قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایمنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

نه‌فقط بنزین، همه‌چیز گران می‌شود

نماینده مطرح کنگره آمریکا روز یکشنبه تأکید کرد که «جنگ بی‌ملاحظه» آمریکا علیه ایران منجر به افزایش قیمت هر کالای آمریکایی می‌شود که به حمل‌ونقل نیاز دارد.
 نه‌فقط بنزین، همه‌چیز گران می‌شود

به گزارش خبرگزاری ایمنا، الکساندریا اوکازیو کورتز در مصاحبه با ای‌بی‌سی نیوز اظهار کرد: بین اظهارات و عملکرد رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ شکاف عمیقی وجود دارد.

وی در این باره اظهار داشت: «من فکر می‌کنم که مردم عادی آمریکا می‌توانند شکاف بسیار بزرگی که میان حرف‌ها و عملکرد دونالد ترامپ وجود دارد را ببینند.»

عضو کنگره آمریکا شرح داد: «شاید دونالد ترامپ بگوید که شرکت‌های نفتی پول زیادی به‌دست می‌آورند، اما کاری که ترامپ انجام می‌دهد این است که یک جنگ بی‌ملاحظه را در ایران آغاز می‌کند، قبل از انتخاب شدنش نشست‌هایی پشت درهای بسته با شرکت‌های نفتی برگزار می‌کند که در این جلسات به آن‌ها می‌گوید «شما به من پول بدهید و من هر کاری که شما بخواهید انجام می‌دهم.»

کورتز افزود: «آنچه ما دیده‌ایم، از احکام دادگاه عالی گرفته تا سیاست‌های دونالد ترامپ، منجر به افزایش قیمت‌ها می‌شود، نه فقط در پمپ بنزین‌ها بلکه در هر چیزی که به شما می‌خرید و به جابه‌جایی کالا نیاز دارد. او می‌تواند هر چیزی که می‌خواهد از دفتر ریاست‌جمهوری بگوید، اما مردم به عملکردش نگاه می‌کنند.»

کورتز پیش از این نیز با تأکید بر غیرقانونی بودن تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران گفته بود: «ترامپ بدون هیچ دلیل و منطقی و بدون مجوز کنگره جنگی بزرگ به راه انداخته که خطرات بسیار بالا و پیامدهای فاجعه‌باری دارد که این صراحتاً نقض قانون اساسی است و هر روز که این وضعیت ادامه پیدا کند، خطرات و دامنه این جنایت برای کشور و تمام جهان بیشتر می‌شود.»تاکنون چندین قانون‌گذار آمریکایی از تجاوز نظامی علیه ایران انتقاد و اعضای کنگره با اشاره به پیامدهای جنگ، درباره احتمال تداوم درگیری‌ها ابراز نگرانی کرده‌اند. کد مطلب 994896



۲ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

نگرانی روزنامه اصولگرا؛ اگر آمریکا صلح نخواهد، چه؟ | جوان: ساده‌انگاری نکنید و برای هر سناریویی آماده باشید

رویداد۲۴| روزنامه جوان در مطلبی با عنوان «اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!» به بحث درباره ضرورت پایان دادن به جنگ و شرایط تحقق یک صلح پایدار پرداخته است.

این روزنامه با اشاره به دیدگاهی که در برخی سخنان رسمی و اظهارات چهره‌های سیاسی درباره پایان جنگ مطرح می‌شود، نوشته است: «بیایید حالا که همه به پیروزی ایران اذعان دارند جنگ را پایان دهیم». جوان در ادامه پرسش اصلی خود را این‌گونه مطرح کرده است که اگر آمریکا اساساً دنبال پایان جنگ نباشد، ایران چه باید بکند؟ جوان: صلح نباید به معنای ساده‌انگاری باشد

این روزنامه اصولگرا با اشاره به سخنان مسئولان داخلی درباره ضرورت پایان جنگ، نوشته است که نباید این تصور ایجاد شود که بخشی از مسئولان کشور خواهان ادامه جنگ هستند. جوان تأکید کرده است که آنچه باید دنبال شود، «صلح شرافتمندانه» است، نه جنگ به هر قیمت.

در همین زمینه، جوان به اظهارات محمدباقر قالیباف درباره ارتباط میان امنیت و اقتصاد اشاره کرده و بخش‌هایی از سخنان او را آورده است: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم. امنیت و اقتصاد لازم و ملزوم یکدیگر هستند.»

