استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، شهریور که به نیمه میرسد، کوچهها و خیابانها رنگ و بوی دیگری به خود میگیرند. ویترین مغازهها پر میشود از دفترهای نقاشی با جلدهای براق و رنگارنگ، مدادرنگیهای چیدهشده در جعبههای فلزی و چوبی، کیفهای نو با طرحهای کارتونی و کفشهایی که بوی نوییشان در فضای راسته بازار میپیچد.
برای بیشتر خانوادهها، این روزها همراه با هیاهوی شیرین خرید است؛ دست کودک در دست پدر و مادر، از این مغازه به آن مغازه، ورق زدن دفترها، انتخاب تراش و پاککن و امتحان کردن کیفهایی که قرار است بار یک سال تلاش و آموختن را به دوش بکشند. برای این کودکان، شهریورماه رویاپردازی برای روز اول مهر و ذوق پوشیدن لباسی نو است.
اما در همین شهر، درست در چند کوچه پایینتر و در پس دیوارهای خشتوگلی یا خانههای استیجاری حاشیه شهر، شهریورماه دلشورههای بیپایان است. صدای زنگ مدرسهها که از دور دست به گوش میرسد، برای برخی پدران و مادران، طنین اضطراب و شرمندگی است.
نگاه نگران پدری که دستش از درآمد روزمزد خالی است، به نگاه مشتاق فرزندش دوخته میشود؛ فرزندی که شاید زبان به خواسته نگشاید و با دیدن خستگی چشمان پدر، دفتر سال قبل را ورق بزند تا شاید چند صفحه سفید برای سال جدید پیدا کند.
مادری که روزهاست حسابوکتاب میکند تا ببیند چطور میتواند با اندک پساندازش، تنها یک جفت کفش برای فرزندش تهیه کند تا او در برابر همکلاسیهایش سرشکسته نباشد. برای این کودکان، اشتیاق رفتن به مدرسه در سکوت حسرت گم میشود؛ گویی رؤیاهایشان پشت در بسته نداری متوقف مانده است.
فاصله میان این دو دنیا گاهی به اندازه چند جلد دفتر، یک دست پوشاک مناسب یا یک کیف ساده است. نوشتافزار برای یک دانشآموز تنها چند برگ کاغذ و مداد نیست؛ ابزار ساختن آینده، اعتمادبهنفس و تکیهگاهی برای حفظ کرامت انسانی اوست.
وقتی کودکی به دلیل نداشتن ملزومات اولیه تحصیلی احساس کمبود کند، انگیزهاش برای درس خواندن کمرنگ میشود و بذر ناامیدی در وجودش جوانه میزند؛ بذری که میتواند در آینده به ترک تحصیل و هدررفت استعدادهای درخشان منجر شود. …












