در ورزش ایران کم نیستند قهرمانانی که سالها برای رسیدن به یک مدال جنگیدهاند، اما کمتر دیدهایم کسی به اندازه خواهران منصوریان برای ماندن در صدر اخبار تلاش کرده باشد. داستان آنها سالها پیش با روایت فقر، سختی و قهرمانی آغاز شد؛ روایتی که افکار عمومی را با خود همراه کرد و از سه ووشوکار موفق، سه چهره مشهور ساخت. اما امروز به نظر میرسد آن سرمایه اجتماعی بزرگ، زیر بار جنجالهای پیاپی در حال فرسوده شدن است.

هر بار که اختلافی با فدراسیون، تیم ملی یا مسئولان به وجود آمده، ماجرا از یک اعتراض ورزشی فراتر رفته و به یک نمایش رسانهای تبدیل شده است. از ادعای بازگشت با «دستور رئیسجمهور» گرفته تا درگیریهای پرحاشیه و حالا تهدید به پناهندگی؛ گویی حاشیه دیگر یک اتفاق نیست، بلکه به بخشی از استراتژی بقا در کانون توجه تبدیل شده است.
تازهترین اظهارات شهربانو منصوریان نیز از همین جنس است؛ جایی که از یک سو تصویر پرچمداری و وطندوستی ارائه میشود و از سوی دیگر، پناهندگی به عنوان ابزار اعتراض مطرح میشود. حق مهاجرت برای همه محفوظ است، اما استفاده از واژههایی مانند «پناهندگی» برای تحت فشار قرار دادن افکار عمومی یا مدیران ورزشی، بیشتر از آنکه نشانه اعتراض …












