
ایران
روزنامه ایران گفتگوئی را با احمد بستانی، استاد علوم سیاسی و عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی منتشر کرده است:
محافظهکاری در ایران مفهومی مبهم است؛ مفهومی که میان «ستایش گذشته»، «مقاومت در برابر تغییر» و «دفاع از نظم سیاسی موجود» در نوسان است. دکتر احمد بستانی، استاد علوم سیاسی و عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی، معتقد است محافظهکاری در ایران نتوانسته به یک سنت سیاسی منسجم تبدیل شود و دلیل این امر را باید در تجربه تاریخی گسستها و فقدان انباشت نهادی جستوجو کرد. او در نشست «محافظهکاری و لیبرالیسم در ایران» که در محل کتاب زروان خانه صوفی برگزار شد، سعی کرد محافظهکاری را در چارچوب دیدگاههای راجر اسکروتن، فیلسوف بریتانیایی و نظریهپرداز محافظهکاری تبیین کند و نسبت آن را با لیبرالیسم توضیح دهد.
سنت؛ سنگبنای اندیشه محافظهکارانه
احمد بستانی، اولین مؤلفه محافظهکاری را اهمیت دادن به «سنت» معرفی کرد؛ سنتی که در طول تاریخ تداوم یافته و از طریق قانون، نهادها و رویهها به جامعه احساس تعلق میدهد. او در توضیح دومین ویژگی محافظهکاری بر محدودیت شناخت انسان و پیچیدگی جامعه تأکید گذاشت:«محافظهکار با این تصور مخالف است که میتوان جامعه را صرفاً با عقل انتزاعی طراحی کرد. از همین رو تجربه، تاریخ، قانون، نظم و امنیت در این اندیشه اهمیت ویژه دارند. محافظهکاری، انسان را موجودی با درک محدود و امنیتطلب میداند؛ در حالی که جوامع بشری درهم تنیده و رازآلودند و نمیتوان منطق آنها را بهسادگی در قالب فرمولهای انتزاعی درآورد. از این نگاه، قوانین انتزاعی به تنهایی پاسخگو نیستند.»
نسبت محافظهکاری با لیبرالیسم
بخش دوم بحث بستانی به دیدگاه راجر اسکروتن اختصاص داشت؛ متفکری که از چهرههای مهم احیای محافظهکاری در دهههای اخیر است. مسأله محافظهکاری جدید این بود که چگونه میتوان از سنت، هویت تاریخی و نظم اجتماعی دفاع کرد، بدون آنکه به دفاع از سلطنت، اشرافیت و نابرابریهای سنتی بازگردد. از این رو محافظهکاری جدید ناچار بود نسبت خود را با ارزشهای مدرن و لیبرال
روشن کند.
راجر اسکروتن، به روایت بستانی، محافظهکاری را در تقابل کامل با لیبرالیسم قرار نمیدهد. او به ارزشهایی چون آزادی و مالکیت فردی وفادار است، اما با این تصور که جامعه محصول …