نویسنده جوان سپس با استناد به همین موضع، نوشته است که ساده‌انگاری درباره صلح می‌تواند خطایی جدی باشد و تصمیم درباره پایان جنگ باید با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی، امنیتی و موضع طرف مقابل صورت گیرد. هشدار درباره افزایش مطالبات آمریکا

در بخش دیگری از این مطلب، روزنامه جوان به مواضع مقام‌های آمریکایی درباره جنگ اشاره کرده و نوشته است که آنها برای تعیین تکلیف جنگ با ایران عجله‌ای نشان نمی‌دهند.

این روزنامه در ادامه آورده است که اگر ایران بخواهد صرفاً با این استدلال که افکار عمومی و جامعه جهانی از ایران حمایت می‌کنند، به جنگ پایان دهد، اما آمریکا چنین تصمیمی نداشته باشد، نتیجه می‌تواند افزایش مطالبات واشنگتن باشد.

جوان در این بخش می‌نویسد: «امریکا امتیاز بیشتری طلب می‌کند و این زیاده‌خواهی توقف ندارد و شما را هرگز به صلح شرافتمندانه نمی‌رساند، مگر به غیرشرافتمندانه‌اش تن بدهید که آن را نیز از شما دریغ خواهند کرد.» پیشنهاد جوان: «جنگ با دلیل، صلح با عزت»

روزنامه جوان در ادامه از مسئولان خواسته است در اظهارنظر‌های خود درباره جنگ و صلح، نسبت به تأثیرگذاری کلمات بر افکار عمومی و همچنین برداشت طرف مقابل حساس باشند.

این روزنامه پیشنهاد کرده است به‌جای اینکه گفته شود «بهتر است الان صلح کنیم»، موضع ایران این‌گونه بیان شود: «ما برای هر سناریو آمادگی داریم، چه جنگ با دلیل و چه صلح با عزت».

جوان این رویکرد را به «خرد»، «وظیفه‌گرایی» و «نتیجه‌گرایی» نزدیک‌تر دانسته و هشدار داده است که اظهارات مبهم درباره پایان جنگ می‌تواند این تصور را ایجاد کند که برخی مسئولان داخلی مخالف پایان جنگ هستند. جوان: اگر راه پایان دائمی جنگ وجود دارد، آن را با مردم در میان بگذارید

در پایان این مطلب، روزنامه جوان بر ضرورت شفافیت مسئولان درباره پیشنهاد‌های مربوط به پایان جنگ تأکید کرده است.

این روزنامه نوشته است: «اگر پیشنهادی دارید که می‌توان با آن جنگ را برای همیشه (نه یک دوره کوتاه) پایان داد و آنگاه در این پایان، عزت و اقتدار کشور حفظ شود، منافع کشور پایمال نشود و شواهدی دارید که این می‌تواند بهترین کار باشد، آن را با جزئیات در میان بگذارید.»

جوان در نهایت، ارائه چنین پیشنهادی را بهتر از آن دانسته است که مسئولان در شرایط جنگی، مسئولیت ادامه مشکلات را به یکدیگر نسبت دهند.


۸ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»

رویداد۲۴| روزنامه کیهان در گزارشی با عنوان «تفاهم‌نامه سراب بود؛ همتی: حتی یک دلار هم آزاد نشده» به بررسی نتایج تفاهم‌نامه اسلام‌آباد پرداخته و آن را با تجربه برجام مقایسه کرده است.

این روزنامه در ابتدای گزارش خود با اشاره به هشدار‌های پیشین منتقدان برجام درباره توافق با آمریکا، نوشته است که نشانه‌های تازه‌ای از آنچه «سرنوشت مشترک» برجام و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد می‌خواند، آشکار شده است.

کیهان در بخش اصلی گزارش به اظهارات عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، در گفت‌وگوی تلویزیونی چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ استناد کرده است. بر اساس این گزارش، همتی گفته است که تاکنون چیزی از پول‌های بلوکه‌شده در راستای تفاهم‌نامه آزاد نشده است.

این روزنامه اصولگرا در ادامه، این اظهارات را در کنار سخنان ولی‌الله سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی، درباره نتایج اقتصادی برجام قرار داده است. سیف در فروردین ۱۳۹۵ گفته بود برجام تا آن زمان «تقریباً هیچ» دستاورد اقتصادی برای ایران داشته است. کیهان از این مقایسه با تعبیر «از تقریباً هیچ برجام رسیدیم به کاملاً هیچ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» استفاده کرده است. کیهان: تفاهم‌نامه برای آمریکا فرصت تنفس بود

در ادامه گزارش، کیهان تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را توافقی می‌داند که به‌جای ایجاد دستاورد برای ایران، به آمریکا فرصت بازسازی داده است. این روزنامه با اشاره به شرایط جنگی و فشار‌های اقتصادی و نظامی بر آمریکا، نوشته است که واشنگتن در آن مقطع به یک تفاهم نیاز داشت و پذیرش آتش‌بس و تنش‌زدایی، از نگاه کیهان، این فرصت را در اختیار آمریکا قرار داد.

