
مسعد سلیتی وکیل دادگستری
در فضای پیچیده روابط بینالملل، هر اقدام نظامی میتواند پیامدهایی فراتر از اهداف کوتاهمدت داشته باشد. از آغاز درگیری اخیر میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، نیروهای مسلح ایران در پاسخ به حملات، برخی پایگاهها و تأسیسات در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اردن را هدف قرار دادهاند.
این اقدامات در چارچوب دفاع مشروع و مقابله با استفاده از خاک این کشورها علیه ایران توجیه میشود. با این حال، از منظر راهبردی این پرسش مطرح است که تداوم چنین رویکردی چه تأثیری بر معماری امنیتی منطقه و موقعیت ایران خواهد داشت؟ این یادداشت با نگاهی تحلیلی و بدون هیجانزدگی، سه پیامد محتمل را بررسی میکند و بر خطر شکلگیری ائتلافی گستردهتر علیه جمهوری اسلامی تمرکز دارد.
نخست، تثبیت و افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه: یکی از اهداف دیرینه سیاست خارجی ایران کاهش حضور نظامی آمریکا در همسایگی بوده است. با این وجود، حملات به خاک کشورهای منطقه میتواند ادراک تهدید مشترک را تقویت کند و وابستگی این کشورها به حمایت امنیتی ایالات متحده را افزایش دهد.
بیانیههای متعدد شورای همکاری خلیج فارس این اقدامات را نقض حاکمیت و تهدید امنیت جمعی دانسته است. در نتیجه، کشورهای عضو بیش از گذشته خواهان افزایش سامانههای پدافندی، تثبیت پایگاههای آمریکایی و تقویت همکاریهای نظامی با واشنگتن شدهاند. این روند میتواند زنجیرهای از تعهدات دفاعی ایجاد کند که در بلندمدت آزادی عمل ایران را محدودتر سازد و برخلاف هدف اعلامشده کاهش نفوذ خارجی عمل کند.
دوم، تسریع همگرایی امنیتی میان کشورهای عربی خلیج فارس و اسرائیل: پیش از تشدید درگیریها، بسیاری از این کشورها در قبال عادیسازی روابط با اسرائیل محتاط بودند. اما وقتی خود را هدف مستقیم حملات میبینند، روایت رسمی بهسوی معرفی جمهوری اسلامی بهعنوان تهدید امنیتی مشترک سوق پیدا میکند. بیانیههای مشترک اخیر عربستان سعودی، قطر، کویت، امارات، بحرین و اردن که حملات را نقض منشور ملل متحد خواندهاند، نشانهای از این همگرایی است. در چنین فضایی، همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی با اسرائیل، حتی بهصورت غیررسمی، توجیه بیشتری مییابد و میتواند به شکلگیری بلوک امنیتی …








