طنز، نزد ناصر فیض، سلاحی است برای روایت عشق؛ عشقی که در پسِ لبخند، زخم های کهن بر پیکرِ وطن را آشکار می کند. او در دوم خرداد ۱۳۳۸در قم، در خانواده ای روحانی و اهلِ علم، زاده شد. پدرش، شیخ ابوالفضل فیض مشکینی، از عالمانِ دین و از نزدیکانِ آیت الله علی مشکینی بود و خود نیز به فارسی و ترکی شعر می سرود. فیض، نخستین سروده های جدی اش را در بیست وهفت سالگی، در روزهای آماده سازی برای عملیاتِ کربلای یک درجبهه سرود و سپس در کنارِ زرویی نصرآباد، دفترِ طنزِ حوزه هنری را بنیان نهاد. او نشانِ درجه یک هنری را از آنِ خود کرده و در دومین جشنواره شعرفجر، برگزیده شده است. با این همه، آنچه فیض را در تاریخِ شعرِ ایران ماندگار کرده، مناصبِ اداری نیست، بلکه طنزی است که در آن، ایران، باهمه تلخی ها و شیرینی هایش، در مرکزِ روایت، ایستاده است.
طنزِ فیض، هرگز به شوخی صرف نمی انجامد. او در سروده ای که از دلِ تجربه …