کیهان همچنین با اشاره به تجربه برجام، بر ضرورت بی‌اعتمادی به آمریکا و توجه به رهنمود‌های رهبر جمهوری اسلامی تأکید کرده و نوشته است که توافق‌های مشابه با واشنگتن، بدون توجه به این ملاحظات، می‌تواند برای ایران هزینه‌زا باشد. انتقاد از مذاکره با آمریکا در شرایط جنگی

بخش دیگری از گزارش به نقد مذاکره با آمریکا اختصاص دارد. کیهان با اشاره به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، مذاکره در چنین شرایطی را نشانه‌ای از ضعف در برابر دشمن ارزیابی کرده و نوشته است که این نخستین بار بوده که رئیس یک قوه برای مذاکره با آمریکا وارد چنین فرایندی شده است.

این روزنامه همچنین با اشاره به ادامه درگیری‌ها و حملات نظامی، بر این دیدگاه تأکید دارد که ایران در موقعیت دفاعی قرار داشته و نباید دفاع و مقاومت را متوقف کند.

کیهان در همین چارچوب، موضوع تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای را از جمله مسائلی دانسته که به نوشته این روزنامه نباید در مذاکره با آمریکا مورد معامله قرار گیرد. کیهان: راه‌حل، افزایش هزینه جنگ برای آمریکا است

در بخش پایانی گزارش، کیهان با تاکید بر اینکه «گرانی‌های امروز بازی مستقیم در پازل جنگ اقتصادی و جنگ روانی دشمن است» نوشت: آمریکا وقتی از حمله به ایران خودداری می‌کند که بداند در صورت خطا، تمام منافعش و کشور‌هایی را که به این رژیم پایگاه داده‌اند، به عصر حجر برمی‌گردانیم. باید هزینه جنگ را بالا ببریم. هزینه کم یعنی ادامه حمله دشمن. گرانی‌های امروز بازی مستقیم در پازل جنگ اقتصادی و جنگ روانی دشمن است. راه درست شکستن محاصره و خونخواهی و انتقام است. انتقام نگیریم، مدام زندگی مردم تهدید می‌شود. جمهوری اسلامی ایران از بحران‌های متعدد عبور کرده است و مسئولان باید طبق فرمایش رهبر انقلاب، خود را در تراز ملت مبعوث قرار دهند و در مقابل دشمن

بایستند.


۲۵ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

خروج از NPT ؛ ابزار فشار یا تصمیم واقعی؟

قاسم روانبخش، نماینده قم در مجلس، عضو جبهه پایداری و سخنگوی پیشین این تشکل با خبری روز گذشته موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، را به فضای سیاسی کشور بازگرداند.

او در یک اجتماع مردمی در قم با اشاره به وضعیت جنگی کشور گفت: «موضوع خروج از NPT مطرح شده و دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در این زمینه موضع‌گیری کرده است. در مجلس نیز طرح مربوط به این موضوع ارایه شده و در حال پیگیری است.» روانبخش البته از تصویب طرح یا ورود آن به مرحله نهایی سخن نگفت و آنچه بر آن تاکید کرد، مطرح بودن و پیگیری طرح در مجلس بود.

او همچنین مشخص نکرده است که کدام موضع‌گیری محسن رضایی درباره خروج از ان‌پی‌تی قابل تفسیر است. داستان طرح‌های مجلس برای خروج از NPT البته داستان جدیدی نیست. این موضوع همواره در یک دهه اخیر یکی از گزینه‌هایی بوده که شماری از نمایندگان مجلس درباره آن سخن گفته‌اند. در شهریور ۱۴۰۴، علیرضا سلیمی، عضو هیات‌رییسه مجلس گفته بود کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در حال جمع‌بندی گزارش طرح سه‌فوریتی خروج از NPT است و پس از نهایی شدن گزارش، موضوع برای پیگیری‌های بعدی به صحن مجلس ارایه خواهد شد.

از زمان دولت حسن روحانی، طیفی از اصولگرایان بارها در مجلس چنین طرحی را مطرح کرده‌اند؛ اگرچه این موضوع هیچ‌گاه به مرحله تصویب نهایی نرسیده است.

