
همهگیری کووید۱۹ و تعطیلی ناگهانی مدارس، نقطه عطفی در زیست اجتماعی و الگوی مصرف رسانهای کودکان و نوجوانان ایرانی ایجاد کرد. تا پیش از این بحران، ورود فرزندان به فضای مجازی با سختگیریها، محدودیتهای شدید و حساسیتهای بالای خانوادهها همراه بود؛ اما با آنلاین شدن فرایند آموزش و راهاندازی سامانههایی چون «شاد»، داشتن تلفن همراه هوشمند و اتصال مداوم به اینترنت به یک ضرورت اجتنابناپذیر و روتینی روزمره بدل شد.
این تغییر ناگهانی، مفاهیم پیشین نظارت والدینی را دگرگون ساخت و مواجهه با فضای مجازی را از یک انتخاب به یک اجبار تحصیلی تبدیل کرد. امروز با وجود دسترسی گسترده به ابزارهای فیلترشکن، خطرات زیست در تاریکخانههای وب بیش از هر زمان دیگری فرزندان را تهدید میکند.
چالش اصلی خانوادههای ایرانی در شرایط کنونی، سردرگمی میان دو مفهوم «ممنوعیت مطلق» و «نظارت آگاهانه» است؛ در حالی که آموزش آنلاین، ابزار دیجیتال را به دست کودک داده، اما سازوکارهای نظارت ملی و خانوادگی همچنان عقبتر از تحولات شتابان فناوری حرکت میکنند.
میراث آموزش آنلاین و جهش در آمار زیست دیجیتال دانشآموزان
با تحول دیجیتالی که از دوران کرونا کلید خورد، فضای مجازی از یک ابزار سرگرمی به بستر اصلی یادگیری و شکلگیری هویت نسل جدید تبدیل شده است. بر اساس نخستین پیمایش ملی «زیست کودکان و نوجوانان در فضای مجازی» که توسط مرکز ملی فضای مجازی و بر پایه نظرسنجی از والدین به دست آمده، حدود ۸۸ درصد از کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۵ ساله ایرانی از ابزارهای هوشمند استفاده میکنند و سهچهارم آنها یعنی ۷۵ درصد به صورت مستقیم به اینترنت دسترسی دارند.
همچنین آمارها نشان میدهد که ۳۴ درصد از این گروه سنی دارای دستگاه هوشمند شخصی هستند و میانگین سن دریافت نخستین تلفن همراه یا تبلت اختصاصی به ۹.۸ سال رسیده است؛ عددی که نشان میدهد پایان دوره دبستان به نقطه استقلال دیجیتال دانشآموزان ایرانی تبدیل شده است.
از سوی دیگر، برخلاف تصور عمومی که حضور کودکان در فضای مجازی را صرفا محدود به بازی میداند، بخش عمدهای از فعالیتهای آنلاین را امور آموزشی تشکیل میدهد.
طبق آمارهای رسمی، اگرچه ۴۲ درصد از فعالیت کودکان به بازیهای ویدیویی اختصاص دارد، اما مطالعات آموزشی و درسی با حدود ۳۷ درصد در …








