این روزها هر جایی از شهر آدم سرش را بچرخاند یک واژه می خورد توی صورتش. از بیلبورد گرفته تا در و دیوار و بنر و اتیکت و حتی بدنه اتوبوس های شهرداری. هر جا جمله ای هست سر یا تهش واژه قسطی است. گوشی قسطی، لپ تاپ قسطی، لباس قسطی، لوازم خانگی قسطی و حتی سفر قسطی. روزانه از سطح شهر گرفته تا گوشی موبایل، یک پیام مدام تکرار می شود: لازم نیست پول داشته باشی؛ بخر و بعدا پرداخت کن. پر واضح است که استفاده از تسهیلات اعتباری برای تامین نیازهای اساسی و با دوام زندگی به خودی خود چیز بدی نیست و در دنیا هم مرسوم است (البته نه با مختصات سودهای بالای 20 و 30 درصدی که ما می کشیم روی وام ها) . اما ماجرا زمانی قابل تامل می شود که قسطی بخر از کالاهای بادوام عبور کرده و حالا به خریدهای سوپرمارکتی رسیده است. یعنی کالایی را که امروز می خوری و تمام می شود، فردا باید پولش را بدهی. این پدیده فقط ظهور یک شیوه تا …