در سال ۱۳۹۸ نیز گروهی از نمایندگان طرحی را تدوین کردند که در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، دولت را به خروج از NPT و توقف همکاری‌های نظارتی با آژانس ملزم می‌کرد. آن طرح با امضای ۱۹ نماینده اعلام وصول و برای بررسی به کمیسیون امنیت ملی ارجاع شد اما هرگز برای بررسی نهایی به صحن نیامد. با این وجود طرح این موضوع در شرایط فعلی کشور از جایگاهی متفاوت از دفعات و ادوار قبل برخوردار است به این معنی که تکرار این ادبیات در شرایط جنگی، پرسش مهم‌تری را پیش روی سیاستگذاری کشور قرار می‌دهد؛ «طرح خروج از NPT امروز چه دستاورد عملی برای ایران دارد؟» آیا چنین مواضعی بخشی از ابزار فشار و بازدارندگی در برابر طرف مقابل است یا می‌تواند به افزایش تنش، دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی و ایجاد هزینه‌های جدید برای ایران منجر شود؟ مساله فقط خود خروج از یک پیمان بین‌المللی نیست؛ مساله این است که چنین ایده‌ای در چه زمانی، با چه ادبیاتی و برای ارسال چه پیامی مطرح می‌شود.

هزینه خروج

اگر طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، از مرحله طرح و تهدید سیاسی عبور کند و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پیامدهای آن بسیار فراتر از یک تغییر در سیاست هسته‌ای خواهد بود.

مساله اصلی این است که ایران در شرایطی چنین تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد که پرونده هسته‌ای همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای مناقشه میان تهران و کشورهای غربی است و هرگونه تغییر در سطح همکاری‌های هسته‌ای می‌تواند مستقیما بر مناسبات ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپا و شورای امنیت سازمان ملل اثر بگذارد. نخستین پیامد، از دست رفتن بخشی از چارچوب حقوقی و نظارتی موجود خواهد بود. NPT اگرچه برای ایران در سال‌های گذشته محدودیت‌هایی ایجاد کرده، اما همزمان عضویت در آن امکان بهره‌مندی از حقوق کشورهای عضو برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را نیز فراهم کرده است.

خروج از این پیمان به معنای آن است که ایران یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های حقوقی مرتبط با فعالیت هسته‌ای خود را ترک کرده و طبیعتا طرف‌های مقابل نیز این تصمیم را نه یک اقدام معمول دیپلماتیک، بلکه یک تحول راهبردی تلقی خواهند کرد.

پیامد دوم، تشدید فشار سیاسی و دیپلماتیک است. حتی اگر خروج از NPT به‌ تنهایی به معنای اثبات حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای نباشد، در فضای سیاسی کنونی می‌تواند چنین برداشتی را تقویت کند. این مساله به ‌ویژه برای کشورهای اروپایی و امریکا اهمیت دارد، چراکه مخالفان سیاست هسته‌ای ایران می‌توانند از تصمیم خروج برای استدلال درباره افزایش نگرانی‌های اشاعه‌ای استفاده کنند.

در چنین شرایطی، ایران ممکن است به جای آنکه از تهدید خروج برای کاهش فشار استفاده کند، با موج تازه‌ای از فشارهای سیاسی و دیپلماتیک مواجه شود. ازسوی دیگر، خروج از NPT می‌تواند فضای مذاکره را نیز دشوارتر کند. یکی از ابزارهای مهم ایران در سال‌های گذشته، ترکیب ظرفیت هسته‌ای با دیپلماسی بوده است؛ یعنی تهران تلاش کرده ضمن تاکید بر حقوق هسته‌ای خود، از مسیر مذاکره نیز برای کاهش فشارها استفاده کند. خروج رسمی از پیمان می‌تواند این معادله را تغییر دهد و طرف مقابل را به این جمع‌بندی برساند که ایران در حال عبور از یکی از خطوط مهم موجود در نظام عدم اشاعه است. درنتیجه، حتی اگر هدف اولیه چنین تصمیمی افزایش قدرت چانه‌زنی باشد، ممکن است در عمل فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدودتر کند. البته نباید میان «تهدید به خروج» و «خروج واقعی» یکسان‌سازی کرد.

تهدید به خروج می‌تواند برای افزایش هزینه تصمیم‌های طرف مقابل و ایجاد بازدارندگی مطرح شود. اما هر چه این تهدید بیشتر تکرار شود، اهمیت «اعتبار تهدید» نیز بیشتر می‌شود. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که این طرح‌ها صرفا در سطح اظهارنظر سیاسی باقی می‌مانند، اثر بازدارندگی آنها کاهش خواهد یافت. ازسوی دیگر، اگر ایران تهدید را عملی کند، باید برای هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک آن نیز آماده باشد، بنابراین پرسش اصلی درباره چنین طرحی فقط این نیست که «آیا ایران می‌تواند از NPT خارج شود یا نه»؛ بلکه این است که در شرایط فعلی، این خروج چه چیزی به قدرت ایران اضافه می‌کند و در مقابل چه هزینه‌هایی به کشور تحمیل خواهد کرد. اگر دستاورد آن صرفا ارسال یک پیام سیاسی باشد، ممکن است تکرار تهدید خروج بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود.

