
مونا ربیعیان خبرنگار
در تلاطمهای اقتصادی، مرز میان «تدبیر برای بقا» و «بهرهکشی از ناآگاهی» به شدت باریک شده است. اما آنچه امروز در بازار ایران شاهد آن هستیم، فراتر از یک اشتباه مدیریتی یا ناتوانی در تأمین کالا است. ما با پدیدهای روبرو هستیم که در آن، «خالیفروشی» از یک رفتار موردی و ناشی از بحران، به یک «استراتژی سیستماتیک» برای بقای شرکتها و پلتفرمها تبدیل شده است.
زمانی که یک نهاد اقتصادی، برای پوشش شکافهای مالی خود، از نقدینگی مشتریان بعدی استفاده میکند تا بدهیهای مشتریان قبلی را تسویه کند، دیگر با یک چالش مدیریتی روبرو نیستیم؛ ما با «سقوط اخلاق در تجارت» روبرو هستیم. چرخه باطل نقدینگی؛ وقتی پول مردم، تکیهگاهِ فردا میشود بحران از لایههای زیرین بازار سرمایه و پلتفرمهای دیجیتال طلا آغاز شده است.
در این پلتفرمها، با هر بار نوسان شدید دلار، شاهد شکافهای قیمتی و عدم توانایی در پاسخگویی به نیازهای لحظهای هستیم. این رفتار که در پوشش «نوسان بازار» عرضه میشود، در واقع نوعی خالیفروشی دیجیتال است؛ وعده خرید و فروش در زمانی که زیرساختهای مالی توان تضمین آن را ندارند.
این الگو به سرعت به سمت صندوقهای طلا در بانکها و حتی بازار سرمایه سرازیر میشود. وقتی یک نهاد مالی بزرگ، توان تأمین نقدینگی مورد نیاز را ندارد و در عوض، به دنبال جذب سرمایه جدید با وعدههای توخالی است، در واقع دارد از «اعتبار آینده» خود برای زنده نگه داشتن «حالِ» خود استفاده میکند. این یک بازی خطرناک است که در نهایت به فروپاشی اعتماد عمومی منجر میشود. کرمان موتور؛ تبلور بحران در صنعت خودرو ملموسترین و دردناکترین نمودار این سقوط اخلاقی را میتوان در وضعیت کمپانی «کرمان موتور» مشاهده کرد.
گزارشهای مردمی و شکایات متعددی که به رسانهها رسیده، حکایت از وضعیتی است که فراتر از یک تأخیر ساده در تحویل است. کمپانیای که با وجود ماهها تأخیر در اجرای تعهدات به مشتریان قبلی، همچنان با تکیه بر ثبتنامهای جدید، به دنبال جذب نقدینگی …












