
صفحه سیاست-
توافق دفاع مشترک عربستان، ترکیه و پاکستان در هفتم اوت در مکه امضا شد؛ توافقی که سه کشور آن را در چارچوب همکاری دفاعی و بدون هدف قرار دادن کشور مشخصی تعریف کردهاند.
با این حال، اظهارات هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، درباره شباهت سازوکار این توافق با اصل پنجم ناتو، توجهها را به سمت این پرسش برده که آیا غرب آسیا در حال تجربه شکلگیری یک ائتلاف امنیتی جدید است یا صرفاً شاهد توسعه همکاریهای دفاعی میان سه کشور هستیم. اصل پنجم ناتو بر این مبنا استوار است که حمله به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی میشود؛ اما هنوز مشخص نیست «پیمان مکه» در صورت وقوع یک بحران واقعی، تا چه اندازه میتواند چنین سازوکاری را عملیاتی کند.
از همینجا باید میان یک توافق دفاعی و یک ائتلاف نظامی کاملاً یکپارچه تفاوت قائل شد. پیمان مکه هنوز در ابتدای مسیر قرار دارد و ایجاد سازوکارهای نهادی مانند کمیته وزارتی و دبیرخانه مستقر در عربستان، نشان میدهد که ساختار عملیاتی آن هنوز در حال شکلگیری است. سه کشور، سه هدف متفاوت
یکی از مهمترین نکات درباره پیمان مکه این است که عربستان، ترکیه و پاکستان اگرچه منافع مشترکی دارند، اما محاسبات راهبردی آنها یکسان نیست.
برای عربستان سعودی، توافق جدید میتواند یک لایه دیگر به بازدارندگی این کشور در شرایط افزایش فشارهای امنیتی در خلیج فارس اضافه کند. ریاض طی دهههای گذشته به همکاری نظامی با آمریکا وابستگی قابل توجهی داشته و پیمان جدید را میتوان بخشی از تلاش برای متنوع کردن گزینههای امنیتی این کشور دانست.
پاکستان نیز از این توافق میتواند برای تعمیق روابط راهبردی با عربستان و افزایش نقش خود در معادلات امنیتی غرب آسیا استفاده کند. همکاری دفاعی ریاض و اسلامآباد موضوع تازهای نیست و پیمان مکه میتواند چارچوب تازهای برای توسعه این روابط باشد.
اما وضعیت ترکیه پیچیدهتر است. آنکارا از سال ۱۹۵۲ عضو ناتو است و در عین حال طی سالهای اخیر تلاش کرده نقش مستقلتری در معادلات غرب آسیا ایفا کند. بنابراین عضویت ترکیه در پیمان مکه به معنای کنار گذاشتن ناتو نیست؛ بلکه این کشور تلاش میکند همزمان در چارچوبهای امنیتی متفاوت حضور داشته باشد.
سؤال اساسی اما زمانی مطرح میشود که منافع این دو چارچوب با یکدیگر تعارض پیدا کنند: …




