خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: آمریکا در روزهای اخیر دوباره به سراغ همان ابزاری رفته است که سالها یکی از پایههای سیاست نافرجامش در قبال ایران بودهاست. این بار اما شرایط با گذشته تفاوت دارد. آمریکا پس از ورود مستقیم به جنگ متجاوزانه و تحمل هزینههای نظامی، در حالی دامنه فشار اقتصادی را گسترش میدهد که اقتصاد ایران طی بیش از چهار دهه تحریم، مسیرهای تازهای برای تجارت و تأمین مالی پیدا کرده و روابط اقتصادی تهران با بازیگران اثرگذار منطقهای و بینالمللی نیز عمیقتر شده است.
از سوی دیگر، گسترش فشارها به کشورهای مختلفی مانند عراق، امارات و ترکیه نشان میدهد اجرای یک محاصره اقتصادی گسترده دیگر صرفاً رویارویی میان واشنگتن و تهران نیست و میتواند بازیگران بیشتری را درگیر کند.
اکنون مسئله این است که آیا آمریکا با تغییر میدان فشار میتواند همان هدفی را دنبال کند که در میدان نظامی به آن دست نیافته است، یا اینکه گسترش جنگ اقتصادی، محدودیتهای قدرت واشنگتن را بیش از گذشته آشکار خواهد کرد؟
تغییر زمین بازی از میدان جنگ به میدان اقتصاد
حدود ۶ ماه پس از حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، واشنگتن اکنون از ورود به مرحلهای تازه در فشار علیه تهران سخن میگوید؛ مرحلهای که بهجای اتکای صرف به قدرت نظامی، بر محاصره اقتصادی، محدود کردن درآمدهای نفتی و قطع مسیرهای مالی و تجاری ایران متمرکز شده است. دونالد ترامپ این مرحله را یک «عملیات اقتصادی» گسترده توصیف کرده و اسکات بسنت وزیر خزانهداری وی نیز مدعی اعمال «سختترین تحریمهای تاریخ» علیه ایران شده است.
این تغییر در شرایطی اتفاق میافتد که هزینههای نظامی آمریکا در جنگ با ایران افزایش یافته است. بر اساس ارزیابی منابع آمریکایی، ارتش این کشور در جریان چند ماه درگیری تقریباً تمام ذخایر موشکهای دوربرد دقیق خود از نوع «اتکمز» و «پریسیژن استرایک» را مصرف کرده و بخش قابل توجهی از ذخایر موشکهای تاماهاوک و رهگیرهای پاتریوت و تاد نیز به کار گرفته شده است. چنین فشاری بر ذخایر تسلیحاتی، ادامه یک جنگ فرسایشی را برای واشنگتن پرهزینهتر میکند. …












