
به گزارش خبرگزاری ایمنا، سیستان و بلوچستان را نمیتوان با یک تصویر معرفی کرد؛ اینجا سرزمین تضادهاست، جایی که در یک سوی آن، رد پای تمدنهای باستانی در خاک مانده و در سوی دیگر، موجهای دریای عمان به صخرهها میکوبند. یکجا کویر تا افق کشیده شده و جایی دیگر، نخلستان و جنگلهای حرا چشمانداز را تغییر میدهند. همین تنوع، این استان را به یکی از متفاوتترین مقاصد گردشگری ایران تبدیل کرده است.
اگر قرار باشد سفر به سیستان و بلوچستان از نقطهای آغاز شود که تاریخ در آن هنوز نفس میکشد، شهر سوخته یکی از مهمترین انتخابهاست؛ محوطهای باستانی که تصویری شگفتانگیز از شهرنشینی در شرق فلات ایران ارائه میدهد و بهعنوان یکی از مهمترین میراثهای باستانی منطقه شناخته میشود. یافتههای این محوطه از مهارتهای پزشکی و صنایع دستی تا نظام شهری، نشان میدهد که زندگی در این بخش از ایران هزاران سال پیش، بسیار پیچیدهتر از تصویری بوده که گاهی از جوامع پیشاتاریخ در ذهن داریم.
اما تاریخ سیستان در شهر سوخته متوقف نمیشود. کوه خواجه، یکی دیگر از مهمترین چشماندازهای تاریخی منطقه، همچون جزیرهای در پهنه دشت سیستان سر برآورده و آثار دورههای مختلف تاریخی را در خود جای داده است. این کوه در منابع تاریخی و گردشگری با نامهایی همچون اوشیدا و کوه رستم نیز شناخته میشود.
در کنار این آثار، دهانه غلامان، زاهدان کهنه، قلعه رستم، قلعه بمپور و قلعه ناصری ایرانشهر هرکدام بخشی از روایت تاریخی این سرزمین را روایت میکنند؛ روایتهایی از شهرنشینی، تجارت، حکومت و زندگی مردمانی که قرنها در این جغرافیا زیستهاند.
جایی که کویر به اقیانوس میرسد
اگر تاریخ، یک روی سکه گردشگری سیستان و بلوچستان باشد، طبیعت روی دیگر آن است؛ طبیعتی که شاید در هیچ نقطه دیگری از ایران با این اندازه از تنوع کنار هم قرار نگرفته باشد. در جنوب استان، چابهار چهرهای متفاوت از ایران را پیش روی گردشگر میگذارد؛ شهری در کنار دریای عمان که در اطراف آن، کوههای مینیاتوری، سواحل صخرهای، تالابها، جنگلهای حرا و پدیدههای زمینشناختی کمنظیر کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
کوههای مریخی یا مینیاتوری شاید یکی از مشهورترین قابهای گردشگری چابهار باشند؛ چینخوردگیها و شیارهای طبیعی این کوهها در کنار آبی …












