
این بار نوبت تراکتور بود؛ تیمی که ربیعی در شرایطی هدایتش را برعهده گرفت که کمتر کسی تصور میکرد چند ماه بعد، درست در آستانه شروع فصل جدید، نیمکت این تیم بار دیگر دستخوش تغییر شود. ربیعی رفت؛ آن هم درست وقتی که باید تیمش را برای فصل جدید آماده میکرد.
اما پشت این جدایی، فقط یک تغییر سرمربی ساده دیده نمیشود. مجموعهای از اتفاقات، اختلافات و تصمیمهایی که طی ماههای گذشته رخ داده، حالا این سؤال را به وجود آورده که چرا محمد ربیعی در فوتبال ایران هیچوقت فرصت کافی برای ساختن یک تیم را پیدا نمیکند؟
۵۰ روز در خیبر؛ پروژهای که قبل از شروع تمام شد
ماجرای عجیب ربیعی از خیبر خرمآباد آغاز شد.
او پس از پایان لیگ بیستوچهارم، در تاریخ ۱۷ خرداد به عنوان سرمربی خیبر انتخاب شد؛ انتخابی که قرار بود آغاز یک پروژه تازه برای این باشگاه باشد.
اما تنها حدود ۵۰ روز بعد، همکاری دو طرف به پایان رسید.
دلیل جدایی، اختلاف نظر درباره میزان بودجه و امکانات مورد نیاز تیم عنوان شد. ربیعی اعتقاد داشت برای ساختن تیمی رقابتی، باید شرایط و منابع مناسبی در اختیار کادر فنی قرار بگیرد و ظاهراً مدیران باشگاه با سطح انتظارات او به توافق نرسیدند.
نتیجه؟
مربیای که هنوز فرصت نکرده بود حتی پروژهاش را آغاز کند، از تیم جدا شد.
اما این تازه آغاز ماجرا بود.
تراکتور؛ سه بازی و پایان یک مأموریت!
در شرایطی که دراگان اسکوچیچ به شکل ناگهانی از تراکتور جدا شد، ربیعی در تاریخ ۲۸ بهمن هدایت پرشورها را برعهده گرفت.
انتخابی که میتوانست یکی از مهمترین فرصتهای دوران مربیگری او باشد.
اما این فرصت هم دوام چندانی نداشت.
ربیعی در تراکتور تنها سه مسابقه روی نیمکت نشست؛ سه مسابقهای که حاصل آن یک برد، یک تساوی و یک شکست بود.
شاید این کارنامه برای قضاوت درباره توانایی یک سرمربی کافی نباشد، اما در فوتبال ایران گاهی حتی سه مسابقه هم برای تغییر یک نیمکت کافی است.
ربیعی حدود ۱۷۸ روز در مجموعه تراکتور حضور داشت، اما عملاً تنها بخش بسیار کوتاهی از این مدت فرصت هدایت رسمی تیم را پیدا کرد.
و حالا درست در آستانه آغاز فصل جدید، باید دوباره تیمش را ترک کند.
استعفاهایی که پذیرفته نشد!
شاید مهمترین بخش این …





