که نام این کشور را برای همیشه در یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ جنگ ثبت کرده است.
هیروشیما؛ آغاز یک پرسش جهانی
از همان سال ۱۹۴۵ تاکنون، درباره ضرورت یا عدم ضرورت بمباران اتمی صدها کتاب، مقاله و پژوهش منتشر شده است. اما فارغ از همه تحلیلهای نظامی، یک واقعیت کمتر مورد تردید قرار گرفته است؛ قربانیان اصلی هیروشیما و ناگازاکی، غیرنظامیانی بودند که هیچ نقشی در تصمیمگیریهای جنگ نداشتند.
همین مسئله، هیروشیما را از یک رخداد نظامی به نمادی جهانی علیه خشونت، جنگ و کشتار غیرنظامیان تبدیل کرده است؛ نمادی که هر سال میلیونها نفر را به تأمل درباره مرزهای اخلاق در جنگ وامیدارد.
از هیروشیما تا جنگهای معاصر
منتقدان سیاست خارجی ایالات متحده معتقدند هیروشیما، پایان یک رویکرد نبود؛ بلکه آغاز الگویی بود که در دهههای بعد نیز با اشکال مختلف ادامه یافت. جنگ ویتنام، عراق، افغانستان و دیگر منازعاتی که آمریکا در آنها نقش مستقیم یا غیرمستقیم داشته، همواره با گزارشهایی از کشته شدن غیرنظامیان همراه بوده و بارها موضوع مسئولیت قدرتهای نظامی در قبال جان مردم عادی را به یکی از مهمترین مباحث حقوق بشری جهان تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، …












