
به گزارش خبرگزاری ایمنا، در حالی که مقامهای آمریکایی در طول جنگ تلاش داشتند بر برتری نظامی و توان بازدارندگی خود تأکید کنند، انتشار گزارشهای متوالی از سوی رسانههایی مانند سیبیاس نیوز و رویترز، تصویر متفاوتی از پشت صحنه این نبرد ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد جنگ با ایران تنها یک رویارویی میدانی نبود، بلکه به آزمونی سخت برای ظرفیت صنعتی، زنجیره تأمین و ذخایر راهبردی ارتش آمریکا تبدیل شد.
براساس این گزارشها، آمریکا بخش عمده موشکهای دوربرد هدایتشونده خود از جمله ATACMS و Precision Strike Missile را در جریان عملیات علیه ایران مصرف کرده است. اهمیت این موضوع زمانی آشکار میشود که بدانیم این تسلیحات، بخشی از مهمترین ابزارهای تهاجمی ارتش آمریکا برای درگیریهای احتمالی در شرق آسیا، اروپا و غرب آسیا محسوب میشوند. بحران در زنجیره تولید
آنچه نگرانی پنتاگون را تشدید کرده، صرفاً کاهش موجودی انبارها نیست؛ بلکه فاصله قابل توجه میان سرعت مصرف و سرعت تولید است. صنایع دفاعی آمریکا طی سالهای اخیر بارها هشدار دادهاند که ظرفیت خطوط تولید موشکهای پیشرفته، متناسب با جنگهای پرشدت طراحی نشده است.
برآوردهای منتشرشده از سوی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) نیز همین واقعیت را تأیید میکند. کاهش چشمگیر ذخایر رهگیرهای پاتریوت و تاد نشان میدهد حتی سامانههایی که ستون فقرات دفاع موشکی آمریکا و متحدانش محسوب میشوند نیز از فشار این جنگ مصون نماندهاند. اگر بازسازی این ذخایر تا سال ۲۰۲۹ به طول بینجامد، به این معناست که آمریکا برای چند سال آینده ناچار خواهد بود میان جبهههای مختلف اولویتبندی کند. بازدارندگی زیر سؤال
کاهش ذخایر تسلیحاتی تنها یک مسئله لجستیکی نیست؛ بلکه مستقیم بر بازدارندگی اثر میگذارد. بازدارندگی زمانی معتبر است که دشمن، از وجود ظرفیت کافی برای تداوم جنگ اطمینان داشته باشد. هنگامی که رسانههای آمریکایی از مصرف تقریباً تمام موشکهای دوربرد سخن میگویند، این پیام نیز به رقبا مخابره میشود که توان استمرار عملیاتهای گسترده آمریکا محدودیتهای جدی دارد.
این مسئله برای چین در شرق آسیا، روسیه در اروپا و حتی سایر بازیگران منطقهای، یک داده راهبردی مهم محسوب میشود؛ زیرا هرگونه کاهش ذخایر، …