چرا پایداری؟

طرح خروج از NPT برای بخشی از جریان اصولگرا موضوع تازه‌ای نیست. در سال‌های مختلف، به‌خصوص هر زمان که تنش میان ایران و غرب درباره پرونده هسته‌ای افزایش پیدا کرده، گروهی از نمایندگان نزدیک به جریان پایداری یا طیف‌های همسو با آن، خروج از این پیمان را به عنوان یکی از گزینه‌های پاسخ به فشارهای خارجی مطرح کرده‌اند، بنابراین اظهارنظر تازه قاسم روانبخش را نمی‌توان صرفا یک موضع‌گیری مقطعی دانست؛ این سخنان را باید در امتداد یک الگوی سیاسی چندساله دید که در آن خروج از NPT به یکی از نمادهای «پاسخ سخت» به فشار غرب تبدیل شده است.

در دولت حسن روحانی، به ‌ویژه همزمان با افزایش اختلافات بر سر برجام، طرح چنین ایده‌هایی در مجلس بارها تکرار شد. در سال ۱۳۹۸ نیز جمعی از نمایندگان طرحی را برای خروج ایران از NPT در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت مطرح کردند.

در سال‌های بعد نیز با افزایش فشارهای غرب بر برنامه هسته‌ای ایران، ایده خروج دوباره به ادبیات برخی نمایندگان بازگشت. سال گذشته نیز موضوع طرح سه‌فوریتی خروج از NPT ازسوی شماری از نمایندگان مطرح شد. این تداوم نشان می‌دهد که برای این جریان، خروج از NPT تنها یک واکنش موردی نیست، بلکه بخشی از یک نگاه مشخص به سیاست خارجی است. اما چرا چنین طرح‌هایی مرتب تکرار می‌شوند، درحالی‌که در هیچ‌یک از این مقاطع به تصمیم نهایی و اجرایی منجر نشده‌اند؟ بخشی از پاسخ را باید در کارکرد سیاسی این طرح‌ها جست‌وجو کرد.

برای جریان پایداری، سیاست خارجی مطلوب سیاستی است که در برابر فشار خارجی کمترین امتیاز را بدهد و در مقابل، هزینه اقدامات طرف مقابل را افزایش دهد. از این منظر، خروج از NPT می‌تواند نماد ایستادگی و نشان‌دهنده این پیام باشد که فشار بیشتر علیه ایران الزاما به عقب‌نشینی تهران منجر نخواهد شد. این طرح‌ها همچنین کارکردی در رقابت‌های داخلی سیاست دارند. نماینده‌ای که از خروج از NPT سخن می‌گوید، عملا خود را در جایگاه مخالف «انفعال در برابر غرب» قرار می‌دهد.

در مقابل، هر جریان یا دولتی که بر مذاکره، تعامل یا کاهش تنش تاکید کند، می‌تواند ازسوی این طیف با این پرسش مواجه شود که آیا چنین رویکردی به معنای دادن امتیاز به طرف مقابل نیست؟ بنابراین خروج از NPT صرفا یک گزینه فنی در سیاست هسته‌ای نیست؛ می‌تواند به ابزاری برای مرزبندی سیاسی با دولت و جریان‌های میانه‌روتر نیز تبدیل شود. با این حال، تکرار چنین طرح‌هایی یک تناقض مهم را هم آشکار می‌کند.

اگر خروج از NPT واقعا یک تصمیم راهبردی و فوری است، چرا در ادوار مختلف مجلس مطرح شده اما به مرحله اجرا نرسیده است؟ و اگر تصمیم‌گیران کشور درنهایت به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه‌های خروج بیش از منافع آن است، تکرار مداوم این ادبیات چه دستاوردی دارد؟ پاسخ احتمالی این است که «هدف اصلی، لزوما اجرای تصمیم نیست، بلکه حفظ گزینه خروج روی میز است.» در این نگاه، طرح پارلمانی می‌تواند بخشی از فشار سیاسی و جنگ روانی باشد؛ پیامی برای امریکا و اروپا که فشار بیشتر می‌تواند ایران را به سمت تصمیم‌های رادیکال‌تر سوق دهد.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این ابزار پیام‌رسانی بیش از حد تکرار شود. در آن صورت، مرز میان «بازدارندگی» و «تنش‌زایی» باریک‌تر می‌شود و ممکن است طرف مقابل به جای دریافت پیام انعطاف‌ناپذیری ایران، از این اظهارات برای تشدید نگرانی‌های هسته‌ای استفاده کند. به همین دلیل، مساله امروز فقط این نیست که چرا نمایندگان نزدیک به پایداری بار دیگر سراغ خروج از NPT رفته‌اند؛ مساله مهم‌تر این است که «آیا این ادبیات هنوز یک ابزار موثر برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران است یا به تدریج به یک موضع تکراری با هزینه‌های فزاینده تبدیل شده است؟»

