
مونا ربیعیان خبرنگار داستان ب.ز، حالا فقط روایت یک پرونده قضایی قدیمی نیست؛ به یک پرسش بزرگ درباره رابطه «فساد»، «سرمایه» و «بازگشت به اقتصاد» تبدیل شده است. مردی که در سال ۱۳۹۴ به اعدام، رد مال و جزای نقدی محکوم شده بود، امروز نامش در پروژههای حملونقل، تاکسی برقی، هواپیمایی و دیگر فعالیتهای اقتصادی شنیده میشود. نکته مهم اینجاست که مسئله صرفاً بازگشت یک فرد به فعالیت اقتصادی نیست؛ مسئله، تصویری است که این بازگشت از نسبت میان مجازات فساد و امکان بازسازی قدرت اقتصادی ایجاد میکند. اگر یک محکوم اقتصادی پس از سالها دوباره به یکی از چهرههای پررنگ عرصه اقتصاد تبدیل شود، جامعه حق دارد بپرسد: آیا پرونده فساد صرفاً با بازگرداندن بخشی از داراییها بسته میشود یا اعتماد عمومی نیز باید دوباره احیا شود؟ از حکم اعدام تا بازگشت به اقتصاد ب.ز در پرونده فساد نفتی به اتهاماتی از جمله افساد فیالارض محکوم و حکم اعدام برای او صادر شد. این حکم در نهایت در سال ۱۴۰۳، پس از اعلام بازگرداندن بخش قابل توجهی از اموال، به ۲۰ سال حبس تبدیل شد. همین نقطه، آغاز پرسش تازهای است: آیا بازگشت اموال، به معنای بازگشت اعتبار اقتصادی نیز هست؟ در اقتصاد سالم، اعتبار یک فعال اقتصادی تنها از حجم سرمایه، تعداد شرکتها یا اندازه پروژههایش به دست نمیآید. سابقه حقوقی، شفافیت منابع مالی، نحوه تأمین سرمایه، ساختار مالکیت و میزان پاسخگویی نیز بخشی از اعتبار اقتصادی است. از همین منظر، بازگشت یک چهره جنجالی به اقتصاد باید با شفافیت بسیار بیشتری همراه باشد؛ زیرا بازار فقط با پول کار نمیکند، بلکه با اعتماد کار میکند. کافه، تاکسی، هواپیما؛ اقتصاد چندلایه یک نام جنجالی تصویری که طی ماههای گذشته از فعالیتهای اقتصادی زنجانی منتشر شده، تصویری محدود به یک شرکت یا یک صنعت نیست. از فعالیتهای خدماتی و تجاری تا حملونقل و پروژههای بزرگ، نام او دوباره در فضای اقتصادی شنیده میشود. در حوزه حملونقل، از ورود ۵۰ هزار تاکسی برقی، هزاران کامیون و کشنده و صدها واگن ریلی سخن گفته شده است. همچنین درباره راهاندازی شرکت هواپیمایی «داتوان» و ورود دهها فروند هواپیما وعدههایی مطرح شده است. البته درباره هواپیما باید میان اعلام پروژه و تحقق واقعی آن تفاوت گذاشت. معاون سازمان هواپیمایی کشوری در سال ۱۴۰۴ اعلام کرده بود …












