
به گزارش شهرآرانیوز؛ در لابی هتل، زیر گرمای سنگین تابستان، وقتی برای گفتوگو با مسافران آمریکایی انتظار میکشیدم، با حقیقتی غافلگیرکننده روبه رو شدم. وقتی نورالهدی رونقی با واکر و همسرش، آلن شُرب، با عصا وارد شدند، اولین فکری که از سرم گذشت، این بود: «آیا میتوان با این دو سالمند، گفت وگویی عمیق و طولانی داشت؟» با اولین لبخندشان، کمی امیدوار شدم و در دقایق اول، آ نها با روحیهای سرزنده و ذهن و حافظهای که فراتر از سنشان بود، وارد میدان شدند.
زنی که با تکیه بر پیشینه علمی خود در اقتصاد و تحقیقات پزشکی و تجربه پنجاه سال فعالیت در حوزه سلامت، به عنوان عضو سازمان جهانی زنان برای صلح و آزادی (WILPF) دنیا را میبیند و مردی که با نگاه تیزبین یک پروفسور ریاضیات و منطق و فعال برجسته ضدصهیونیست، به دنبال کشف حقیقت درمیان تبلیغات رسانهای جهت دار آمریکاست.
در تمام طول مصاحبه، درحالی که نورالهدی هشتادوپنج ساله با صدایی ضعیف و چشمانی که مدام از بغض میدرخشید برایمان حرف میزد، آلن هشتادوهفت ساله با صبری ستودنی، حتی در سکوتهای ناشی از ندانستن زبان فارسی، با حضورش ما را همراهی میکرد، درحالی که آن آویز بافتنی به شکل قلب را همچون نماد صلح در گردن داشت. آنها از دل ریسکهای سفر به ایران گذشته بودند تا مطمئن شوند که تصویر رسانههای غربی از ایران، تنها یک توهم بزرگ است.
این زوج آمریکایی، نه تنها با کشف پویاییِ پنهان اقتصاد ایران درمیان تحریم ها، بلکه با روایتهایی از «انسانیت گرم ایرانی» در برابر «فردگرایی آمریکایی»، بازگشتی متفاوت خواهند داشت؛ آنها با روایتی از کشف حقیقت به کشوری برمی گردند که غبار پروپاگاندا آن را گرفته است.
***
در جستوجوهای اینترنتی چیزی درباره نورالهدی رونقی به دست نمیآید؛ فقط در چند سایت خبری، اطلاعات مختصری از او در دی ماه ۱۴۰۳ منتشر شده است؛ وقتی همسرش آلن شرب را برای نخستین بار به ایران آورده بود.
حافظه خودش میگوید در این شصت سالی که از وطن دوره بوده، حدود شش بار دیگر هم بدون آلن به ایران سفر کرده است. نخستین بار دهه ۵۰ وقتی پدرش از دنیا رفت، دست مادرش را گرفت، به وطن و شهر زادگاهش شیراز برگشتند تا در مراسم ترحیم پدر شرکت کنند، اما بلافاصله در دوران رژیم پهلوی دستگیر شد. علتش چه بود؟
من جزو سازمان دانشجویان …












