
به گزارش شهرآرانیوز؛ روزی که برای تأمین نیروی کار ارزانقیمت و بهبهانه احیاء حق و حقوق و استقلال مالی و اجتماعی، دنیای غرب زن را از خانه بیرون کشید، زنانی که در آن جامعه جنس دوم محسوب میشدند و از کمترین حقوق اقتصادی و اجتماعی همچون حق رأی و حق مالکیت هم محروم بودند، با تصور اینکه قرار است میان آنها و مردانشان عدالت برقرار شود در پوست خود نمیگنجیدند، امروز، اما در کشورهای غربی فشارهای ناشی از پذیرش نقشهای مردانه زنان را از پا درآورده است.
این ساختار معیوب، اما در سایه سیاست گلوبالیسم به سراسر دنیا صادر شد و زنان ایران هم گاهی مسیر ورود به صحنه فعالیتهای اجتماعی را با «مردوارهشدن» اشتباه گرفتهاند و همین ماجرا هم به «زنوارهشدن» مردان منتهی شده است! این فرآیند معلول موجب شده است مردان کمتر زیر بار مسئولیت ازدواج بروند و دخترانی که استقلال مالیشان را بهبهای مردوارهشدن بهدست آوردند، امروز با عبور از سن مناسب ازدواج به تجرد قطعی نزدیک میشوند.
آنچه در پی میآید قسمت دوم گفتوگوی خبرگزاری تسنیم با دکتر علیرضا شریفی یزدی جامعهشناس در واکاوی جریان مردوارهشدن زنان و تبعات فردی و اجتماعی آن است.
از منظر اجتماعی تغییر نقش مرد و زن را در جامعه شاهد هستیم، زنها نقشهای مردانه را میپذیرند و رفتارهایشان مردانه میشود و بعضاً مردها نقشهای زنانه را میپذیرند و انگار ساختارها متفاوت شده است، این فضای اجتماعی چقدر به عدم مسئولیتپذیری آقایان برای ازدواج دامن میزند و نقش خود دخترها و نوع برخوردشان در انتظاراتی که در جنس مخالف ایجاد میکنند چقدر است؟
ببینید، خانمها از آغازین روزهای حیات بشر بهروی کره زمین، همیشه کار میکردند، یعنی پدیده زن خانهدار، بهخلاف ذهنیتی که خیلیها دارند، یک پدیده خیلی مدرن است و پدیدهای سنتی نیست، خیلیها فکر میکنند یک زن خانهدار، زنی سنتی است و زنان شاغل، مدرن هستند، در حالی که از همان دوران شبانی که هنوز هم آثارش را در ایلهای عشایری میبینیم، خانمها بسیار فعال هستند؛ یا در شمال کشور میبینید شالیکاری و کار در مزرعه بهمیزان زیادی روی دوش خانمهاست، یا در مناطق روستایی ما خانمها گلیم میبافند، شیر میدوشند و کارهای زیادی را انجام میدهند که اینها همه فعالیت اقتصادی بهشمار میرود.
اما یک تفاوتی …