 تهدید یا بازدارندگی؟

طرح دوباره موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، در شرایط جنگی بیش از آنکه صرفا یک بحث حقوقی درباره یک پیمان بین‌المللی باشد، باید از منظر «پیام» بررسی شود. هر اظهارنظر سیاسی در حوزه هسته‌ای، به‌ خصوص وقتی ازسوی نمایندگان مجلس مطرح می‌شود، برای طرف‌های خارجی نیز حامل معناست.

بنابراین پرسش اصلی این است که طرح چنین موضوعی در شرایط فعلی می‌تواند برای ایران نقش ابزار بازدارنده داشته باشد یا برعکس، به افزایش تنش و دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی منجر شود.  منطق بازدارندگی بر این اساس استوار است که یک کشور باید بتواند به طرف مقابل نشان دهد ادامه فشار یا حمله، هزینه‌هایی خواهد داشت.

در این چارچوب، حتی مطرح کردن گزینه خروج از NPT می‌تواند به عنوان یک پیام سیاسی قابل استفاده باشد؛ یعنی اگر فشارها علیه ایران ادامه پیدا کند، تهران ممکن است به سمت کاهش محدودیت‌های پذیرفته ‌شده خود حرکت کند. از این منظر، طرح خروج می‌تواند بخشی از «جعبه‌ابزار فشار متقابل» ایران باشد، بدون آنکه الزاما به معنای تصمیم قطعی برای خروج باشد. اما بازدارندگی زمانی موثر است که پیام ارسالی، روشن، منسجم و قابل باور باشد. اگر یک گزینه بارها ازسوی نمایندگان مختلف مطرح شود اما هیچ‌گاه به تصمیم رسمی تبدیل نشود، ممکن است اثر آن به تدریج کاهش پیدا کند.

طرف مقابل ممکن است به این جمع‌بندی برسد که چنین اظهارنظرهایی بیشتر مصرف داخلی دارد و قرار نیست در سیاست رسمی کشور تغییری ایجاد کند. در چنین شرایطی، تهدیدی که قرار بوده هزینه فشار بر ایران را افزایش دهد، ممکن است به یک موضع تکراری تبدیل شود که اثر بازدارنده محدودی دارد. مساله مهم‌تر اما احتمال ایجاد اثر معکوس است. طرف‌های غربی ممکن است خروج ایران از NPT را نه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از افزایش ریسک هسته‌ای تفسیر کنند. در چنین حالتی، کشورهایی که پیش از این درباره برنامه هسته‌ای ایران نگرانی‌هایی داشته‌اند، می‌توانند خروج را مستمسکی برای افزایش فشارهای سیاسی، تحریم‌ها و تلاش برای ایجاد اجماع علیه تهران قرار دهند. بنابراین همان اقدامی که از نگاه طراحانش قرار است هزینه طرف مقابل را بالا ببرد، ممکن است در سطح بین‌المللی هزینه‌های جدیدی برای ایران ایجاد کند.

این موضوع در شرایط جنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در دوره جنگ، فضای تصمیم‌گیری و برداشت طرفین از یکدیگر بسیار حساس‌تر است. اظهاراتی که در شرایط عادی ممکن است صرفا یک موضع سیاسی تلقی شود، در شرایط جنگی می‌تواند به عنوان بخشی از راهبرد رسمی یک کشور تفسیر شود. به همین دلیل، تعدد مواضع درباره موضوعاتی مانند خروج از NPT می‌تواند خطر سوءبرداشت را افزایش دهد.

ازسوی دیگر، جنگ روانی نیز بخشی از میدان تقابل است. طبیعی است که ایران بخواهد نشان دهد در برابر فشار خارجی گزینه‌های مختلفی روی میز دارد. اما جنگ روانی زمانی موفق است که کنترل پیام در دست فرستنده باقی بماند. اگر هر نماینده یا جریان سیاسی بتواند بدون هماهنگی درباره گزینه‌های حساس سیاست خارجی موضع‌گیری کند، ممکن است پیام‌های متفاوتی به خارج مخابره شود؛ یک مقام از مذاکره سخن بگوید، نماینده‌ای از خروج از NPT و دیگری از اقدامات شدیدتر. در این شرایط، طرف مقابل ممکن است به جای تمرکز بر محتوای هر پیام، از مجموعه این اظهارات برای ترسیم تصویری از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری استفاده کند.

