
صفحه سیاست-
واشنگتن طی سالهای گذشته تقریباً تمامی بخشهای مهم اقتصاد ایران را هدف تحریم قرار داده است؛ از نفت و پتروشیمی و کشتیرانی گرفته تا بانک مرکزی، فلزات، خودروسازی و شبکههای مالی. در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای آمریکا دیگر پیدا کردن یک بخش تحریمنشده در اقتصاد ایران نیست؛ بلکه یافتن ابزاری است که بتواند فشار تازه و تعیینکنندهای ایجاد کند.
به همین دلیل، مفهوم «جنگ اقتصادی بیسابقه» را باید فراتر از یک تحریم جدید دید. آمریکا اکنون تلاش میکند به جای هدف قرار دادن صرف اقتصاد ایران، شبکهای را تحت فشار قرار دهد که امکان تجارت، انتقال پول و فروش نفت ایران را فراهم میکند.
این تغییر، در واقع عبور از فشار مستقیم به فشار بر شبکه اقتصادی ایران است. فشار حداکثری ترامپ چرا وارد مرحله تازهای شده است؟
سیاست جدید واشنگتن را نمیتوان جدا از تحولات ماههای اخیر تحلیل کرد. آمریکا در مقطعی به سمت تشدید فشار اقتصادی حرکت کرده که ابزارهای نظامی و تحریمی قبلی نتوانستهاند تهران را به پذیرش کامل خواستههای واشنگتن وادار کنند.
اگر فشار نظامی بهتنهایی میتوانست اهداف سیاسی آمریکا را محقق کند، نیازی به بازتعریف «جنگ اقتصادی» وجود نداشت. بنابراین آنچه اکنون شاهد آن هستیم، الزاماً عقبنشینی از فشار نظامی نیست؛ بلکه تلاش برای تکمیل آن با ابزار اقتصادی است.
در این چارچوب، تحریم دوباره به یکی از مهمترین ابزارهای واشنگتن تبدیل شده، اما این بار اهداف آن از مرزهای ایران فراتر رفتهاند. تحریمهای ثانویه آمریکا؛ هدف بعدی بانکها و شرکتهای خارجی
اقتصاد ایران طی چند دهه تحریم، به تدریج سازوکارهایی برای کاهش اثر فشارهای خارجی ایجاد کرده است. تجارت غیررسمی، شبکههای واسطهای، استفاده از ارزهای محلی، روشهای مختلف انتقال پول و همکاری با شرکای غیرغربی، بخشی از همین سازوکارها هستند.
در نتیجه، آمریکا برای محدود کردن درآمدهای ایران ناچار است به سراغ همین شبکهها برود؛ یعنی بانکهای خارجی، شرکتهای کشتیرانی، واسطههای تجاری، خریداران نفت و حتی دولتهایی که حاضر به ادامه همکاری اقتصادی با تهران هستند.
اما اینجا یک تفاوت اساسی وجود دارد: تحریم یک شرکت ایرانی با تحریم یک بانک بزرگ خارجی یکسان نیست. در حالت اول، هزینه اصلی متوجه ایران …











