
مردم سالاری
روزنامه مردم سالاری در گزارشی نوشت:
طبیعی است که چنین اظهارنظری نمیتواند مانند یک جمله معمولی از کنار افکار عمومی عبور کند. وقتی یک مقام مسئول در حوزه انرژی از وجود شبکهای سخن میگوید که به ادعای او، در آن نیروهایی از هر دو جریان سیاسی کشور حضور دارند، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی ممکن است شیشههای دفتر او را بشکند. پرسش مهمتر این است که این شبکه کجاست، چه کسانی در آن نقش دارند و چرا اسناد آن به مردم و دستگاههای مسئول ارائه نمیشود؟
افشاگری بدون سند
کافی نیست
سقاب اصفهانی اگر اطلاعاتی درباره قاچاق سوخت دارد، بیش از هر چیز باید آن را ارائه کند. این مطالبه نه مطالبه یک جریان سیاسی خاص، بلکه ابتداییترین انتظار از مسئولی است که درباره یکی از مهمترین منابع عمومی کشور سخن میگوید.
ادعای دست داشتن هر دو جناح سیاسی در قاچاق سوخت، ادعایی بسیار فراتر از یک نقد سیاسی است. اگر این ادعا مستند باشد، باید مشخص شود منظور از دست داشتن دقیقاً چیست؟ چه افرادی، چه شبکههایی، چه شرکتها یا چه واسطههایی در این فرایند نقش دارند و چگونه سوخت از چرخه رسمی خارج میشود.
در همین راستا، واکنش آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، نیز قابل توجه بود. او با اشاره به اظهارات سقاب، از او خواست اگر عاملان قاچاق را میشناسد، آنها را معرفی کند و حتی تأکید کرد اگر فرد یا افراد مورد نظر اصلاحطلب هستند نیز باید معرفی شوند. این واکنش از این جهت اهمیت دارد که توپ را به زمین مدعی بازمیگرداند. اگر واقعاً اصلاحطلبی در چنین شبکهای حضور دارد، معرفی او نهتنها نباید خط قرمز باشد، بلکه باید مطالبه خود اصلاحطلبان نیز باشد. همین قاعده درباره اصولگرایان و هر جریان سیاسی دیگری هم صادق است.
در واقع، مسئله قاچاق سوخت نباید به دعوای جناحی تبدیل شود، چراکه زیان آن مستقیماً متوجه مردم و منابع عمومی است.
شیشههای یک دفتر
یا سفره یک خانواده؟
اما در میان تمام واکنشهایی که به سخنان سقاب اصفهانی مطرح شده، شاید لازم باشد یک سؤال بنیادیتر پرسیده شود: اصلاً چرا باید شیشههای دفتر یک مقام دولتی در مرکز توجه قرار بگیرد؟
اگر مقابله با قاچاق سوخت به معنای جلوگیری از هدررفت منابع عمومی، کاهش رانت و بازگرداندن بخشی …