 مجلس و سیاست خارجی

بازگشت دوباره موضوع خروج از NPT به ادبیات برخی نمایندگان، یک سوال مهم دیگر را هم مطرح می‌کند: مجلس در پرونده‌ای با این سطح از حساسیت، دقیقا چه نقشی دارد و طرح‌های نمایندگان تا چه اندازه می‌توانند مسیر سیاست خارجی کشور را تغییر دهند؟ پاسخ به این سوال اهمیت زیادی دارد، زیرا میان «مطرح کردن یک طرح در مجلس»، «تصویب قانون» و «اجرای یک تصمیم راهبردی» فاصله قابل‌توجهی وجود دارد. مجلس براساس قانون اساسی در حوزه قانون‌گذاری و نظارت بر عملکرد دولت اختیارات مهمی دارد و سیاست خارجی نیز نمی‌تواند کاملا جدا از این نهاد باشد.

با این حال، پرونده هسته‌ای ایران صرفا یک موضوع داخلی یا قانون‌گذاری معمول نیست. این پرونده به امنیت ملی، روابط خارجی، تعهدات بین‌المللی و مناسبات ایران با نهادهایی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت ارتباط مستقیم دارد، به همین دلیل، تصمیم درباره تغییرات بنیادین در این حوزه عملا نیازمند هماهنگی میان مجموعه نهادهای تصمیم‌گیر در سیاست خارجی و امنیت ملی است. از این زاویه، باید میان «قدرت قانون‌گذاری» و «قدرت سیگنال‌دهی سیاسی» نمایندگان تفاوت گذاشت. ممکن است نمایندگان طرحی را برای خروج از NPT مطرح کنند و حتی آن را به عنوان پاسخ به فشارهای خارجی در دستور کار قرار دهند، اما همین اقدام پیش از آنکه به قانون تبدیل شود، یک پیام سیاسی نیز ارسال می‌کند.

پیام می‌تواند این باشد که در داخل ساختار سیاسی ایران، گزینه‌های سخت‌تر همچنان روی میز است و افزایش فشار علیه تهران ممکن است واکنش‌های شدیدتری به دنبال داشته باشد. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که پیام مجلس با پیام سایر بخش‌های سیاست خارجی کشور هماهنگ نباشد. در سیاست خارجی، طرف مقابل معمولا فقط یک سخنرانی یا یک طرح را بررسی نمی‌کند؛ بلکه مجموعه مواضع مسوولان و نهادهای مختلف را کنار هم می‌گذارد تا بفهمد سیاست واقعی کشور چیست.

اگر یک‌طرف از ادامه مذاکره سخن بگوید و همزمان نمایندگانی از خروج از NPT به عنوان یک گزینه جدی صحبت کنند، این تفاوت لزوما به معنای اختلاف نیست، اما می‌تواند فضای بیشتری برای برداشت‌های متفاوت ایجاد کند. در عین حال، نمی‌توان نقش مجلس را صرفا به «صدور پیام» تقلیل داد. اگر نمایندگان به این نتیجه رسیده‌اند که خروج از NPT برای تامین منافع ملی ضروری است، باید استدلال روشن و قابل ارزیابی درباره دستاوردهای آن ارایه کنند. اینکه خروج چگونه قرار است امنیت ایران را افزایش دهد، چه جایگزینی برای چارچوب نظارتی موجود ایجاد خواهد شد، واکنش آژانس و کشورهای اروپایی چه خواهد بود و اقتصاد ایران چگونه باید با فشارهای احتمالی جدید مواجه شود، پرسش‌هایی هستند که یک طرح جدی باید برای آنها پاسخ داشته باشد.

از این منظر، یکی از نقاط ضعف طرح‌های تکرارشونده درباره خروج از NPT این است که گاهی «اصل تهدید پررنگ‌تر از توضیح درباره مرحله بعدی آن» می‌شود. یعنی گفته می‌شود اگر فشار ادامه پیدا کند، ایران از NPT خارج خواهد شد، اما کمتر درباره این موضوع صحبت می‌شود که روز بعد از خروج چه اتفاقی خواهد افتاد و ایران چگونه باید هزینه‌های احتمالی این تصمیم را مدیریت کند.

