در طول چند دهه، معماری قدرت نظامی ایالات متحده بر یک فرض بنیادین استوار بود : برتری فناوری، فاصله جغرافیایی و توانایی اعمال قدرت و هژمونی از راه دور می تواند هزینه های جنگ را برای واشنگتن به حداقل برساند و همزمان، اراده سیاسی و نظامی رقبا را در کوتاه ترین زمان ممکن درهم بشکند . این الگو که در ادبیات راهبردی امریکا با عنوان سنت جنگ امریکایی شناخته می شود، بر ترکیبی از قدرت هوایی پیشرفته، سامانه های اطلاعاتی، تسلیحات نقطه زن، ناوهای هواپیمابر، جنگنده های پنهانکار و شبکه گسترده پایگاه های نظامی در سراسر جهان تکیه داشته است . بر مبنای این نگاه، ایالات متحده این توان را داشت بدون ورود به جنگ های فرسایشی زمینی - با استفاده از برتری تکنولوژیک خود - اهداف سیاسی مورد نظرش را …













