سال هاست که ذهن من درگیر امنیت، رسانه، جامعه و نسبتِ اینها با زیست روزمره مردم است. این سخن، برای من فقط یک بحث نظری نیست؛ ادامه همان دلشوره ها و مشغولیت هایی است که از سال ها پیش در حوزه های مختلف دنبال کرده ام: از امنیت ملی و مطالعات اجتماعی گرفته تا رسانه و روایت. امروز هم آنچه بیش از همه ذهنم را مشغول کرده، مساله تاب آوری است. من تاب آوری را در سه ساحت می فهمم: تاب آوری معیشتی، تاب آوری اجتماعی و تاب آوری ادراکی/ذهنی
دو ساحت اول، یعنی معیشت و اجتماع، در جامعه و دولت ما تا حدی تجربه های خودترمیمی پیدا کرده اند. فشار تحریم، بی ثباتی و بحران های پیاپی باعث شده هم جامعه و هم دولت، در این دو حوزه، نوعی یادگیری و سازگاری پیدا کنند. جامعه یاد گرفته خودش را بازسازی کند؛ از شکل های مختلف هم زیستی، حمایت خانوادگی، صندوق های خرد محلی، برگشتن به خانه های آشنا و شبکه های غیررسمی بقا گرفته تا شیوه …









