بافت تاریخی استرآباد، حافظه زنده گرگان و یکی از مهمترین یادگارهای تاریخی شمال ایران، حالا در نقطهای ایستاده که هر تصمیم درباره آن فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ تصمیمی درباره هویت یک شهر و بخشی از حافظه تاریخی ایران است. خبر مذاکره برای تملک حدود ۵۰ هکتار از هسته مرکزی بافت تاریخی گرگان از سوی مجموعه وابسته به بابک زنجانی، آن هم در محدودهای که خانههای تاریخی، بازار، مسجد و گذرهای قدیمی را در خود جای داده، به اندازه کافی حساسیتبرانگیز است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این طرح هنوز در مرحله مذاکره و بررسی است و قرارداد نهایی نشده؛ با این حال، اصل ورود یک سرمایهگذار بزرگ به هسته تاریخی استرآباد، پرسشهای جدی درباره آینده این میراث ایجاد کرده است. اما آتش، پرسشها را جدیتر کرد در همین فضای پرابهام، خبر آتشسوزی در بافت تاریخی گرگان منتشر شد. همزمانی این حادثه با خبرهای مربوط به تملک و سرمایهگذاری، طبیعی است که افکار عمومی را حساس کند؛ اما از همزمانی نمیتوان نتیجه گرفت که آتشسوزی عمدی بوده یا ارتباطی با موضوع تملک داشته است.
برای چنین ادعایی، باید گزارش رسمی آتشنشانی، پلیس، کارشناسان حریق و مراجع قضایی منتشر شود. با این حال، حتی اگر هیچ ارتباطی میان این دو رویداد وجود نداشته باشد، یک واقعیت همچنان پابرجاست: میراث تاریخی ایران نباید آنقدر بیپناه باشد که هر حادثهای، شائبه نابودی یا تغییر کاربری آن را در افکار عمومی ایجاد کند. استرآباد یک زمین خالی برای اجرای پروژههای اقتصادی نیست.
بافت تاریخی گرگان شبکهای بههمپیوسته از خانهها، بازار، مسجد، مدرسه، تکیه، آبانبار، قنات و گذرهای تاریخی است و ارزش آن فقط در تکتک ساختمانها خلاصه نمیشود. سرمایهگذاری، بله؛ میراثفروشی، هرگز هیچکس نمیتواند با توسعه گردشگری و سرمایهگذاری مخالفت کند. حتی احیای بافت تاریخی بدون منابع مالی پایدار دشوار است. مسئله اینجاست که سرمایهگذار باید در خدمت میراث باشد، نه اینکه میراث در خدمت سرمایهگذار قرار گیرد. اگر قرار است ۵۰ هکتار از بافت تاریخی استرآباد احیا شود، باید تمام جزئیات قرارداد، محدوده تملک، فهرست بناهای تاریخی، نحوه مرمت، کاربریهای آینده، ضوابط ساختوساز و تعهدات سرمایهگذار برای مردم و کارشناسان شفاف باشد.
میراث فرهنگی را نمیتوان با وعده «بوتیکهتل»، «بازارچه» و «مرکز گردشگری» نجات داد، اگر در این مسیر اصالت بافت از بین برود. مدیرکل میراث فرهنگی گلستان نیز درباره این طرح گفته است که بناهای تاریخی باید مطابق ضوابط میراث فرهنگی مرمت شوند و اقدامات مربوط به بافت باید مراحل قانونی خود را طی کند.
استرآباد نباید یک بار خریداری و بار دیگر سوخته شود تلخترین سناریو برای یک شهر تاریخی این نیست که یک بنای قدیمی آتش بگیرد؛ تلختر آن است که آرامآرام هویت یک بافت از بین برود و در پایان، فقط چند نمای تاریخی برای عکس گرفتن باقی بماند. اگر آتشسوزی اخیر عمدی نبوده، باید علت آن بدون ابهام اعلام شود. اگر تخلفی رخ داده، عاملان باید پاسخگو باشند. و اگر هیچ ارتباطی میان حادثه و طرح تملک وجود ندارد، شفافسازی مسئولان میتواند به شایعات پایان دهد. اما اگر قرار است سرمایهگذاری در استرآباد انجام شود، نخستین سرمایهگذاری باید روی شفافیت باشد.
استرآباد ملک شخصی هیچ سرمایهگذاری نیست؛ میراث عمومی یک ملت است. نه بابک زنجانی، نه هیچ سرمایهگذار دیگری، نباید بتواند با اتکا به قدرت اقتصادی، درباره سرنوشت چنین میراثی به تنهایی تصمیم بگیرد. اینجا مسئله فقط ۵۰ هکتار زمین نیست؛ مسئله این است که چه مقدار از تاریخ ایران را حاضر هستیم در برابر پول واگذار کنیم.









