به گزارش شهرآرانیوز، شاید جثه و صدایشان هنوز آنقدر بزرگ نشده باشد و در باور عامیانه بگوییم «هنوز بچهاند»، اما همه آنها با وجود آنکه عدد سنشان چهار، هفت، ده و ۱۲ را نشان میدهد با قلبهای بزرگی که در سینه دارند و تربیتی ولایی را کنار پدران و مادرانشان داشتند با تمام وجود در مراسم چهلم رهبر شهید در حرم مطهر رضوی از سراسر ایران حضور پیدا کردند و با پرچمهای سرخ انتقام که بر دوش دارند شعار خونخواهی سر میدهند و دلهای نازک و لطیفشان برای آقای شهید ایران تنگ شده است. ما برای خونخواهی رهبر شهید آمدیم
از همان ابتدای ورود به حرم آقا امام رضا (ع)، میتوان کودکانی را دید که با قدمهای کوچکشان کنار پدر و مادران خود گامهای محکمی بر میدارند و به سوی مراسم حرکت میکنند. عرفان ۱۰ساله که از تهران آمده و کنار خواهر کوچکش و پدر و مادر جوانش در صحن پیامبر اعظم (ص) ایستاده، پرچم سرخ «یا لثاراتالحسین (ع)» را میچرخاند.
او رهبر شهید را دوست دارد و یکی از آرزوهایش این بود که ایشان را از نزدیک ببیند؛ «خیلی دوست داشتم رهبر را ببینم تا برایم دعا کند تا در کارهایم موفق شوم.» البته او این را هم میداند حالا بهتر میتواند با رهبر شهید صحبت کند و میگوید: «وقتی رفتم سر مزارشون، دعاهایی که توی دلم داشتم رو بهشون گفتم.»
عرفان درباره پرچمی که در دست دارد توضیح میدهد: ما اینجا برای خونخواهی رهبر شهید آمدیم و این پرچم را هم به همین خاطر گرفتم.
پرسیدم بنظرت اگر بخواهی رهبر را خوشحال کنی چه کاری میتوانی انجام بدهی که پاسخ داد: من هر شب کتاب میخوانم. شاید باورتان نشود، اما الان هر شب ۱۴قصه را از کتاب «قصههای خوب برای بچههای خوب» میخوانم. صحبت به اینجا که میرسد مادرش به میان گفتگوی ما میآید و توضیح میدهد: ما از بچگی برای عرفان کتاب میخواندیم، حالا به قدری به خواندن کتاب قبل از خواب عادت کرده که حتی در سفر هم کتاب همراهش است و بدون مطالعه، خوابش نمیبرد. اسرائیل باید نابود شود
کودک دیگری که در آغوش مادرش پرچم سرخی در دست دارد که روی آن نوشته «انتقام». اگرچه سن سیدمحمد طبایی هنوز به پنج سال هم نرسیده و برای جواب سوال ما از مادرش کمک میگیرد، اما با لهجه شیرین یزدی میگوید: من رهبر را دوست دارم. دشمنها رهبر را شهید کردند و ما باید انتقام ایشان را بگیریم.
وقتی از او میخواهم برایمان بگوید چطور میخواهد انتقام بگیرد با همان لحن شیرین کودکانه و دست و پا شکسته به ما گفت که باید اسرائیل نابود شود، امام زمان (عج) که بیاید آن وقت میتوانیم انتقام رهبر را از دشمن بگیریم. وارد دارالذکر شدم دلم گرفت
گوشه دیگری از صحن پیامبر اعظم (ص)، پسر نوجوان دیگری که زاده تبریز است کنار پدرش ایستاده، درباره حضورش در این مراسم میگوید: دوست داشتم از نزدیک مراسم چهلم رهبر شهید را در مشهد و
حرم امام رضا (ع) ببینم. وقتی وارد شدم و مردم را دیدم که پرچمهای سرخ را توی دستشان گرفتهاند احساس شجاعت میکنم که ایرانی هستم.
محمدمهدی بازرگان ۱۲ساله هم قصد خونخواهی و دفاع از وطن دارد و راهش را اینگونه بیان میکند: اینکه در اجتماعات خیابانی شرکت کنیم و کم نیاوریم.
محمدمهدی تا به حال رواق دارالذکر را تا امروز ندیده بود و درباره نخستین تجربه زیارت مزار آقای شهید ایران میگوید: من رهبر را دوست دارم، وقتی چشمم به مزار ایشان افتاد ناراحت شدم و دلم گرفت.
علاوه بر محمدمهدی، عرفان و سیدمحمد، کودکان بسیار دیگری در گوشه و کنار مراسم چهلم آقای شهید ایران حضور داشتند که دلِ کوچکشان، بیهیاهوی بزرگترها، مهربانی را خوب میفهمد. شاید نفهمیدند معنای دقیق رهبری چیست، اما محبت نگاه پدرانه آقای شهید ایران بر دلهایشان حک شده است و لبخندها و کلامش با کودکان بر حافظهشان ماندگار شده است.
در ادامه حتما بخوانید داریوش ارجمند: رهبر شهید، فراتر از زمانه خود میاندیشید