این مساله به ‌خصوص در شرایط جنگی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی نیازمند پیام‌های دقیق و حساب ‌شده است. مجلس می‌تواند با طرح موضوعات حساس، دامنه گزینه‌های موجود را به طرف مقابل یادآوری کند، اما اگر این اقدام بدون توضیح درباره هدف و پیامدهای آن انجام شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.

بنابراین مساله اصلی، مخالفت یا موافقت با نقش مجلس در سیاست خارجی نیست. پرسش این است که «آیا مجلس می‌تواند میان ایفای نقش نظارتی و قانون‌گذاری خود از یک‌سو و حفظ انسجام پیام سیاست خارجی کشور ازسوی دیگر تعادل ایجاد کند؟» در موضوعی مانند خروج از NPT، پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد، زیرا هر طرحی که در صحن مجلس مطرح می‌شود، ممکن است همزمان برای مخاطب داخلی و خارجی پیام داشته باشد و هر دو پیام باید با دقت مدیریت شوند.

درنهایت، سوال این نیست که آیا ایران باید در برابر فشارها سکوت کند یا نه؛ سوال این است که «کدام تهدید می‌تواند واقعا هزینه طرف مقابل را بالا ببرد و کدام تهدید فقط هزینه‌های ایران را افزایش می‌دهد.» در پرونده‌ای به حساسیت NPT، تفاوت میان این دو می‌تواند برای سیاست خارجی کشور تعیین‌کننده باشد.

 




 دکتر قائم پناه: با وجود دانش،سازوکار و اراده ، اجرای قانون نباید ۲۵ سال طول بکشد
۶ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

دکتر قائم پناه: با وجود دانش،سازوکار و اراده ، اجرای قانون نباید ۲۵ سال طول بکشد

آرمان امروز : نشست کارگروه هماهنگی اجرایی‌سازی استقرار نظام بودجه‌ریزی و پرداخت مبتنی بر عملکرد در دستگاه‌های اجرایی، به ریاست محمدجعفر قائم‌پناه معاون اجرایی رئیس‌جمهور و با حضور نمایندگان سازمان اداری و استخدامی کشور، رئیس دیوان محاسبات کشور، نماینده سازمان برنامه و بودجه، نماینده خزانه‌دار کل کشور و نمایندگان وزارتخانه‌های تعاون، کار و رفاه اجتماعی، [ ]

 مصدّق فکر می‌کرد آمریکا فقط قلقلکش می‌دهد؛ اما کودتا شد! - تسنیم
۱۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

مصدّق فکر می‌کرد آمریکا فقط قلقلکش می‌دهد؛ اما کودتا شد! - تسنیم

یک جامعه‌شناس سیاسی به روایت عجیبی از ضعف در تحلیل و اشراف دکتر مصدق در کودتای 18 مرداد 1332 پرداخت.

 ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است
۷ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است

سخنگوی وزارت دفاع با تأکید بر ضرورت تقویت توان کشور گفت: تنها راه سلطه‌ستیزی و مقابله با قدرت‌های بیگانه که استقلال، موجودیت و هویت ایران را هدف قرار می‌دهند، قوی شدن و افزایش قدرت کشور است.

 ببینید| نماینده کنگره آمریکا: باید شرایط را برای مردم ایران کاملا طاقت فرسا کنیم
۶ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ببینید| نماینده کنگره آمریکا: باید شرایط را برای مردم ایران کاملا طاقت فرسا کنیم

آنها (ایرانی‌ها) به عقب‌نشینی وجود ندارد، مگر اینکه آنها (ایرانی‌ها) به عقب‌نشینی وجود ندارد، مگر اینکه شرایط را برایشان کاملاً طاقت‌فرسا کنیم. اقتصاد یک ابزار است، اما صادقانه بگویم، اگر قرار است وارد جنگ شوید، هیچ جنگی با گذشت زمان محبوب‌تر نمی‌شود. ما باید از همان ابتدا ملاحظات را کنار می‌گذاشتیم و محکم به آنها ضربه می‌زدیم. باید شرایط را برای مردم آن کشور (ایران) کاملاً طاقت‌فرسا کنیم.

 نگران از جهنم برساخته تندروی‌ها
۱۳ ساعت قبل / سایت دیدارنیوز

نگران از جهنم برساخته تندروی‌ها

در پنجمین قسمت از فصل جدید برنامه «تنگنا» میزبان احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگار بودیم و او از دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش درباره امروز و فردای...

 کاظم جلالی: آمریکا مسئول حمله به مدرسه میناب است
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

کاظم جلالی: آمریکا مسئول حمله به مدرسه میناب است

سفیر تهران در مسکو گفت که آمریکا در تلاش است تا جنایت در مدرسه میناب را پشت بیانیه‌های سیاسی پنهان کند.