
صفحه سیاست- اعلام راهبرد جدید کاخ سفید تحت عنوان «تحریمهای بیسابقه» علیه ایران، پس از ناکارآمدی گزینه نظامی، بار دیگر این سوال را طرح میکند که آیا ابزار فشار اقتصادی میتواند بهتنهایی ایران را به میز مذاکره و پذیرش خواستههای آمریکا بکشاند، یا اینکه این سیاست تنها به تشدید تقابل و بنبست سیاسی دامن خواهد زد.لیلی نقولا استاد روابط بینالملل در دانشگاه لبنان با انتشار یادداشتی در المیادین با واکاوی ابعاد اقتصادی و سیاسی این راهبرد، به پاسخ این سوال پرداخت که آیا این رویارویی اقتصادی، که با اهرمهای قدرتمند مالی آمریکا پشتیبانی میشود، واقعاً میتواند ایرانِ خستگیناپذیرِ در طول چندین دهه تحریم را به زانو درآورد؟ یا مانند تجارب پیشین در عراق، ونزوئلا و حتی خود ایران در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، این فشارها نهتنها به امتیازدهی سیاسی منجر نخواهد شد، که عاملی برای انسجام داخلی و راهبرد تشدید تنش خواهد بود؟در مقدمه این یادداشت آمده است: دولت ترامپ با اعلام کارزار «تحریمهای بیسابقه» که وزیر خزانهداری آمریکا «اسکات بسنت» آن را «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) نامیده، از گذار به «مرحله نهایی» رویارویی با ایران خبر داده و تهدید کردهاند که بر هر کشور، شرکت یا نهادی که راهی مالی یا تجاری برای ایران فراهم کند، هزینههای اقتصادی تحمیل خواهند کرد.«روز دی اقتصادی» اصطلاحی است که دولت ترامپ برای کارزار جدید تحریمهای بیسابقه علیه ایران به کار میبرد که از «D-Day» در جنگ جهانی دوم (نورماندی) که نماد آغاز یک عملیات سرنوشتساز و نهایی بود، گرفته شده است.
اعلام این راهبرد پس از آن صورت میگیرد که دولت آمریکا دریافته گزینه نظامی و تهدید به بمباران ایران و زیرساختهای آن، دیگر قادر به دستیابی به اهداف موردنظر نیست. اما با اعلام این راهبرد جدید، این پرسش مطرح میشود که آیا آمریکا واقعاً قابلیت اجرای این استراتژی را دارد؟ در مرحله بعد، آیا این استراتژی و حداکثر فشار اقتصادی باعث خواهد شد که ایرانیها از مواضع خود عقبنشینی کرده و آنچه ترامپ میخواهد را بپذیرند؟نخست: شانس موفقیت راهبرد از نظر اقتصادی و مالیاز منظر اقتصادی و مالی، ایالات متحده ابزارهای مهم و قابل توجهی برای فشار اقتصادی در اختیار دارد. آمریکا به دلیل مرکزیت …












