
فرهاد امام جمعه پژوهشگر
چرا اکثر مردم از این حلوای شیرین آگاهی_خودآگاهی استقبال نمی کنند؟ این پرسش، سوال مهمی است که بسیاری از اعضای جامعه هم در فضای چالشی زیر تیغ تضادها آن قرار میگیرند و هم مغلوب آن میشوند. در پاسخ به این سوال لازم است به چندی موانع عدم اقبال از آگاهی کاربردی اشاره کنیم که عبارتند از: ۱- حس ترس و نگرانیهای ناشی از آن، چنان خلاء و واماندگی را در انسان ایجاد میکند که مانع اساسی کنجکاوی خلاق برای جذب آگاهیهای نوآور در مواجهه با ترس تضادهای جاری زندگی میشود. اشخاص ترسو عمدتا اشخاص گیج و مبهوتی میشوند. ۲- مغزهای تک بعدی، و شستشو داده شده در چنان حبابی از قالبهای ذهنی به سر میبرند که برای شان، جذب آگاهیهای تازه و انتقادی مفید بسیار سخت میشود.. حبابهای شغلی و تعلقات ذهنی و روانی آن و نیز حبابهای رسانهای، توان ذهنی_فکری اشخاص را بسیار محدود و بسته میکند. ۳- آرزوگرایی و اعتقادات ثابت؛ تصور آرزو انگیزش بالایی را در شخص ایجاد میکند. اما ماندن و فقط درجازدن در آرزو باعث خیالبافی ذهنی شده که این مساله عمدتا روحیه واقع گرایی و واقع بینی را در انسان از بین میبرد. هرچه واقع بینی کم شود آگاهی برای پذیرش، سازگاری هوشمندانه و اصلاح و تغییر واقعیت و بهرهمندی از نیروهای مثبت موجود در نظام واقعیت جاری زندگی پدید نیامده و به کار گرفته نمیشود. آرزوگرایی یا آرمان گرایی افراطی مانع رویارویی هوشمندانه با واقعیت میشود. بسیاری از واکنشهای منفی، گاه ملالت بار و گاه خشونتگرای اشخاص بدان جهت است که چون در فضای خیالی_آرمانی شان به سر میبرند و آن خیالات و آرزوهایشان به واقعیت نمیپیوندد حس طغیان و سرکشی به ایشان دست میدهد؛ و گاه چون امکان سرکشی علنی را نیز ندارند و ممکن است در فضای آزادی نباشند بنابراین دچار نوعی از ملالت، افسردگی و کاهش انرژی حیاتی و روحی میشوند. به طور قطع انسانی که انرژی و توانش را از دست میدهد نمیتواند در میدان تضادهای جاری زندگی به نحو توانگر و آگاهانهای عمل کند؛ و معمولا دچار کاهش گرایی، ادبیات کلامی منفی و دوری یا فرار از خود میشود. سرچشمه بسیاری از این مسائل، ریشه در همین جریان و عادت آرزوگرایی دارد. اعتقادات و باورهای ثابت نیز همین طور، توان و روحیه منعطف، هوشمند، صبور و اصلاحگر اشخاص را از بین میبرد؛ و حالتی …












