خبرگزاری مهر، گروه استانها: وقف قرار بود سرمایهای باشد که با گذشت زمان تمام نشود و هر نسل از منافع آن سهمی ببرد، از درمان بیماری و تأمین نیاز محرومان تا ازدواج جوانان، مدرسهسازی، توسعه فرهنگ و ایجاد اشتغال، اما در کهگیلویه و بویراحمد بخش مهمی از این سرمایه یا هنوز درآمدزا نشده، یا درگیر اسناد و پروندههای حقوقی است و یا مطالبات آن از دستگاههایی که سالها از املاک وقفی استفاده کردهاند، پرداخت نشده است.
یک سوی ماجرا مردمی هستند که باید برای آینده جامعه وقف کنند و سوی دیگر دستگاههایی قرار دارند که باید از موقوفات صیانت کرده و حقوق آن را بپردازند، میان این دو اما یک سؤال جدی وجود دارد: اگر قرار است وقف بخشی از مشکلات مردم را حل کند، چرا ظرفیت موجود موقوفات استان هنوز تا این اندازه کوچک مانده و چرا بخشی از همین سرمایه محدود نیز درگیر مطالبات و موانع اداری است؟
آمارهای اعلامشده از سوی اوقاف، عمق مسئله را روشنتر میکند، در سامانه جامع موقوفات کهگیلویه و بویراحمد حدود هزار و ۴۰۰ موقوفه منفعتی و انتفاعی ثبت شده، اما حدود ۸۵ درصد آنها مربوط به مساجد و حسینیهها است و کمتر از ۱۵ درصد در زمره موقوفات منفعتی و درآمدزا قرار دارند، از طرفی درآمد موقوفات استان نیز در سال گذشته حدود ۱۰ میلیارد تومان اعلام شده و استان در رتبه ۲۹ کشور قرار گرفته است.
این اعداد فقط یک جدول آماری نیستند، پشت آنها یک مسئله اجتماعی قرار دارد، استانی که با نیازهای مختلف در حوزه درمان، آموزش، اشتغال، حمایت از خانواده، ازدواج جوانان، کمک به نیازمندان و خدمات فرهنگی روبهرو است، چرا نباید از ظرفیت وقف برای تأمین بخشی از این نیازها استفاده کند؟
وقف فقط مسجد و حسینیه نیست
تصویر سنتی از وقف، اغلب به مسجد، حسینیه و امور مذهبی محدود میشود؛ در حالی که فلسفه وقف میتواند بسیار گستردهتر باشد، یک زمین میتواند برای ساخت درمانگاه یا مرکز بهداشت وقف شود، ملکی دیگر میتواند پشتوانه مدرسه و آموزش باشد، موقوفهای میتواند درآمدش صرف ازدواج جوانان شود و سرمایهای دیگر میتواند برای اشتغال، حمایت از زنان سرپرست خانوار، کمک به بیماران یا تأمین نیاز محرومان اختصاص یابد. …













