تنگه هرمز، سالهاست که از نقش سنتی یک گذرگاه جغرافیایی خارج شده و به پیچیدهترین نقطه تلاقی اقتصاد و امنیت در جهان تبدیل گشته است. برای ما، این آبراهه صرفا یک مسیر ترانزیت نیست؛ یک «ابزار قدرت» است. آنچه در هرمز میگذرد، صرفا تشریفات کشتیرانی نیست، بلکه نمودی از اعمال حاکمیت دولتهای ساحلی بر سرنوشت انرژی جهان است. هرگونه گفتوگو درباره ترددها در این پهنه، درحقیقت بازخوانی جایگاه حاکمیتی ایران و تثبیت نقش تعیینکننده آن در ترتیبات امنیتی خلیجفارس است.
طرح اقدام راهبردی تأمین امنیت تنگه هرمز نیز باید از همین زاویه دیده شود، نه صرفا بهعنوان واکنشی سیاسی به تحولات اخیر. یکی از نکات مهم دراینزمینه، تفاوت میان تنگه بینالمللی و تنگهای با موقعیت راهبردی بینالمللی است. صرفا اهمیت جهانی یک محدوده دریایی بهاینمعنا نیست که تمام قواعد مربوط به تنگههای بینالمللی به شکل خودکار درباره آن اعمال میشود. حقوق دریاها برای تعیین وضعیت تنگهها، معیارهای مشخصی دارد و وضعیت حقوقی هر محدوده دریایی باید با توجه به موقعیت جغرافیایی، رژیم حقوقی حاکم و مواضع کشورهای ساحلی بررسی شود. …













