در آن لحظه، به همکارم گفتم: «همانطور که امروز خواندن آن خطوط پیچیده و نسخههای کهن برای ما به مهارتی تخصصی و کمیاب بدل شده، در آیندهای نهچندان دور نیز، خواندن کتابهای قطور و طولانیِ امروز، مهارتی کمیاب خواهد شد.»
این پیشبینی، نه یک هشدار برای پایانِ دانایی، بلکه توصیفی از «تغییرِ ماهیتِ سواد» است.
ما عادت کردهایم سواد را با معیارهای «دوره خودمان» بسنجیم. برای نیاکان ما، سواد یعنی توانایی رمزگشایی از متون خطی؛ برای ما یعنی توانایی درک متون چاپی و دیجیتال. اما برای نسلهای بعد، سواد در حالِ تغییرِ شکل است: از «مطالعه عمیق و خطی» به «دریافتِ سریع و چندرسانهای».
امروزه پادکستها، ویدیوهای آموزشی و چکیدهنویسیها، ابزارهای اصلی انتقال دانش هستند. بسیاری این تغییر را به «بیسوادی» یا «کاهلی» نسلهای جدید تعبیر میکنند. اما آیا واقعاً چنین است؟
اینکه نسل آینده حوصله نشستن و خواندنِ چندینصد صفحه کتاب را نداشته باشد، به معنای بیسواد بودن آنان نیست؛ همانطور که ما امروز با وجودِ دانش، چندان توانا به خواندنِ یک نسخه خطیِ متعلق به قرن دهم نیستیم، بیسواد محسوب نمیشویم. …











